تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد - بررسي كارنامه دولت نهم «1»

بررسي كارنامه دولت نهم «1»

مقدمه: نيم نگاهي به كارنامه دولت نهم و فرجام و عاقبت شعارها و وعده هاي آقاي احمدي نژاد، در اين روزها كه بازار شعارهاي تازه مقامات اين دولت، ممكن است دوباره هوش و حافظه ما را مشغول كند و از داوري منصفانه نسبت به عملكرد دولت نهم و انتخاب هوشمندانه يك رئيس جمهوري توانمند غافل مان كند،امري ضروري است.اين يادداشتها به بررسي كارنامه دولت نهم مي پردازند.

«تغيير» به سبك احمدي نژاد!

بخش اول

دولت نهم مي تواند ادعا كند قبل از ديگران، «دولت تغيير!» بوده است و اين شعار را هم ديگراني مثل آقاي خاتمي و كروبي از كلكسيون شعارهاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد «رونويسي» كرده اند! درست مثل شعار «پرداخت ماهانه 50 هزار تومان به مردم» كه در سال 84 شعار انتخاباتي آقاي كروبي بود و بعد از «مصادره ناقص» توسط دولت نهم، حالااساسا" ادعا مي كنند ستاد فعلي آقاي كروبي هم آن شعار و هم شعار «توزيع سود فروش نفت» را از شعارهاي آقاي احمدي نژاد «رونويسي» كرده است! اما هم آن پرداخت ماهانه 50 هزار توماني در دولت نهم از اساس «تغيير ماهيت» داد و به گفته بسياري از مقامات تبديل به نوعي «گداپروري» شد و هم اين شعار«تغيير» در فرهنگ لغات آقاي احمدي نژاد، «معناي متفاوتي» با آنچه ما و شما و جهان از «تغيير» مي شناسيم، پيدا كرد.

دولت آقاي احمدي نژاد با همين «قرائت تازه!» چندين گونه «تغيير» را در طول اين چهارسال به نمايش گذاشت.يكي از آنها «تغيير» در وعده ها و شعارهاي انتخاباتي اش بود!

در اين نوشته، بخش اول «تغييرات» به سبك آقاي احمدي نژاد را به «شعارها و وعده هاي انتخاباتي» ايشان اختصاص داده ايم كه در رقابتهاي سال 1384 بيان شد.قابل تأمل اينكه؛ هرگز نمي توان به سرنوشت «تمامي» وعده هاي آقاي احمدي نژاد پرداخت! زيرا به گواهي آمارها، آقاي احمدي نژاد فقط در دو سال اول دولتش، «هر روز 17 وعده مختلف» در قالب ديدارها و سخنراني ها و «مصوبه هاي استاني» به مردم داده است! هزاران وعده ريز و درشت، منجمله نظير قول عجيبي كه به مردم خوزستان داد كه در ادامه اين نوشته به آن اشاره خواهد شد!

1.     در سال 1384 يكي از وعده هاي انتخاباتي آقاي احمدي نژاد، ادعاي وجود يك «مافياي مخوف نفتي» در كشور بود كه پول مردم را به جيب خودشان مي ريزند و وي قول داد با «مفاسد اقتصادي» مبارزه اي بي امان كند و از جمله گفت: «عدالت گستری و مبارزه با فقر و فساد و تبعیض از شعارهای اصل من است»، «ما می خواهیم جلوی رانت ها را بگیریم»، «مبارزه با فساد اداری و اقتصادی، سیاست قطعی دولت من است و کسانی که معتقد به آن باشند در دولت از آنها استفاده خواهیم کرد»، «من دست مافیای قدرت را از سر نفت کوتاه می کنم و حاضرم جانم را پای این قضیه بگذارم» و...

اما بعد از به قدرت رسيدن،نه تنها آن مافياها هرگز افشا نشدند، بلكه به گفته بسياري از «مسئولان خودي» دولت نهم،«مافياهاي تازه اي» هم سر برآورده اند و «طبقه جديدي از مافياها» رشد كرده اند.آقاي احمدي نژاد از اين واقعيت تجربه شده چشم پوشي كرد كه «طرح بحث مافياها كليت سيستم را محكوم مي كند!» و امروزه به گفته مسئولان كشور، «مافياها» ديگر نه فقط در عرصه نفتي، بلكه در عرصه هاي تازه اي مثل «مافياي قوه قضائيه!» ، «مافياي فوتبال!» ، «مافياي سيگار!» و حتي اخيرا" «مافياي بيمه هاي درماني!» هم شكل گرفته اند! اكنون و پس از سه سال اداره كشور توسط شخصيتي كه براي مبارزه با مافياها وارد عرصه شده بود، ادعاي ديوان محاسبات كشور و مجلس «همسو با دولت» اين است كه در «دولت مدعي مبارزه با فساد اقتصادي» دويست و پنجاه ميليارد دلار درآمد نفتي «مفقود» شده است! در واكنش به بگومگوهايي كه بين ديوان محاسبات و مجلس و دولت در گرفت، حتي بسياري از «اصولگرايان» هم، دولت احمدي نژاد را زير سئوال بردند كه با اين همه درآمد سرشار نفتي چه كرده؟ چندي قبل، آقاي عسگراولادي حامي سرسخت احمدي نژاد هم، به ناچار لب به شكايت گشوده و گفته است:« چرا هيچ توضيح قانع كننده اي نه از سوي مجلس نه از سوي دولت درباره چگونگي هزينه شدن دويست و چهل، پنجاه ميليارد دلار درآمد نفتي بيان نمي شود؟...اشكال ما اصولگرايان اين است كه دويست و چهل يا پنجاه ميليارد دلار در سال هاي پرنعمت داشتيم، هرچقدر مي گوييم اين پول ها كجا مصرف شده است؟ هنوز جوابي از دولت، مجلس و رييس جمهور نشنيده ايم!» روزنامه اقتصادي «سرمایه» اخيرا" فاش كرده: «منابع ارزی واقعی بودجه دولت احمدی نژاد در سه سال اول تقریباً معادل کل منابع ارزی واقعی بودجه دولت خاتمی در دوره هشت ساله این دولت در سال های 1376 تا 1383 بوده است.» يعني دولت آقاي احمدي نژاد در سه سالي كه گذشت،معادل تمام هشت سال دوران خاتمي منابع ارزي داشته! آقاي عسگراولادي سپس با لحني كنايه آميز گفته:«هنوز نمي دانم در صندوق باز بوده يا ته صندوق سوراخ بوده كه دلارهاي نفتي پريده است!»

اينها، بخشي از «نتيجه عملي» و «كارنامه عيني» دولتي است كه با «شعار» برخورد با مفاسد اقتصادي و افشاي مافياهاي مخوف نفتي رأي مردم را بدست آورد و حالا حتي از سوي «حاميان» خود، مورد سئوال جدي قرار دارد! اگر نخواهيم مانند آقاي عسگراولادي با كنايه و طعنه، «سلامت مالي» مسئولان دولت نهم را زير سئوال ببريم، بايد در «دانش مديريتي» اين دولت در «روشهاي برخورد با فساد» به طور جدي ترديد كنيم.دولتي كه در سايه مديريتش، حالا با بروز و ظهور «انواع مافياهاي تازه» روبروست!

2.     دامنه «تغيير شعارها» بيش از اينهاست! شعار «آوردن نفت بر سفره مردم» هم خيلي زود «تغيير» كرد و نه تنها سفره مردم نفتي نشد، بلكه از آنچه هم كه قبلا" داشت، تهي تر شد! به گفته مسئولان همين دولت، بيشتر از 15 ميليون نفر، به «زير خط فقر» رفته اند و عملا" توان اداره يك «زندگي حداقلي» را هم ندارند! به تازگي و بعد از «انكار» رئيس جمهور از اينكه او اساسا" «شعار سفره هاي نفتي!» را نگفته است، آقاي غلامحسين الهام سخنگوي دولت نهم توضيح داد:« منظور رييس جمهور اين بود كه اين عبارت متعلق به من نبوده است، نه محتواي آن . وي تاسيس صندوق مهر رضا و اختصاص بخش هايي از صندوق ذخيره ارزي در بودجه سال 85 را «بردن نفت بر سر سفره مردم كشور» دانست و تاكيد كرد: «رييس جمهور از شعارش برنگشته و نفت بر سر سفره مردم جاري شده اما با رايحه پيشرفت! احمدي نژاد گفت كه بايد افزايش قيمت نفت در زندگي مردم تاثيرگذار باشد و مردم بتوانند اثر اين رشد اقتصادي را در زندگي خود لمس كنند. پول نفت را نبايد در حساب هاي خا خارجي گذاشت تا سودش را آنها ببرند؛ لذا رييس جمهور اصل مطلب اين شعار را قبول دارد و به آن نيز عمل مي كند

3.     سپس نوبت به تغيير شعار انتخاباتي «مهرورزي» رسيد. جمله معروف آقاي احمدي نژاد در شب انتخابات كه گفت:«مگر مشكل كشور بيرون بودن چند تا تار موي دخترهاست؟» بعد از به قدرت رسيدنش، «تغيير» كرد و گشتهاي ارشاد و طرح امنيت اجتماعي و هزاران فقره برخورد و تذكر و ارشاد و دستگيري جوانان بدليل بيرون بودن «همان چند تار موي ناقابل»(!) حاصل كار دولت «مهرورز» بود! دولت مهرورز نهم، سپس به تشديد فشارها بر كارگران و معلمان و دانشگاهياني  پرداخت كه بدنبال «حقوق قانوني و صنفي» خويش بودند.بسياري از اساتيد مجرب دانشگاهها طي آنچه به «انقلاب فرهنگي دوم!» مشهور شد، بركنار و خانه نشين شدند.فشارها بر دانشجويان فزوني گرفت و عدم پرداخت مطالبات قانوني، قشر معلم و كارگر و حتي پرستار را ناراضي كرد و «مهرورزي» صرفا" نصيب اقشار و نهادهاي «حامي دولت» شد. اين همه در حالي صورت گرفت كه فروش نفت ايران،«دوران طلايي» خود را مي گذراند.با اين حال، دامنه «تغيير شعار مهرورزي» حتي به «خوديها» هم كشيده شد و وقتي وزير كشور محبوب آقاي احمدي نژاد، از تمايلات سياسي رئيس جمهور در جريان برگزاري انتخابات شوراها «تمكين» نكرد،بدون كمترين تحملي از كار بركنار شد.

4.     آقاي احمدي نژاد در «تغيير» شعارهايش و «وارونه كردن» وعده هايي كه به مردم داد، تقريبا" بي رقيب است! وي در دوران انتخابات سال 84 مدعي بود «حدود اختيارات و توانايي هاي رياست جمهوري» را مي شناسد و با همين اختيارات به مردم وعده مي دهد. اما بعد از بدست گرفتن قدرت، اين نظرش را هم «تغيير» داد و ناگزير شد براي رهايي از انتقادها، برخي مشكلات را به امام زمان(عج) محول كند! او ميان خود و امام زمان(عج) يك تقسيم كاري(!) انجام داد كه در تاريخ جمهوري اسلامي بي سابقه است! احمدي نژاد هر كجا كه با انتقاد و سرزنش مواجه مي شود، مديريت كشور را به امام غايب شيعيان (عج) نسبت مي دهد و مدعي است امام زمان در مديريت كشور مشاركت دارند! با اين سخنان، فرياد اعتراض بسياري از متدينين و حتي آيت الله مهدوي كني كه به نوعي از حاميان اوست، به آسمان رفته است.شنبه گذشته 21 ارديبهشت 88 آيت الله مهدوي كني در جمع دانشجويانش گفت: « نبايد آقاي احمدي‌نژاد اين سخنان را بگويد؛ چون ديد مردم را هم نسبت به امام زمان بد مي‌کند.» دبيركل جامعه روحانيت مبارز پرسيد: «اگر مديريت از امام زمان(عج) بود، يعني ايشان نمي‌توانند مافيا را از بين ببرند؟ برنج کيلو پنج هزار توماني هم از مديريت ايشان است؟ امام خميني با آن همه عظمت، بک بار هم چنين سخناني درباره رابطه با امام زمان و ... مطرح نكردند.»

با اين حال، غالبا" وقتي پروژه اي افتتاح شود يا رخداد مثبتي اتفاق بيفتد كه دولت نهم بتواند آن را «مصادره به مطلوب» كند، آقاي احمدي نژاد سخني از مشاركت امام زمان(عج) در مديريت كشور نمي گويد و با غرور، مدعي «مديريت بر جهان» مي شود.وي بارها از دنيا خواسته بيايند و «مديريت» را از او ياد بگيرند!

اخيرا" نخست وزير دوران جنگ در ديدار با علما و فضلاي حوزه‌هاي علميه، با كنايه به اين ادعاهاي احمدي نژاد گفته است:«از حل مشكل يك استان عاجزيم، اما مي‌خواهيم دنيا را اداره كنيم!»

شايد اشاره ميرحسين موسوي به خيل نارسائي هايي باشد كه مردم استانهاي كشورمان هنوز با آنها دست به گريبانند و دولت به وعده رفع كردن آنها عمل نكرده است.مشكلي نظير آب شرب خوزستان كه مردم آبادان و خرمشهر را مجبور كرد بجاي زنگ تلفنهاي همراه خود، سخنان و وعده هاي عمل نشده آقاي احمدي نژاد براي كشيدن لوله آب شرب روي موبايلهاي خود بگذارند.آنجا كه احمدي نژاد در اولين سفر استاني با ادبيات مخصوص خود به مردم خوزستان وعده داده بود:« اگر آب آشامیدنی این دو شهر بهبود پیدا نکند، پرویز فتاح وزیر نیرو را از لوله‏های آب خارج می‏سازد!» اينك اما آب شهرهاي خوزستان،حتي براي «استحمام» هم قابل استفاده نيست و بدليل 21هزار واحد شوري، پوست بدن را دچار سوزش و تاول مي كند! حالا بايد پرسيد ادعاي «مديريت جهان» از رئيس چنين دولتي، چه معنايي دارد؟ و ادعاي «دست داشتن امام زمان در مديريت كشور» چه بر سر ايمان مردم خواهد آورد؟

***

در يادداشت بعدي، درباره «تغييرات پي در پي» دولت نهم در بدنه مديريتي كشور خواهيم گفت كه در تمامي دولتهاي پس از انقلاب بي سابقه بوده و به «ماجراي عجيب كردان» تا «رفتارهاي مديريتي آقاي احمدي نژاد» مي پردازيم.نكات فراواني كه بار ديگر «اثبات!» مي كنند آقاي احمدي نژاد قبل از همه، مبتكر «شعار تغيير» بوده! منتها «تغيير به سبك احمدي نژاد»!

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 18 اردیبهشت1388|22:0| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |