«رأي معكوس!»؛«رأي لج!»
رفتار انتخاباتي مردم كشور ما،رفتاري پيچيده،خاص و گاهي غيرقابل پيش بيني است.يكي از اين رفتارهاي انتخاباتي مردم،دادن «راي نه!» يا انتخاب لجوجانه و معكوس(من اسمش را گذاشته ام «رأي لج!»)است كه به پيروزي شگفت انگيز يك رقيب منجر مي شود.
در سالهاي اخير،«نه»گفتن مردم در انتخابات و دادن «رأي معكوس» و اصطلاحا" «رأي لجبازانه به رقيب» ،به بخشي از «گفتمان عامّه مردم» تبديل شده است.مردم گاهي براي نشان دادن مخالفت خود با يك نامزد و جريان سياسي،حاضرند به فرد رقيب و جناح مقابل او رأي بدهند،اما مانع از پيروزي وي شوند.هرچند ممكن است دل خوشي هم از رقيب او نداشته باشند! ممكن است مردم بدليل اين انتخاب لجوجانه،چهارسال ناگزير از تحمّل مشقات تازه اي شوند و حتي در دل به لجبازي انتخاباتي خود نفرين كنند.اما اين نوعي از «رفتار انتخاباتي» مردم ماست و به ناچار آموخته اند ناخرسندي خود را اينطور ابراز كنند و طرفشان را اينطوري بچزانند!
مردم بخصوص در يك انتخابات «دوقطبي» بين دو فرد يا دو جناح،بسيار بيشتر از اين ابزار براي بيان «مخالفت» خود استفاده مي كنند.اما اين «دوقطبي بودن» را نبايد زودتر از موعد و به شكلي تصنعي «سزارين» كرد! در يك «انتخابات دوقطبي» كارشناسان طراح مبارزات انتخاباتي، حساب ويژه اي روي «آراي معكوس» يا «رأي لج» مردم باز مي كنند زيرا اين آراء گاهي چنان چشمگيرند كه همه محاسبات قبلي ستادهاي انتخاباتي را بهم مي ريزد و برنده و بازنده را جابجا ميكند. بخش زيادي از آراي «احمدي نژاد» در مقابل «هاشمي رفسنجاني»(در دور دوّم انتخابات 84)،و همچنين بخش زيادي از رأي «خاتمي» در برابر «ناطق نوري»(در انتخابات 76) ،رأي «نه» به طرف مقابل بود.در واقع مردم بدليل كدورتها و ناخرسنديهايي از جناح راست و بازار و شخص «ناطق نوري» به «خاتمي» رأي دادند و عده زيادي براي «نه» گفتن به هيمنه و قدرت و ثروت افسانه اي شخص «هاشمي رفسنجاني»(در آن زمان!) ،رقيب مستضعف و مردمي او «محموداحمدي نژاد» را برگزيدند.
در ميان اصلاح طلبان و اصولگرايان، كساني هستند كه اين «كنش» و رفتار انتخاباتي مردم ما را بخوبي مي شناسند و خوب ميدانند وقتي در عرصه انتخابات،نامزدهاي گوناگون و پرتعداد حضور دارند،بطور دقيق نميتوان ميزان اين «آراي معكوس»را محاسبه كرد. براي همين از حالا بدنبال حذف «رقيبان همسو در جبهه خودي» و «دوقطبي كردن انتخابات» هستند و در حقيقت از اكنون بدنبال يكسره كردن اين نوع آراء، يعني رأي «نه» مردم به طرف مقابل (كه تبعا" رأي «آري» به نامزد خودشان تلقي مي شود) هستند. هردو طرف بدرستي گمان مي كنند با دوقطبي شدن انتخابات بين خاتمي و احمدي نژاد،سبد « رأي لج و آراي معكوس» آنها پر مي شود و اين آراء، وزن سنگيني براي پيروزي نامزد مورد نظرشان خواهد داشت. اين يك ترفند انتخاباتي كارآمد است اما كي و كجا بايد مورد استفاده قرار بگيرد؟ آيا در هر مرحله اي از انتخابات،ميتوان روي وزن «رأي لج» حساب باز كرد؟ طبيعي است كه خير! ترفندهاي انتخاباتي براي اثرگذاري مطلوب،بايد به وقت خود انجام بگيرند.والا نتيجه مطلوب نمي دهند و گاهي معكوس عمل مي كنند.
اگر كمترين شناختي از رنگارنگي طيفهاي مردم ايران داشته باشيم، بايد بدانيم بين دو نقطه (احمدي نژاد- خاتمي) درّه اي است كه شايد ميليونها تن را در خود جاي داده است.يعني طيف بزرگي از مردم نه احمدي نژاد را مي خواهند نه خاتمي را.زيرا هر دو نفر را «آزموده اند» و هركسي براي موافقت و مخالفت با اين دو،دلايل و استدلالهاي عيني دارد. بنابراين «دوقطبي شدن انتخابات»اين طيف از مردم را(كه به عقيده من كم نيستند) از حضور در انتخاباتي كه هر دو سويش پيروز شدن كساني است كه نمي خواهند،منصرف ميكند.حال آنكه ممكن است براي سمپاتي با يك نامزد ديگر، با قطار انتخابات همراه شوند و به ناچار در جّو و فضا و فعل و انفعالات انتخاباتي قرار گيرند و در روزهاي پاياني يا دور دوم،ناگزير شوند رأي معكوس خود را به سود يكي از اين دو قطب به صندوقها بريزند.بخصوص در روزهاي پاياني،تكليف خيلي از «آراي لجوجانه» مشخص مي شود.زيرا موج تخريبها تا آن زمان،تب عصبي جامعه را حسابي بالا برده است.
بنابراين فشار براي كناره گيري كساني مانند كروبي ،روحاني،ميرحسين موسوي،قاليباف،نوري و غيره، نتيجه اي جز اين ندارد كه عده زيادي از مردم،از حالا از قطار انتخابات پياده شوند و اين در نهايت به زيان خاتمي و احمدي نژاد خواهد بود. معقول تر اين است كه فضاي انتخابات در «دور دوم» دوقطبي شود، نه اينكه از حالا با دوقطبي كردن مصنوعي و كنار زدن نامزدهاي ديگر،جمعيت كثيري از مردم از فضاي انتخاباتي كناره بگيرند و از همين حالا حتي از خير ابراز مخالفت و بيان خشم خود بوسيله «رأي لج!» بگذرند.
از طرفي كساني از اصلاح طلبان و اصولگرايان،كه اصرار دارند انتخابات از حالا دوقطبي شود و ميخواهند قطب بندي را فقط به خاتمي و احمدي نژاد تقسيم بندي و محدود كنند شايد تلاش مي كنند كه فرصت فكر كردن به قطبهاي سوم و چهارم را از مردم بگيرند و اصرار دارند از حالا در منوي انتخابي مردم،فقط دو نوع غذا بگذارند تا شريك سومي بر اين خوان گسترده ننشيند.زيرا جمعيت ميانه دو نقطه خاتمي – احمدي نژاد،طيفهاي مختلف و گوناگوني هستند كه گاهي ممكن است «رأي لج» خود را براي چزاندن خاتمي و احمدي نژاد(هردو) اصلا" به فرد يا جناح ديگري بدهند.(در انتخابات مجلس چهارم در كرمانشاه،مردم در مخالفت با رد صلاحيت نامزدهاي محبوب خود،لجوجانه و يكصدا آراي خود را به نامزدي دادند كه در شعارهاي انتخاباتيش گفته بود آسفالت خيابانهاي بالاي شهر را از جا ميكند و در جنوب شهر كار ميگذارد!) كساني از مردم،حاضر نيستند از بين دو گزينه (خاتمي- احمدي نژاد)از حالا يكي را انتخاب كنند و شايد بدنبال فرد ديگري هستند كه با دادن رأي به او،هر دو اين قطبها را بچزانند!حضور اين عده مردم در قطار انتخاباتي،در نهايت به سود همين دو قطب خواهد بود.
بهترين كار آن است كه در دور اول انتخابات، همه كانديداها با گرايشهاي متنوع وارد رقابتها شوند و فكر دوقطبي كردن زودتر از موعد انتخابات را نكنند.سپس در «دور دوم»،از ميان افراد راه يافته به دور دوم بر سر يكي اجماع (و ائتلاف) كنند. آن وقت اين عده از مردم، «رأي معكوس و رأي لج» خود را در يك انتخابات دوقطبي واقعي خواهند داد.
در اين فاصله كارهاي تخريبي و تبليغاتي، شناخت و عزم مردم را براي دادن «رأي مثبت» و «رأي لج» بيشتر ميكند و آنها را بخصوص براي « نه گفتن» مصّمم تر مي سازد.طوفانهاي انتخاباتي كه آرام گرفت،شايد عده اي از چزاندن(!) و دادن «رأي لجوجانه» منصرف شوند و مراد خود را در ميان نامزدهاي متنوع بيابند و «رأي مثبت» به او بدهند. ترديدي نيست كه هرچه ديرتر انتخابات دوقطبي شود،سبد «آراي لج» بزرگتر و سنگين تر مي شود و با استفاده درست از ابزارهاي اطلاع رساني و تبليغاتي،مي توان مردم را براي مخالفت با رقيب تهييج كرد و راي لج مردم را كسب نمود.
شك نكنيد در جامعه اي مثل ايران،و با توجه به رفتارهاي انتخاباتي مردم و عصبيتهاي فزاينده جامعه ما در بحبوحه انتخابات،ميزان «رأي لج!» آنقدر زياد هست كه بتواند جاي پيش فرضهاي «بازنده» و «برنده» را به كلي عوض كند. اين «آراي لجبازنه» ممكن است حتي شما را رئيس جمهوري كند!كافي است «قاعده اين بازي» را بلد باشيد!
این یادداشت در گویانیوز نیز منتشر شده است.

