تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد - مذاکره یا جنگ؟




مذاکره یا جنگ؟| شنبه 22 تیر1387 | 14:55  

 

توضیح: این خلاصه مکتوبی است از حرفهایم در برنامه «تفسیر خبر» صدای آمریکا جمعه شب بیست و یکم تیرماه، که به بررسی سیاستهای خارجی آمریکا در زمینه ایران اختصاص داشت.فایل تصویری این برنامه تا یک هفته در وبسایت فارسی صدای آمریکا قابل دسترس و استفاده است.

اول : دیگر همه مطمئن هستند که نه ایران از خواسته اتمی خود دست بر می دارد و نه آمریکا و جهان حاضرند ایران اتمی را تحّمل کنند. این اطمینان دوسویه (یا دو قبضه!) باعث شده تا احتمال بروز جنگ نزد مردم کوچه و بازار،به عنوان یک احتمال جدی و نزدیک تلقی شود. بخصوص که اکنون مدتهاست همگان باور دارند برای مسئولان جمهوری اسلامی، مسئله هسته ای یک مسئله «حیثیتی» است و عدول از آن تقریبا ناممکن می نماید.

دوم: بعد از آزمایشهای موشکی ایران و اظهارات فرماندهان نظامی و کشوری ایران، بحث «احتمال بروز جنگ» به سطح جامعه و محاوره های مردم کوچه و بازار راه یافته است.این اتفاق حتی تا دو ماه قبل هم از سوی مسئولان کشور «ناصواب» می نمود و بعنوان «خالی کردن دل مردم» تقبیح می شد.به یاد بیاوریم زمانی را که آقای هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از «اوضاع بحرانی ایران در منطقه» ابراز نگرانی کرد و بلافاصله از سوی مطبوعات محافظه کار،به «خالی کردن دل مردم» متهم و شماتت شد.امروز اما، صحبت از کندن 320هزار قبر برای سربازان متجاوز به ایران و «به آتش کشیدن اسرائیل و منافع آمریکا در صورت حمله به ایران» است و همینها مردم را به بروز یک جنگ قریب الوقوع مشکوک ساخته است.

سوم: تعلیق غنی سازی «پایان» ماجرای ایران و جهان نیست، «شروع» آن است. غرب به تعلیق صرفا به عنوان «دروازه» اقدامات سلسله واری نگاه می کند که ایران را از حالت یک تهدید بالقوه خارج خواهد کرد.تعلیق غنی سازی راه را برای شروع مذاکرات با ایران درباره حداقل «چهار محور اصلی» باز خواهد کرد.از نگاه غرب و کشورهای 5+1 آن چهار محور چنین اند:«مهار برنامه های هسته ای ایران»،«مهار تروریسم ایران»،«مهار دخالتهای ایران در کشورهای منطقه» و «ارتقای وضعیت حقوق بشر در ایران»

غرب این چهار محور اصلی را گام به گام خواهد خواست و این واقعیت که «تعلیق غنی سازی» کلید ورود به این خواسته های استراتژیک بعدی است، باعث شده تا ایران بیشترین نیروی خود را به کار گیرد تا از قدرت چانه زنی بالا و بالاتری برخوردار شود تا اگر روزی بر سر میز مذاکره نشست، بتواند با کارتهای بیشتری بازی کند.و این البته غیرطبیعی نیست، اگرچه ممکن است بر سر «روشهای» چانه زنی، نظرات دیگری وجود داشته باشد.

چهارم: با این اوصاف، بعید به نظر می رسد که مذاکرات هفته آینده جلیلی – سولانا در ژنو به نتیجه روشنی منتهی شود. روزهای آینده معلوم خواهد کرد کدامیک از دو روی این سکه و بنفع کدام طرف این ماجرا به زمین خواهد نشست؟ مذاکره یا جنگ؟


به خواهر خوانده این وبلاگ هم سری بزنید !

برای بیان دیدگاه خود به پایین این صفحه بروید. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته اي بود از بابک داد | [لينك دائمي] | موضوع: یادداشتهای سیاسی |