تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد

اصلاحگري از خويش/۴

آيا ابطحي؛«مفسر خاتمي» است؟

تحليل رفتار سئوال برانگيز و تناقضهاي اخير آقاي ابطحي،محمل مناسبي است براي ادامه بحث «اصلاحگري را بايد از خويش آغاز كنيم!»

يكبار بعد از نماز ظهر در ساختمان رياست جمهوري،يكي از استانداران (آقاي صوفي/استاندار وقت گيلان) از آقاي خاتمي گله كرد كه «چرا ميخواهيد زير قولي بزنيد كه خودتان بمن گفته بوديد؟» آقاي خاتمي معصومانه و بيخبر پرسيد:«كي؟من؟كدام قول؟» استاندار گفت:«سفرتان به گيلان در آخر همين ماه! رئيس دفترتان آقاي ابطحي ميگويد«احساس ميكنم» نظر آقاي خاتمي اين است كه به استان گيلان نيايد و اين سفر را لغو كرده

خود آقاي ابطحي هم ايستاده بود و گوش ميداد. آقاي خاتمي گفت:«من فكر كردم براي هماهنگي همان سفر آمديد!» بعد پرسيد:« شما از خود من چي شنيديد؟من هرگز گفته ام نمي آيم؟... به حرفي كه خودم ميزنم گوش كنيد نه چيز ديگر!گفته ام مي آيم و هنوز هم ميگويم مي آيم.همين ماه» آقاي صوفي در جواب گفت:«آخر ايشان رئيس دفتر شما هستند!قاعدتا" بايد حرف ايشان را حرف خود شما بدانيم!» آقاي خاتمي قضيه را به گفتن لطيفه اي جمع و جور كرد.لطيفه درباره همين نوع « نقل قولها و فهم وارونه» بود كه ماجراي نقل كردن سخنان كدخداي ده بود توسط يك روستايي ساده لوح! ظاهرا" يك روز كدخدا در حال عصبانيت به خودش دشنامي داده بود و حالا آن روستايي ساده لوح هركجا ميرفت،با سادگي قسم ميخورد:«كدخدا با لسان مبارك خودشان گفتند من (...)خوردم!به زبان مبارك خودشان فرمودند من غلط كردم!» آقاي خاتمي با اشاره به اين لطيفه،با فروتني گفت:«تا خودم زنده ام و تا اين لسان مباركم كار ميكند،چه نيازي داريد تفسيرش را از شخص ثالث بشنويد؟» آن سفر (به گيلان) بالاخره انجام شد.در همان ماه و طبق قول آقاي خاتمي.اما آن نوع رفتارها و مصادره خاتمي در آقاي ابطحي پايان نگرفت! اين رفتارهاي آقاي ابطحي و تفسيرهاي وارونه،البته خيلي مورد برخورد «علني» از طرف آقاي خاتمي قرار نگرفت.اما بارها در گفتگوهاي غيرعلني و جمعهاي كوچكتر،به كنايه و طنز و شوخي و جدي،از اين خصلت آقاي ابطحي شكوه و گلايه ميكرد.شخصا" فكر ميكنم صبر آقاي خاتمي درباره «تفسيرهاي وارونه»آقاي ابطحي، گاهي با صبر حضرت ايوب شانه به شانه ميزند!

از نگاه مردم (و حتي از نگاه يك استاندار) كه آقاي ابطحي و اين رفتارش را نمي شناسند،تعجب آور است كسي كه خود را بهترين «مفسر» سخنان آقاي خاتمي معرفي ميكند يا بدان «شهرت» يافته، چرا در «حقيقت سخنان» ايشان دخل و تصرف ميكند؟ چرا «سخن صريح» خاتمي براي انصراف به نفع حضور ميرحسين موسوي را به ميل خود تفسير ميكند؟ «تفسير وارونه» سخنان كسي كه شكرخدا زنده است و «عمل برخلاف» آن،براي مردم جاي سئوال دارد.

سخن زير كه آقاي ابطحي 21 اسفندماه درباره «عدم انصراف»آقاي خاتمي گفته بود،نشان ميدهد كه او حتي «سه روز قبل» هم، از منويات و گرايشات و «نوع تفكر سياسي و اخلاقي خاتمي » خبر ندارد! و چون خبر ندارد كه خاتمي چنان تصميمي دارد،پيشاپيش آن تصميم را «بي معناتر از هميشه» ميخواند. {به عقیده من بعد از آن توافق ها و اعلام رسمی آقای خاتمی مبنی بر حضور در انتخابات، انصراف اقای خاتمی بی معنا تر از همیشه خواهد بود.و تنها راه را برای ادامه کار آقای احمدی نژاد در پست ریاست جمهوری دوره آینده را هموار می کند.}

او دو روز قبل از انصراف آقاي خاتمي،باز از تصميم آقاي خاتمي مطلقا" اطلاعي ندارد و حتي محترمانه به ستاد ميرحسين موسوي حمله ميكند!و مينويسد:{ اینکه بعضی ها شایع کرده اند که با آمدن ایشان(ميرحسين) احتمال انصراف آقای خاتمی قوت گرفته است، از اتفاقات «غیر اخلاقی» است که ساحت آقای موسوی که به اخلاق مداری شهره بوده است و در بیانیه خود به رعایت اخلاق توصیه کرده اند از این رفتارها بری است و «دوستانشان» هم باید به این توصیه عمل کنند.}

با اين همه،يك روز بعد از اين همه تفسيرهاي وارونه آقاي ابطحي،آقاي خاتمي «با تاكيد بر عهد اخلاقي قبلي خود»انصراف دادند و صراحتا" به طرفداران خود توصيه نمودند به ياري ميرحسين موسوي بشتابند.اما شايد آقاي ابطحي بدليل اشتباه محاسباتي و حمله زودهنگام به ميرحسين موسوي،نتوانست «جايگاه موردنظر» خود را در حلقه اطرافيان ميرحسين موسوي بيابد! لذا بعد از تعطيلات نوروزي،برخلاف توصيه خاتمي عمل كرد و به ستاد آقاي كروبي پيوست!بديهي است ايشان هم مثل همه ما «حق انتخاب» دارد.اما نكته «غيراخلاقي» ماجرا آنجاست كه آقاي ابطحي براي توجيه عمل خود،سخنان صريح آقاي خاتمي را «وارونه» تفسير ميكند و در تازه ترين نوشته اش در «اعتماد ملي» مينويسد:«آقاي خاتمي به نفع اصلاحات و نه به نفع کسي انصراف داد!»

رییس دفتر رییس جمهوری سابق، حضور خود در ستاد آقاي کروبی را نه به دلیل «دلخوری از مهندس موسوی»، بلکه به دلیل «قانع نشدن» از حضور وی در انتخابات دانست! حال ببينيم «دليل» اين چرخش آقاي ابطحي چه بود؟ ايشان مي نويسد:«اصالت دادن به تفکر حزبي و تلاش براي تحقق جامعه‌مدني حزبي و تن‌دادن عملي به قواعد حزبي و مدني، دلايل اصلي من و بسياري از کساني است که آقاي کروبي را بهترين انتخاب شرايط فعلي مي‌دانند.»

با اين حساب «تن ندادن»آقاي ابطحي به «قواعد حزبي» را چگونه بايد تفسير كرد؟ با اينكه مجمع روحانيون مبارز هم «تلويحا"» از ميرحسين موسوي حمايت كرده بود،آقاي ابطحي عضوبرجسته آن مجمع،كه چنين اصراري بر تحزب دارد،به تصميم شخصي( و مغاير با تصميم حزبي)،به ستاد نامزد ديگري رفت.او يك روز قبل از حمايت رسمي مجمع روحانيون از ميرحسين موسوي،دليل اين رفتار خود را چنين بيان ميكند:{من عضو مجمع روحانيون مبارز هستم؛ اين تشکيلات «تاکنون تصميمي» نگرفته ‌است. بعضي از افراد آن طرفدار آقاي کروبي و بعضي طرفدار بي‌طرفي و بعضي حامي آقاي مهندس موسوي.}

اما ديروز مجمع روحانيون مبارز هم «رسما"» از نامزدي ميرحسين موسوي حمايت كرد. حال بايد ديد اين عضوبرجسته مجمع، به نظر حزبش احترام مي گذارد؟ يا بنا دارد نظر حزبش را هم مانند سخن آقاي خاتمي «وارونه»  و بنفع خود «تفسير» كند؟ سئوال اينجاست كه وقتي شخصي به تصميم حزب متبوع خود (و دبيركل آن يعني آقاي خاتمي) پايبند نيست،چرا چنان سخناني درباره «لزوم تحزب» و «تن دادن به قواعد حزبي» بيان ميكند؟ آيا اين رفتارها و گفتارهاي غيرصادقانه،در جايي كه بسياري از جوانترها و دانشجويان،ممكن است اين رويه آقاي ابطحي را بنوعي «نماد آقاي خاتمي» تلقي كنند و به آن اقتدا كنند، كاري «اخلاقي» است؟!آيا داوري جوانترها به اينگونه تناقضات آشكار،آينده كل جريان اصلاحگري را به خطر نمي اندازد؟

اصلاحگري را قبل از متن جامعه بايد از «خود» شروع كنيم.وقتي بين سخن و عمل ما اينهمه «تناقض» وجود دارد،وقتي براي «توجيه» عمل خود،سخنان يك نفر ديگر را «وارونه تفسير» مي كنيم،وقتي به «قواعدي» كه شعارش را ميدهيم «تن» نميدهيم، اصلاح طلبي چيزي نيست جز يك «پوشش» و يك«شعار توخالي»! اين تمام چيزي است كه من از اصلاحات آموخته ام:«اصلاحگري را بايد از خويش آغاز كنيم.با بيرحمي و سختگيري تمام نسبت به خود!»

مرتبط:این مطلب را هم بخوانید.و اگر نخوانده اید این را هم بخوانید.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در پنجشنبه 27 فروردین1388|20:26| با موضوع: نقد اصلاحات |

یادداشت سیاسی

روشهاي كسب محبوبيت اصلاح طلبان!

11 سال قبل، اصلاح طلبان براي جلب آراي مردم فرمولهاي كارساز و موثري داشتند و باعث شدند مردم بلافاصله پس از دوم خرداد76، شوراي شهر اول و مجلس ششم را هم به آنها بسپارند. اما اصرار بر تكرار همان فرمولهاي انتخاباتي، آن هم در حاليكه دوستان مشاركتي، دولت و مجلس را در اختيار گرفته بودند، باعث دلسردي و رويگرداني مردم از كل اصلاحات شد. مردم اول از همه در دوره دوم انتخابات شورهاي شهر و روستا، دلسردي خود را از اصلاح طلبان نشان دادند كه حاصل آن رسيدن آقاي احمدي نژاد به جايگاه استراتژيك شهرداري تهران بود. سپس مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم هم، يكي يكي از دست دوستان مشاركتي بيرون آمد و به مخالفان اصلاحات واگذار شد.

اين اتفاقات پي در پي، قاعدتا" مي توانست انسانهاي عاقل را به اين فكر بيندازد كه در روشهاي سياسي و فرمولهاي تبليغاتي خود تجديدنظر كنند.اما آنجا كه لازم بود،انتظار چنان تعقلي از دوستان مشاركتي، نافرجام بود! هرچه دلسوزان و دوستداران به سران اصلاح طلب تذكر و انذار دادند موثر واقع نشد و ديديم كه دوستان مشاركتي در انتخابات مجلس هشتم هم با تكرار روشهاي تبليغاتي نخ نما، بازنده ميدان بودند و اكنون اقليّتي منفعل در مجلس قانونگذاري هستند كه كمترين اثري در مقدّرات كشور ندارند.

 اما فرمولهاي كسب محبوبيت دوستان مشاركتي در يازده سال قبل و سالهاي بعد از دوم خرداد چه ها بود؟ و آيا امروز هم همان شيوه هاي تبليغاتي همچنان موثر و كارگر هستند؟ ....ادامه مطلب


                                         این مطلب را هم بخوانید:

                             توصیه ای به اصلاح طلبان

                         يا وارد زمين نشويد، يا قاعده بازی را بپذيريد!


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 20 مهر1387|20:36| با موضوع: نقد اصلاحات |

از «معجزات سكوت» اصلاح طلبان!

هر روز كه از عمر مجلس هشتم مي گذرد، «اعجاز غيبت و سكوت ناخواسته اصلاح طلبان» تجّلي بيشتري پيدا مي كند!

1-      به يك هفته هم نكشيد كه دستور رئيس جمهور احمدي نژاد آن هم توسط معاون حقوقي خودش زيرپا گذاشته شد! در «روز خبرنگار» آقاي احمدي نژاد از دستگاههاي دولتي خواست تا از رسانه ها شكايت نكنند و شكايات قضايي خود را پس بگيرند. اما به فاصله چند روز، دكتر رحيمي معاون حقوقي رئيس جمهوري ، با شكايت از سايت الف بخاطر افشاي جعلي بودن دكتراي وزير جديد كشور، موجب مسدود شدن اين سايت گرديد و دستور احمدي نژاد را زيرپا گذاشت! ماجراي دكتراي جعلي كردان را «روح الله حسينيان» ديگر نماينده اصولگراي تهران فاش كرد. كسي كه اصلاح طلبان در تحليلهاي خود، او را از مهمترين حاميان دولت نهم فرض مي كردند. اما روح الله حسينيان، عملا" سرسلسله جنبان بحث دامنگيري شد كه حتي ممكن است تا استيضاح دولت نهم هم به پيش برود.سئوال: كداميك از شخصيتهاي اصلاح طلب مي توانست به استحكام و صلابت حسينيان، وزير دولت نهم را به چنين چالش بكشد؟ پاسخ روشن است!

2-      در عرض چند روز،اعتراضهاي نمايندگان به ‏مدرك دكتراي كردان،به حدي بالا گرفت كه علي لاريجاني را وادار كرد تا به رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس براي تحقيق ‏درباره اصالت مدرك تحصيلي او ماموريت دهد.‏سايت اصولگراي الف به مديريت احمدتوكلي هم نخستين رسانه اي بود كه از دانشگاه آكسفورد استعلام كرد و جعلي بودن مدرك دكتراي علي كردان را تاييد كرد. كمي بعد عليرضا زاكاني ديگر نماينده اصولگراي مجلس هشتم، خبر داده كه دكتراي محمدرضا رحيمي (معاون حقوقي احمدي نژاد) هم تقلبّي است و او بخاطر جلوگيري از اينكه مبادا دامنه اين بحثها، دامان خودش را هم بگيرد، از سايت الف شكايت كرده و آن را مسدود كرده است!سئوال:كداميك از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم؛ چنين سرسختانه در مقابل اشتباهات دولت اصلاحات ايستادگي كردند و كداميك از آنان مشابه چنين تعّهدي از خود نشان دادند؟ پاسخ؛ واضح است!

3-      در همين مجلس اصولگراي هشتم  است كه صداي اعتراضها به سخنان اسفنديار رحيم مشايي معاون گردشگري رئيس جمهوري برخاسته و دولت نهم را در وضعيت آچمز قرار داده است.نشريه «صبح صادق» ارگان سپاه پاسداران و روزنامه كيهان و مراجع تقليد، با فشار بر احمدي نژاد از او مصّرانه خواسته اند «مشايي» را بركنار كند.آيت الله نوري همداني از پذيرفتن مشايي خودداري كرده و آيت الله ناصرمكارم شيرازي از علما خواسته تا سكوت مصلحت آميز و جناحي را كنار بگذارند و بر عليه اظهارات معاون دولت نهم موضع بگيرند.سئوال:...!سئوالي نيست!

اينها شمّه اي از «معجزه غيبت اصلاح طلبان در مجلس هشتم» است! شك نكنيد اگر اصلاح طلبان (خاصّه از نوع مجاهدين و مشاركت!) در مجلس هشتم قدرتي داشتند، نه تنها چنين استحكام و ابتكار عملي نداشتند، بلكه جناح اصولگرا هم به اتحّاد استراتژيك خود پايبند مي ماند و به دليل رعايت مصالح جناحي؛ از طرح اين واقعيات تكاندهنده و بيان اعتراضها خودداري مي كرد. اما اينك در غيبت اصلاح طلبان در مجلس هشتم،اصولگرايان با شدّت در مقابل اشتباهات دولت نهم ايستادگي كرده اند و بيشتر از اصلاح طلبان مصلحت جوي،بر دولت همفكر خويش انتقاد مي كنند.آنان هر اشتباه دولت مورد حمايت خود را سرسختانه تصحيح و اصلاح مي نمايند و دولت نهم هم قادر نيست با مظلوم نمايي، انتقادهاي وارده را رنگ سياسي و جناحي بزند و ناگزير از واكنشهاي مناسب است.

اين طنز تلخ روزگار ما است كه محافظه كاران؛ شجاعانه به «اصلاحگري» دولت خود روي آورده اند و اصلاح طلبان،در مقابل اصلاح ذهنيتهاي نادرست خود، ايستايي و «محافظه كاري» در پيش گرفته اند! با اين حال، اگرچه سكوت و غيبت اصلاح طلبان ناخواسته و از روي ناچاري است، اما نتيجه اي هم كه تاكنون از تحرّكات اصولگرايان پارلمان هشتم بدست آمده، «اصلاح طلبانه تر» از نتيجه كارهاي اصلاح طلبان مغشوش و غفلت زده در مجلس ششم بوده است!به عبارت بهتر،اصولگرايان براي اصلاح دولت همفكر خود،بسيار اصلاح طلبانه تر از نمايندگان مجلس ششم در مواجهه با دولت اصلاحات عمل مي كنند.

اينك بهترين بزنگاه براي اين «اصولگرايان مصلح» در پارلمان هشتم، مخالفت سرسختانه با لايحه خانواده است كه بزودي در صحن علني مجلس به شور گذارده مي شود.اين عمل متّهورانه مي تواند اعتماد مردم را به صداقت تصميمات آنان دوچندان كند. در مقابل، بهترين كار براي اصلاح طلبان،در كنار اين «سكوت ناگزير»، «بازسازي فكري» و «به روز شدن» است.زيرا اصلاح طلبي بدون ارتقاي مدام و تكامل دائمي، يعني هيچ!يك هيچ بزرگ!


بازگشت به صفحه اصلی

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 2 شهریور1387|1:54| با موضوع: نقد اصلاحات |

«این مکتوب کاملتری است از مصاحبه ام با رادیو فردا در چهارشنبه ۱۶ مرداد»

راي اعتماد به سه وزير تازه آقاي احمدي نژاد، بدون همراهي «اقليّت اصلاح طلبان مجلس» ممكن نبود! بخصوص در مورد وزير پيشنهادي كشور، كه اختلاف و چندپارگي ميان اصولگرايان چنان بالا گرفت كه فقط  حدود «سي راي» اقليّت مجلس به كمك جناح حاميان دولت و شخص آقاي كردان آمد و بالاخره او را روانه ساختمان خيابان فاطمي كرد!

اين دومين دسته گل اين اقليّت اصلاح طلب بود كه جبهه مشاركت با شركت در انتخابات مجلس هشتم، وعده ايجاد آن را داد تا اصلاح طلبان در قالب آن، در مجلس هشتم «به عنوان يك اقلّيت قوي!» توان ابراز وجودي داشته باشند! حتي اگر در قانونگذاري هم تاثيرگذار نباشند.

بار اول، اقليّت اصلاح طلبان مجلس هشتم، در راي به رياست آقاي لاريجاني به تلخي آزموده شده بودند. اين «اقليت قوي»(!) در زمان انتخابات هيات رييسه مجلس، در توافقي پنهاني با قبول كرد تا در ازاي راي به علي لاريجاني، در يكي دو كميسيون مجلس «حضور» داشته باشند! اما بعد از انتخاب قاطع علي لاريجاني، يعني راي همه نمايندگان (و اصلاح طلبان به او) هيچكدام از كميسيونهاي مجلس حاضر به پذيرش اصلاح طلبان نشدند و آنها اولين شكست تلخ خود در «لابي گري سياسي» را تجربه كردند.

در ماجراي راي اعتماد به وزراي پيشنهادي كشور و راه و ترابري، اصلاح طلبان مجلس هشتم، باز نشان دادند داشتن يك اقليّت قوي در مجلس هشتم صرفا" يك «توهّم» است و اين اقليّت قوي، حتي در يك راي گيري «پاياپاي» و مرزي هم نمي تواند بدرستي «تشخيص» دهد و به موقع «عمل» كند!

آرايش اصولگرايان منتقد و حامي دولت، در روز راي گيري چنان پاياپاي بود كه اقليّت بيست سي نفره اصلاح طلبان با كمي ذكاوت و موقع سنجي مي توانستند شرايط را بنفع مخالفان آقاي كردان تحويل نمايند و از رفتن ايشان به وزارتخانه اي كه بزودي انتخابات حسّاس رياست جمهوري دوره دهم را برگزار خواهد كرد، جلوگيري كنند. مع الاسف اين اقلّيت قوي، با راي مثبت به كردان، عملا" هزينه هاي انتخابات پيش رو را بسيار بالا برد!

اين «اقليّت منفعل» و بدون تاثير، «تمام سود حاصله» جبهه مشاركت است از انتخابات مجلس هشتم كه حتي به «هزينه كردن خاتمي» هم راضي شدند تا يك اقليّت قوي را شكل دهد! اين انفعال و غبن اقليّت اصلاح طلبان مجلس هشتم، بهترين گواه بر اين مدعاست كه جبهه مشاركت،بيشتر از آنكه يك حزب سياسي باشد، يك «محفل خصوصي و فاقد برنامه»است كه براي رسيدن به مناصب «كوچك»، حتي از قرباني كردن سرمايه هاي «بزرگي» مثل خاتمي هم هراسي ندارد.


                       از مطالب گذشته این وبلاگ:

                                 پیش فروش جسم!

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در پنجشنبه 17 مرداد1387|2:6| با موضوع: نقد اصلاحات |
* دوستي نوشته:« دوم خرداد آمد و رفت اما تو كاري نكردي! چيزي ننوشتي!» خب! گاهي وقتها همين كه كاري نمي كنيم و چيزي نمي نويسيم، خودش يك كار است!...
ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 3 خرداد1387|14:0| با موضوع: نقد اصلاحات |
* بالاخره دوستان ما هم در كار سياسي، يك مرام و مسلكي پيدا كرده اند كه به راحتي نمي توانند تركش كنند! مهمترين ويژگي آن هم بي برنامگي است! و البته استفاده از سلاح «مظلوميت» كه واقعا" در اين مملكت كولاك مي كند!


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در سه شنبه 17 اردیبهشت1387|15:10| با موضوع: نقد اصلاحات |

 * روزنامه نگاري چيزي بود شبيه رفتن روي مين! قدم به قدم كار كرديم تا دوم خرداد متولد شد و يك دولت با «سه هزار» پست مديريتي بدست اصلاح طلبان افتاد! «سه هزار» موقعيت براي انجام كارهاي ماندگار! و تمام آن فرصت با نهايت بدسليقگي و وقت كشي و خيانت از بین رفت....


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387|16:23| با موضوع: نقد اصلاحات |

اصلاح طلبان چهار دسته اند:

اصلاح طلبان «طلبكار»،اصلاح طلبان «وفادار»،اصلاح طلبان «سر كار» و اصلاح طلبان «بيكار و بدهكار»! اصلاح طلبان در جريان انتخابات مجلس هشتم،با وضوح بيشتري، طيف بندي و دسته بندي شدند.در واقع اين انتخابات،عرصه شناخت دقيقتر طيفهاي اصلاح طلب بود.متأسفانه ناگزيرم از برخي «واژگان مصطلح» هم در اين دسته بنديها استفاده كنم،با آنكه اين واژه ها چندان رسا و گويا نيستند.

***

 ١- اصلاح طلبان «طلبكار»(اصلاح طلبان اقتدارگرا): اين گروه،خود را مالك و فرمانده و وارثان جريان اصلاحات مي دانند و مدعي اند حدود و ثغور اصلاح طلبي، همان چيز غالبا"«مبهم و نامفهومي» است كه فقط  آنان بيان مي كنند.جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در اين دسته جاي گرفته اند.(و البته جايي هم براي كس ديگري باقي نگذاشته اند!) اصلاح طلبان اقتدارگرا براي دستيابي به «حداقل قدرت» معمولا"«حداكثر هزينه» را پرداخته اند و البته موفقيتي هم پيدا نكرده اند.آنها روابط دروني محفلي و فروبسته اي دارند و با مصادره آقاي سيد محمد خاتمي(و البته با همراهي ضمني خود ايشان) همچنان به وصول طلب خود از همه عالم و آدم و بازگشت به ساختار قدرت اميدوارند.رؤيايي كه احتمالا"راهي به سرزمين واقعيت نخواهد يافت.

٢- اصلاح طلبان «وفادار و اميدوار» (اصلاح طلبان حكومتي): اين گروه كه حزب اعتماد ملي به رهبري حجت الاسلام مهدي كروبي شاخص آن است،هماهنگي بيشتري با مقامات نظام نشان مي دهند و به وقتش بين «بودن يا نبودن»، اميد بيشتري به بودن دارند! اصلاح طلبان حكومتي، براي بودن در قدرت،اهل«چانه زني» با بزرگان نظام و «چانه خورد كني» ساير اصلاح طلبان غير هم كيش خود هستند! شمشير آنها (برخلاف ساير شمشيرها!) معمولا" دو لب دارد و با هر چرخش،هر دو طرف دعوا را نصف و ناكار مي كند! مشكل اينجاست كه از بس ميان اصلاح طلبان،«چندصدايي» و اختلاف و دودستگي وجود دارد، آن شمشير دولب، معمولا" به سر و كله دو گروه از اصلاح طلبان فرود مي آيد و فقط اينها را شقه شقه مي كند! اصلاح طلبان حكومتي،اين روزها پشت ميدان بهارستان جا انداخته اند و شبها همانجا مي خوابند و بسيار اميدوارند بليط تعداد بيشتري از ايشان،براي رفتن به پارلمان هشتم برنده شود.

 ٣- اصلاح طلبان «سر كار»(اصلاح طلبان بدنه جنبش!):- (كو جنبش؟) اين گروه هنوز خبر ندارند كه اصلاحات اكسپوزد شده و هنوز سفت و سخت پاي كار ايستاده اند و همچنان به «جنبش» مشغولند! اين موجودات دوست داشتني، همچنان فكر مي كنند «عده اي نمي گذارند» دولت خاتمي كاري بكند و هنوز مطلع نشده اند كه  آن «عده اي» الان مدتهاست صاحب كل مملكت شده اند! طفلكي آنها هنوز اعلاميه اصلاحاتي فتوكپي مي كنند و يادشان رفته بالاخره بايد از «پايين» چانه بزنند يا «فشار» بدهند؟! و يا بايد از «بالا» فشار بدهند و  لب بگيرند و يا «چانه» بزنند و فك خورد كنند؟! همانطوري كه هشت سال تمام بالاخره تكليف خود را نفهميدند كه بايد «جنبش» كنند يا «آرامش فعال» داشته باشند يا هر دو؟! و خلاصه كه بدجوري سر كارند!

٤- اصلاح طلبان «بيكار و بدهكار»(اصلاح طلبان اليت!) يا ( نخبگان نخبه كشي شده!): اين گروه آخر،كه جمعي روزنامه نگار و نويسنده و دانشگاهي و نخبه اند، مانند تمام طول تاريخ، گروه بدشانس و بداقبالي هستند! گروهي هستند كه در طول اين سالها،پست و مقامي نداشتند ولي با نوشته ها و سخنراني هايشان،يك سمباده ساختند و پيشاني خود را برق انداختند و سفيد كردند! حالا بلا نسبت مثل گاو پيشاني سفيد از دو طرف مورد آزارند.يك طرفش را كه همه مي دانند! اما اينطرفش هر «سه» دسته اصلاح طلباني هستند كه ذكرشان در سطور پيش آمد! يعني همه اصلاح طلبان «طلبكار» و «وفادار» و «سر كار»؛ با دمپايي و جارو و نعلين، بدنبال اين نخبگان مادر مرده «بدهكار» افتاده اند تا اولا" حساب همه شكستهاي اصلاحات را با آنها تسويه كنند و ثانيا" يك «نخبه كشي» ديگر با «قرائت اصلاح طلبانه» در تاريخ به راه بياندازند كه «اِند» نخبه كشي باشد! خدا خير گرداند!

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در یکشنبه 25 فروردین1387|17:21| با موضوع: نقد اصلاحات |

نقد اصلاحات

شمايلِ ذهنيِ اصلاحات !

(منتشرشده از روزنامه نوروز يكشنبه 30 تيرماه 81)

  

اين يادداشت را براي دومين سالروز ترور دكتر سعيد حجاريان نوشتم. اما انتشارش بدلايلي ميسر نشد. اينك و به بهانه سخن اخير سعيد در سومين كنگره جبهه مشاركت كه گفته:"اصلاحات هم، مثل من نياز به درمان دارد.." بهترين فرصت را براي عرضه اش مهيا ديدم.اميد كه خواندنش راهگشا باشد و لذتبخش.

 

***

ذهن ما به تصويرسازي عادت دارد و در دنياي ذهن، "واژه ها" و "عبارات"؛ شكل و شمايلي مادي و تصويري به خود مي گيرند. ذهن ما پر از تصوير و شمايل است. ...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 5 بهمن1386|19:43| با موضوع: نقد اصلاحات |

 

اين يادداشت را در زمستان چهارسال پيش و در نقد اصلاح طلبان نوشته بودم.

ببينيد امروز اين دوستان چقدر شبيه چهارسال قبلشان است! از خودم مي پرسم: وقتي حزبي چندسال درجا ميزند و امروزش شبيه چندسال قبل،بي برنامه و تهي از استراتژي است،چگونه مي تواند اصلاحات را نمايندگي كند؟

***

از پيروزي دوم خرداد بعنوان يك "مشق سياسي" بهره برداري شده تا يك....


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 5 بهمن1386|19:15| با موضوع: نقد اصلاحات |

خامي بزرگي است اگر فكر كنيم محافظه كاران، آنطوري كه مقبول نظر مردم و اصلاح طلبان باشد، به غائله ردصلاحيتها پايان دهند. يعني يا ردصلاحيت شدگان را تاييد كنند يا آن كارهايي را بكنند كه اصلاح طلبان مي خواهند. اين ممكن نيست!

در واقع آنچه كه اين روزها اتفاق مي افتد، نتيجه محتوم يك سري برنامه ريزي قبلي و فازبندي شده از سوي محافظه كاران است. آنها ديگر يك گروه متحجر يا واپس گرا نيستند كه زماني از سوي رهبر فقيد انقلاب تحقير مي شدند كه حتي قادر نيستند يك نانوايي را اداره كنند. آنها هم در طول اين سالها بر دانش سياسي خود افزودند و توان خود را بالا بردند تا امكان بي نظيري را كه بالاخره براي حكومت كردن بدست آورده اند، به مفتي از دست ندهند.براي چنين هدف بزرگي، آنها سختي بسياري كشيده اند و حسابي به خود زحمت داده اند و آنچه امروز در كشور رخ داده، بخشهايي از طرح بزرگي است كه محافظه كاران جوانب آن را از سالها قبل تدارك ديده اند.

حال آنكه دوستان مشاركتي ما هنوز مثل چندسال قبل مي انديشند و هيچ پيشرفت و روزآمدي در كردار و گفتار خود نشان نمي دهند.

***

از آغاز عيب بزرگ اصلاح طلبان،دست كم گرفتن رقيب بود. برخي از دوستان ما گمان مي كردند و مي كنند كه راستگرايان، متحجراني هستند كه بي هيچ برنامه اي در اين دنياي مدرن به دست و پا زدن مشغولند! حال آنكه حداقل برخي از راستگرايان، درست از همان روزهاي دوم خرداد، دست به زيركانه ترين بازي سياسي خود زدند و اصلاحات را بعد از مدت كوتاهي به جايي رساندند كه امروز رسيده است.آنان با توسل به همان شعارهاي رئيس جمهوري، مثل قانون مندي و آزادي بيان، كشتي اصلاحات را سوراخ كردند و به يمن غفلت اصلاح طلبان دولتي، به بسياري از اهداف خود رسيدند. شك نكنيد كه مردم با همه علاقه اي كه به آقاي خاتمي دارند، اما بدليل تعطيلي همه درخواستهايشان و فرصت سوزيهاي دولت و مجلس اصلاح طلب ششم،درباره انتخابهاي قبلي خود به تجديدنظر افتاده اند. اين واقعيت را بايد در ميان آحاد مردم يافت و نه در ميان نوشته هاي كساني كه از توده مردم غفلت كرده اند.

 

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 5 بهمن1386|19:13| با موضوع: نقد اصلاحات |

اين ديدار چه معنايي دارد؟!

 

خبر اين است: «آقای خاتمی چندی پیش ضمن حضور در دفتر آقای ناطق نوری، پیشنهادی مبنی بر تشكیل جبهه‌ای متشكل از افراد معتدل دو جریان سیاسی اصولگرا و دوم خردادی را مطرح كرده است.در اين ديدار پیشنهاد شده كه...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در سه شنبه 11 دی1386|17:4| با موضوع: نقد اصلاحات |

اصلاح طلبان آماده نيستند! 

 

شش سال از رياست جمهوري آقاي خاتمي گذشت تا ايشان به اين نتيجه برسد كه اختياراتش بعنوان يك رئيس جمهوري در اندازه يك مسئول تداركات است!لذا لايحه افزايش اختيارت رييس جمهوري را تنظيم كرد و به مجلس فرستاد.اگر همه چيز درست پيش ميرفت،....


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 1 دی1386|12:32| با موضوع: نقد اصلاحات |
وقتي دوستان و خوديها(!) در سانسور يك نامه مشفقانه به آقاي خاتمي مثل تمام سالهاي قبل نهايت لطف رو دارند» طبيعيه كه كسان ديگري اين نامه را با نهايت بدسليقگي به سود خود مصادره كنند. بخوانيد در سايتهاي محافظه كاران چطور نقل كرده اند. http://www.rajanews.com/News/?20219 http://www.aryanews.com/Default.aspx?cod=1020071110000528 http://www.alef.ir/content/view/19379/

 http://nosazi.ir/comments.asp?id=10389

 http://www.ghatreh.com/news/titr.php?cat=2

 http://www.khabarnet.info/index.php?option=com_frontpage&Itemid=1&limit=16&limitstart=16

 والبته در سايت امروز با خذف و اضافه و نقل از روزنامه جام جم!

http://emruz.info/ShowItem.aspx?ID=11615&p=1

و در اين سايتها و وبلاگها آمده است.

http://www.greenpath.blogfa.com/post-191.aspx

http://rajaeyezaman.blogfa.com/

 

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در دوشنبه 26 آذر1386|18:15| با موضوع: نقد اصلاحات |