تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد - پرسش و پاسخ!

        

از امروز در این پست به سئوالات ایمیلها و کامنتهای مخاطبان این وبلاگ در زمینه های مختلف پاسخ می دهم. البته ناگفته واضح است در حد وسع و سواد و بضاعتم...سئوالات خود را در کامنت انتهای این پست و یا از طریق ایمیل طرح کنید.این پست در پایان هر روز آپدیت می شود و سئوالات تازه مخاطبان در آن منعکس و پاسخ داده خواهد شد.انشاءالله.

 ۱- اسماعیلی دبیر بازنشسته: به نظر شما اگر آقای عبدالله نوری نامزد ریاست جمهوری شود٬ شانس آقای خاتمی کمتر نخواهد شد؟

بابک داد: سئوال شما ناظر به این است که اساسا" شانسی برای آقای خاتمی قائل باشیم! بنظرم این دو شخصیت محترم به ترتیب آقای نوری وارد این انتخابات نمی شوند و آقای خاتمی هم نه شانسی برای برد و نه رغبتی برای حضور ندارند.دلایلش هم واضح است.

 ۲- مسعود ۲۴ساله میناب: چطور می توانم کتاب صدروزباخاتمی را تهیه کنم؟ این کتاب در بازار کتاب پیدا نمی شود!

بابک داد: آخرین چاپ این کتاب در سال ۷۸ بود و بعد از آن به شکل افست و غیرقانونی توسط دیگران منتشر و توزیع شده است.تا جایی هم که من خبر دارم هنوز بصورت اینترنتی بفروش می رسد٬ بی آنکه چیزی به ما بماسد!!.اما انتشار رسمی آن در داخل ظاهرا" نه مجاز است و نه مقدور.

 ۳- زهرا غیبی: آقای داد چند تا تبریک باید به شما بگم. اول قالب خوب و تازه وبلاگتون. دوم وبلاگ هنری خیلی خوبی که راه انداختین توی بلاگسپات و سوم همین پرسش و پاسخ.اینها مبارک. لطفا بفرمایین چی به سر ما میاد؟ آیا واقعا" جنگ میشه؟ منتظر جواب شما می مونم. مرسی.

بابک داد: ممنون از تبریک صمیمانه شما.راستش درباره جنگ فکر میکنم آمریکا و اروپا بعد از دوگانه افغانستان و عراق، بدون اینکه خیالشان از ایران راحت شود از منطقه نخواهند رفت.یک راه محتمل آن،بروز جنگ است.با شرایطی که پیش میرود احتمالش متاسفانه کم نیست.

۴- نوید: سلام آقای داد.خسته نباشید.سئوال من اینست شما چه کسی را مشخصآ برای ریاست جمهوری پیشنهاد می کنید؟

بابک داد: شخصی مثل آقای موسوی خوئینی ها توانایی و شخصیت کسب این مقام را در شرایط حاضر بیش از بقیه دارند.

۵- فرخنده دانشجو از اصفهان: آقای داد سلام.ضمن تشکر از امکان تازه ای که در وبلاگ خوبتون گذاشتین،نظر شما درباره جنبش دانشجویی امروز چیست؟و بنظر شما آیا دانشجوهای امروزه واقعا می تونن حرکتهای موثری ایجاد کنند؟

بابک داد: دانشجوها در شرایط حاضر،کمی «دشارژ» شده اند که بعد از قطع امیدها و فرصت سوزیهای دوران اصلاحات، این دوران البته طبیعی است.با این حال،همین که مطالبات صنفی و سیاسی خود را با همین شرایط روانی خسته دنبال می کنند جای ستایش دارد.متاسفانه اصلاح طلبان هم اکنون هم حمایت لازم را از دانشجویان نمی کنند.و این اصلا جوانمردانه نیست.

۶- ثریا: سلام. آقای داد چرا میگین آقای عبدالله نوری اصلا وارد انتخابات نمیشن؟ دلیل شما برای این حرف چیست؟ آیا این یک خبره یا تحلیل؟ و دلیل شما چیست؟ ممنون میشم.

بابک داد: این یک تحلیل است اما قرینه واقعی هم کم ندارد. آقای نوری برای سالها سکوتی که کرده اند، دلایلی دارند که شکستن آن هم زمینه های خودش را میخواهد.ایشان با برخی اصول قانون اساسی فعلی مشکل جدی دارند و نمی توانند به عنوان رئیس جمهوری برای حفظ و اجرای همین قانون اساسی سوگند بخورند.ضمن اینکه زمینه پذیرش ایشان در حاکمیت وجود ندارد.

۷- آقای داد نازنین. اگر ممکنه درباره سرنوشت اون پسر و خانواده اون و اینکه چی بر سرشون اومد توضیح برین.واقعا کاری براشون کردین یا مردم کاری کردن؟ الان وضعشون چطوره؟با تشکر از وجدان بیدار شما.

بابک داد: راستش خبرهای خوبی نیست.بیشتر از سه هزار نفر مطلب «پیش فروش جسم» را خوانده اند اما تعداد پنجاه یا شصت ایمیل «اظهار همدردی» بدستم رسید که از همگی ممنونم.چند نفری هم کمکهایی کردند که با همه ارزش معنویش،متاسفانه آنقدری نیست که بجز رفع مشکلات امروز و فردای این خانواده،واقعا بتواند باعث تغییر جدی در زندگیشان بشود. با این حال از آنها متشکرم و کمکشان را رسانده ام. بسیاری هم بودند که بعد از کنجکاویهای فراوان یا اصرار برای دیدن این خانواده، یکهو غیبشان زد و مثل اینکه ماموریت داشتند سرکی بکشند تا کنجکاویان را درمان کنند و بعد راهشان را بکشند و بروند! درباره این خانواده تنها، یک مطلب دارم می نویسم که همین روزها روی وبلاگ میگذارم.

۸- فروغ: جناب داد راسته که توی مطلبتون نوشته بودین توی سرشماری دوسال قبل شما رو سرشماری نکردن یا طنز بود؟ مطلب دولت هدفمند نهم بود. واقعا" اینطور بوده؟ضمنا" واقعا شما رو دوست دارم و از مطالبتون و مصاحبه هاتون با صدای آمریکا لذت میبرم.اینکه گاهی طنز و مسایل جدی رو قاطی می کنین ویژگی خوب شماست. برای همین واقعا برام سئوال شده اون قضیه سرشماری واقعیت داشته یا نه. من از تهران هستم.مرسی.

بابک داد: باور کنید جدی بود! اگرچه بخاطر ظاهر طنزآمیز قضیه، بنظرتان یک طنزنوشته است! در حال حاضر ما سرشماری نشده ایم. بیمه هیچ تامین اجتماعی نیستیم! هیچ یارانه یا سهام عدالتی نگرفته ایم و اساسا" جزو «هدف» این دولت محترم نیستیم تا «خدمات هدفمند» شان را دریافت کنیم.

۹- مهرداد از اصفهان: درود بر شما آقای داد. خیلی بخش جالبی راه انداختید و امیدوارم هر شب همونطور که قول دادین به سئوالها جواب بدین. جناب داد بنظر شما آقای میرحسین موسوی آیا نامزد انتخابات می شن؟ و اگر قبول کنند واقعا میتونن کشور رو از این بحران اقتصادی نجات بدن؟ با سپاس از شما استاد گرامی.

بابک داد: راستش آقای موسوی دیگر قصد آمدن به عرصه کارهای سیاسی و اجرایی را ندارند.این را بارها گفته اند.از طرفی امکانات و اختیاراتی که در زمان جنگ به آقای موسوی داده شده بود و حمایتهای رهبری انقلاب از این نخست وزیر سالهای جنگ، هم دیگر قابل تکرارشدن نیست و هم معلوم نیست با عمق جراحتهایی که بر اندام اقتصاد کشور وارد شده، از ایشان هم کاری برآید.

۱۰- آرمین سنایی: مدتی (حدود 3-4 ماه) است که نوشته های وبلاگ شما و مواضعتان رو دنبال می کنم. در بعضی موارد با شما موافق بودم و در بعضی مخالف.اما نکته ی جالبی که از جانب شما دریافتم این است که شما یک نوع مواضع خاص و متناقض خودتان را دارید. مثلاَ بعضی از صحبت های شما شبیه به مشارکتی ها، برخی نزدیک به اعتماد ملی، بعضاَ کارگزاران و ...شاید خود شما به اینگونه بودن افتخار کنید. و یک حس مستقل بودن و فقط حق گفتن به شما دست دهد. ولی برای یک روزنامه نگار و یک تحلیل گر سیاسی زیاد جالب نیست که با همه مخالف و با همه موافق باشد. به اینگونه افراد لقب خاصی می دهند که بیان آن نه در خور شخصیت شماست و نه ادب بنده.نمی دونم تاحالا به این سوالات فکر کرده بوده اید یا خیر ولی جواب شما باید جالب باشه.موفق و پیروز باشید.

بابک داد: ممنونم. این بهترین تعریف و تحسینی است که می توانید از یک تحلیلگر کنید. شاید مشکل در همین باشد که ما سیاه یا سفید ببینیم و بخواهیم آدمها را سیاه و سفید طبقه بندی کنیم.یک «تحلیلگر» قرار نیست هوادار گروهی خاص باشد.جایی هست که کار یک گروه خوب و نتیجه بخش است، خب موافقت تحلیلگر را بدنبال دارد و گاهی برعکس.همان گروه در موقعیتی دیگر کار اشتباهی میکند که ایراداتش را بعنوان تحلیلگر نقد می کنم.کجای این کار آن ایرادی را که شما فکر می گویید متوجه یک منتقد می کند؟ بله! اگر من یک فعال سیاسی بودم، شاید توقع شما معقولتر بود که قاعدتا" باید جانب یک گروه خاص را داشته باشم. اگرچه من همان یکسونگری را حتی برای یک فعال سیاسی هم مایه اشتباه میدانم.آدمها وقتی صددرصدی می شوند دچار دگماتیسم و خطا خواهند شد عزیز.یک تحلیلگر بیش از همه به تشخیص دائمی خوب و بد و بیان شفاف آن نیازمند است و من خوشحالم اگر چنین باشم.

 

۱۱- مونا از تهران: سلام آقای داد. اگر ممکنه بگین متولد چه سالی هستین؟ و لطفا بگین چرا الان توی روزنامه ها کار نمی کنین؟ البته فکر کنم خودم میتونم حدس بزنم چرا؟ با تشکر

بابک داد: مرسی از شما.من متولد سال 1348 هستم و دلیل نبودنم در روزنامه ها بخشی بخاطر نوع نوشتنم است که فعلا" با احتیاطاتی که مدیران مسئول روزنامه ها مجبورند انجام دهند، نمی خواند. بخشی هم بخاطر نوع رفتارم که برخی مناسبات فعلی در روزنامه ها و رفتار فعلی بسیاری از مطبوعات را نمی پسندم.اما زمان زیادی برای کار در پیش است.

 

این پرسش و پاسخ هر شب آپدیت می شود و سئوالات تازه و پاسخشان افزوده  می شود.

برای مطالعه 

«پیش فروش جسم» و

 «فرشته ها با ما قهرند!»

روی تیترهایشان کلیک کنید.

 

 

 

 

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در چهارشنبه 26 تیر1387|20:45| با موضوع: یادداشتهای عمومی |