هرگز نمی شد باور کرد که «آن توّهم بزرگ» کمتر از یازده سال بعد از آن روز، نصیب «خود» یاران خاتمی شود!
در ایام تبلیغات انتخاباتی قبل از دوم خرداد،در مسجد علمیه صدر اصفهان،لابلای صدها طلبه و روحانی وول می خوردیم و پیش میرفتیم تا به همراه سیدمحمدخاتمی به جایگاه سخنرانی برسیم.محافط ارشد از من «لاجون» هم کمک گرفت و دورادور خاتمی حلقه ای درست کردیم و پیشروی کردیم.اواسط برنامه، گروه انصار حزب الله وارد شدند و سینه زنان جمعیت نشسته طلبه ها را شکافتند و جلو آمدند.آن روز آنها یک «اقرارسیاسی» از خاتمی گرفتند که شرحش در «صد روز با خاتمی» آمده است. و یک «کنایه سیاسی» از خاتمی شنیدند.اینجا بیان آن کنایه منظورم است.
یکی از انصاریون با لهجه اصفهانی غلیظی فریاد زد «شما دچار توّهم شدین که می تونین بر ما ملت پیروز بشین!» و به جمع محدود انصاریون همراهش(یعنی ملت) اشاره کرد.خاتمی که در رندی و حاضرجوابی کم نظیر است،بلافاصله گفت:«توّهم بزرگ آن است که یک گروه کوچک فکر کند یک ملت است!»
حالا یازده سال از آن روزها میگذرد.گروه «یاران خاتمی» در انتخابات مجلس هشتم، با مصادره ی او،تبدیل به یک «اقلیت کوچک» شدند که دچار همان «توّهم بزرگ» شده است. آنان بعد از هشت سال اشتباه و فرصت سوزی، اکنون چنان فیلترینگ یاران خاتمی را تنگ کرده اند که فقط اقلیت کوچک خودشان از آن عبور می کنند و بسیاری از گروههای سیاسی و شخصیتها را بدان راهی نیست. آنها واقعا گمان می کنند اگر بتوانند یکبار دیگر با حاکمیت و شورای نگهبان توافق کنند، از این طرف یعنی از بابت «رای مردم» مشکلی نخواهند داشت و باز هم آرای میلیونی بدست می آورند.بد نیست هر وقت تب این توّهم تندتر می شود، به نتیجه کارشان در انتخابات شوراهای شهر و مجلس هشتم نیم نگاهی بیاندازند! سه نماینده سرگردان در شورای سوم شهر تهران دارند و چند نماینده سرگردان در مجلس هشتم،که قرار بود یک«اقلیت قوی!» باشند و در اولین معامله سیاسی خود «مغبون» شدند و حالا حتی عضو هیچ کمیسیونی هم نیستند! در حالی که در رای گیری برای ریاست آقای لاریجانی،که تنها زمانی بود که می توانستند قوی بودن اقلیت خود را اثبات کنند، باختند.و دو سره هم ضرر کردند!
اینهاست تنها ثمره آن «اقلیت کوچک» که هنوز هم گمان می کند « یک ملت پشت اوست!» و هنوز هم بجای مردمی شدن،«در به در» بدنبال راضی کردن مقامات نظام هستند برای آنکه اجازه بگیرند باز هم وارد تالار قدرت شوند!
بگذارید رک بگویم.دوستان گرامی! قبل از هر چیز باید آن توّهم بزرگ را علاج کنید.باور کنید ملت مدتهاست از شما «عبور» کرده و اکنون به افق دیگری نگاه میکند. شعارهای شما باید به روز شوند. نگاه شما باید به روز شود و توقع شما هم همچنان. باید به روز شویم. به این توّهم بیمارگونه پایان دهید که من و شما یک ملتیم! شما مردم را به «خودی» و «غیرخودی» تقسیم کردید و خودیهای خود را هم چنان معدود و کم شمار کردید که «ملت» برای شما، مانند آن جمع اندک مدرسه صدر، همان جمع محدود اطرافتان شده است!
رسیدن دوباره به قدرت،البته حق شما و حق هر کسی است. اما نه پیش از آنکه خود را درمان کرده باشد. دوستان! آن توّهم بزرگ واقعا" به درمان نیاز دارد...

