تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد

توضيح: سلام بر مخاطبان آشنا. بدليل احتمال رديابي ام از طريق به روزرساني بلاگفا، نوشته هايم را در وبلاگ ديگرم به آدرس زير مي نويسم و هر بار كه فرصت نسبتا" امني دست بدهد، نوشته هايم را در اينجا مي گذارم.

وبلاگ فرصت نوشتن 2

به گفته برخي دوستان آگاه، احتمال عدم فيلترينگ اين وبلاگ، سعه صدر مسئولان نيست! احتمالا" براي امكان رديابي نويسنده اش اين وبلاگ را باز گذاشته اند. اما تا روز دستگيري، بودن من در اين سرزمين، نشانه ناتواني و «سند انكار قدرت» پوشالي امنيتي اين نظام است. خبر دارم تا كجاها را براي گرفتنم جستجو كرده اند و به لطف خداوند، ناكام مانده اند.  حالا متن «چند مطلب اخيرم» را يكجا براي مطالعه دوستان مي گذارم. كامنتها باز است. خودتان مراقب فحاشان و مأموران حقوق بگير نظام باشيد و هر يك دشنام آنها را با يك بيان منطقي و متين، پاسخ بگوييد. بگذاريم خوانندگان جوان يا تازه وارد، وزن منطق و عقلانيت اهالي جنبش سبز را در برابر فحاشي و حقارتهاي سينه چاكان اين نظام خونريز ببينند و خودشان ميان ما و آنها قضاوت كنند و به انتخاب برتر برسند. و لطفا" اهالي حقيقي جنبش سبز از نوشتن «مرگ بر..» در كامنتها استفاده نكنند. بگذاريد سياهي  شعار مرگ و ننگ براي نظام باشد. ما منادي زندگي و سبزي هستيم.

***

آرزو كنيد با «انقلاب مخملين» بركنار شويد!

رأي 25 ميليوني و تقلب ناشيانه نظام به نفع محمود احمدي نژاد، چنان «هضم نشدني» بود و هست كه مثل يك غذاي فاسد و مسموم، هنوز هم «روي دل» جامعه باقي مانده و «نفخ» بزرگي ايجاد كرده و همه اعضاي پيكره حامعه را به درد و بيماري و بي تابي دچار كرده است. اين كودتاي انتخاباتي «هضم ناشدني»، ناآرامي هاي وسيع و التهابات دامنه داري را در كل پيكره جامعه موجب شده كه فقط با «دفع» و يا «بالاآوردن» و «استفراغ» اين غذاي فاسد و ماده مسموم، جامعه مي تواند به سلامتي و آرامش قبل از 22 خرداد 88 برسد. اگر مقامات انتخابات را «ابطال» مي كردند، شايد به موقع اين غذاي مسموم، از سيستم گوارشي جامعه «دفع» مي شد و سّم آن از پيكره اجتماع بيرون مي رفت! حالا هم شايد ...

ديگر چه جنايتي مانده كه نكرده باشند؟

علني شدن نامه مسئولانه و دردمندانه آقاي مهدي كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني و تقاضا براي رسيدگي به كثيف ترين جنايتهايي كه در زندانهاي اسلامي رايج شده، مدال شجاعت و حق طلبي ديگري براي كروبي و سند تازه اي براي جنايات ضدبشري مقامات نظام است...

افشاي يك جنايت كثيف!

«ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!»

مهدي روز اول، تب داشت و هذيان مي گفت. با ديدن خون فراوان در ادرار و مدفوعش، دكتر درمانگاه برايش چند آزمايش نوشت و معاينه هاي دقيق تري كرده بود. بعد از اينكه دكتر معالج،«يواشكي» به پدر مهدي هشدار داده بود كه « طبق آزمايشهايي كه كرديم، پسرت را يك يا چند مرد، با زور مورد تجاوز جنسي قرار داده اند!» پيرمرد از حال رفته بود. «پارگي شديد مقعد» بعد از بارها تجاوز و خونريزي، مقعد و روده هاي او را دچار عفونت شديد كرده بود و بر اساس اين ظواهر مشكوك، دكتر درمانگاه مي خواست «مقامات قانوني» و كلانتري را در جريان «احتمال يك جرم» مثل زورگيري و تجاوز به عنف قرار بدهد كه پيرمرد، ماجراي «زنداني بودن پسرش» را گفته بود و كاغذ آزادي پسرش را نشان دكتر داده بود. دكتر شوكه شده بود و پيرمرد گفته بود ديگر از مقامات قانوني و پليس و مأمور مي ترسد و پسرش بدتر از او...

تجاوزها، براي بي انگيزه كردن جوانان پرشور ماست!

بازجو هنگام تجاوز:«اومدي رأيتو پس بگيري؟ بيا!»

 تو ١٨ ساله اي. سه ماه قبل «عاشق ايران و آزادي مردم» بودي و حاضر بودي جانت را هم براي سبزشدن وطن بدهي، اما اينجايش را نخوانده بودي كه بعد از چند هفته زندان و شكنجه، حالا از خودت،از مردم،و حتي از خدا هم خجالت مي كشي! بدت آمده! متنفر شده اي! گوشه خانه خزيده اي و نميتواني حتي بنشيني! بازجو...

واقعيت سرطاني دولت كودتا، به «جراحي ملي» نياز دارد!

آمريكا اعلام كرد؛ دولت جديد ايران را به عنوان يك «واقعيت» مي پذيرد و عبارت «دولت منتخب» را بعد از دو روز، به عبارت «دولت پيروز اعلام شده!» اصلاح نمود. خانم هيلاري كلينتون سخنان قبلي «رابرت گيبس» سخنگوي كاخ سفيد را تصحيح كرد و گفت: آمريكا، دولت تازه ايران را براي ادامه مذاكرات اتمي به عنوان يك «واقعيت!» مي پذيرد! اين اصلاح...

ادامه متن مطالب را در «ادامه مطلب» بخوانید


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در پنجشنبه 22 مرداد1388|19:2| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

توضيح: سلام بر مخاطبان آشنا. بدليل احتمال رديابي ام از طريق به روزرساني بلاگفا، نوشته هايم را در وبلاگ ديگرم به آدرس زير مي نويسم و هر بار كه فرصت نسبتا" امني دست بدهد، نوشته هايم را در اينجا مي گذارم.

وبلاگ فرصت نوشتن 2

به گفته برخي دوستان آگاه، احتمال عدم فيلترينگ اين وبلاگ، سعه صدر مسئولان نيست! احتمالا" براي امكان رديابي نويسنده اش اين وبلاگ را باز گذاشته اند. اما تا روز دستگيري، بودن من در اين سرزمين، نشانه ناتواني و «سند انكار قدرت» پوشالي امنيتي اين نظام است. خبر دارم تا كجاها را براي گرفتنم جستجو كرده اند و به لطف خداوند، ناكام مانده اند.  حالا متن «چند مطلب اخيرم» را يكجا براي مطالعه دوستان مي گذارم. كامنتها باز است. خودتان مراقب فحاشان و مأموران حقوق بگير نظام باشيد و هر يك دشنام آنها را با يك بيان منطقي و متين، پاسخ بگوييد. بگذاريم خوانندگان جوان يا تازه وارد، وزن منطق و عقلانيت اهالي جنبش سبز را در برابر فحاشي و حقارتهاي سينه چاكان اين نظام خونريز ببينند و خودشان ميان ما و آنها قضاوت كنند و به انتخاب برتر برسند. و لطفا" اهالي حقيقي جنبش سبز از نوشتن «مرگ بر..» در كامنتها استفاده نكنند. بگذاريد سياهي  شعار مرگ و ننگ براي نظام باشد. ما منادي زندگي و سبزي هستيم.

و اما بخشهایی از این مطالب. برای خواندن همه متن روی »ادامه مطلب« کلیک فرمایید.

پسورد پيروزي جنبش سبز: «وحدت» است!

 در روزهاي اول كودتا،برادرم سيف الله به بستر بيماري افتاد و من و خانواده ام، راهي كوچي اجباري شديم تا داغ خفه كردن همه صداهاي منتقد را به دل كودتاچيان بگذاريم. دورادور خبر برادر را داشتم. مطمئن بودم عيادت يا هرجور تماس با او يا خواهرانم، براي آنها دردسر درست مي كند....ادامه

***

«سوء مصرف!» سرمايه ها و ارزشها،

در «سال اصلاح الگوي مصرف»!

امروز سوگند دروغ،در نظام اسلامي «رسمي» شد! امروز در ام القراي جهان اسلام(!)، احمدي نژاد رئيس جمهور منصوب رهبر، در مراسم «سوگند رسمي» يا تحليف، بارها به دروغ قسم خورد و در مملكتي كه «كشور امام زمان» مي نامند، قسم دروغ را رسمي و باب كرد. در كشوري كه «قسم خوردن» ابزار...

***

از آب هم مضايقه دارند حاكمان!

مردم غرب تهران در طول يكي دو ماه گذشته، آب آلوده مخزني را خورده اند كه يك جسد در آن شناور بوده و متلاشي مي شده! ... به عبارتي مردم بيخبر غرب تهران، يكي دو ماه است از آن آب آلوده، براي خوردن و پختن غذا و شستن ظروف و لباس و استحمام و وضو و طهارت و پاكيزگي! استفاده كرده اند! ديشب بازپرس جنائي مسئول اين پرونده در... ادامه

***

جنبش سبز،رأس و بدنه ندارد!

درياست و حالا طوفاني شده!

تهديد دستگيري بزرگان جنبش سبز مانند آقايان موسوي و كروبي و خاتمي، باز هم نشان ميدهد مقامات نظام در فهم «ماهيت» جنبش حق طلبانه مردم ايران دچار بدفهمي و گيجي مفرط هستند و حقيقت آن را درك نكرده اند. جنبش سبز يك حركت خودجوش، كاملا" خودگردان و خودساخته است. شعارهايش...

***

بيرون بيا عزیز!

نيمه شب تهران و ايران به سحر نزديك شده، شيراز و تبريز و اصفهان و... هم! بلند شو! وقت مرگ است براي زندگي! صداي گلوله را جدي نگير! مرام گلوله «وحشت» است و مرام سينه ما «آرامش». بيا وحشت گلوله را در آرامش سينه هايمان قسمت كنيم و از غريو تير نترسيم. بيا و... ادامه

***

حضور «سياهي لشگرها» در «كاريكاتور تنفيذ»!

ملت دوستان و دشمنان خود را شناختند!

مسئولان برگزاري اين مراسم رسوا، براي پر كردن سالن دست به دامان كساني شدند كه حضورشان در «مراسم رسمي» نظير تنفيذ، هيچ موضوعيتي ندارد و فقط براي پر كردن سالن حسينيه(!) و به عنوان «سياهي لشگر!» آمده بودند. مراسم «رسمي تنفيذ»، كه يكي از مهمترين مراسم اداري كشور است، امروز با «حقارات تمام» برگزار شد و...

امروز 12  مرداد 88 «روز نكبت» است!

امروز؛ «روز نكبت» است! سياه بپوشيم!

امروز كودتا توسط رهبر «تنفيذ» مي شود!

امروز «رأي مردم» قرباني كودتاچيان مي شود!...

سهم خودت را براي آزادي بده هموطن!

... حالا ملت ايران در برابر يك ماجراي مرگ و زندگي قرار گرفته است. بين «بودن يا نبودن!» بايد يكبار بنشينيم و با خودمان فكر كنيم و تصميم بگيريم. دختر هستم يا پسر، زن هستم يا مرد، پير هستم يا جوا، بايد فكر كنم و از خودم بپرسم:  آيا از سهراب اعرابي جوان ترم؟ آيا از ندا آقاسلطان زيبا و جوان ترم؟ آيا من از اين جوانان به خون خفته، آرزومند ترم و آيا شايسته ترم تا به اين زندگي ذلت بار زير سايه ستم بچسبم؟ آيا من از كيانوش آسا دانشجوي فوق ليسانس باهوش تر و باسوادترم؟ آيا از ترانه موسوي بيگناهترم كه در راه رفتن...

هنوز از «اعتراف گرفتن دروغين» خجالت نمي كشيد؟

... بازجويم بدنبال اعتراف گيري براي اين «توهّم» بود كه در ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي، فساد اخلاقي حاكم است و فاحشه ها در آنجا با مسئولان ستاد روابط غيرافلاطوني دارند و چه و چه مي كردند! گفت:«در اين زمنيه اعتراف كن و بنويس!» از بازجو پرسيدم:« واقعا" اينطور بوده؟ اي نامردا! چرا منو خبر نمي كردن؟ چرا منو مي پيچون كه برم دنبال خبرنگاري و خودشون تنهايي...؟ خب شما كه اين چيزا رو مي دونيد بگيد اونجا ديگه چه خبرايي بوده؟!» بازجوي جوان خشمگين شد و هجوم آورد مرا بزند! گفتم: «خب! حالا يه مهلتي بده ببينم! شايد...

«ظلم» پابرجا نمي ماند! بيخودي دست و پا مي زنند!

مأموران امنيتي نظام، همواره بدنبال رسمّيت دادن به توهّمات بيمارگونه مقام معظم رهبري بوده اند و هستند. براي آنها عقلانيتي باقي نمانده كه از خودشان بپرسند اين مقام عظما درست فرموده يا غلط فرموده؟ مهم اين است كه آنها بايد سندي پيدا كنند و آن حرف و توهمّات رهبر را اثبات كنند! اگر آقاي خامنه اي مثل سال 77 بگويد «مطبوعات پايگاه دشمن هستند!» اينها بايد از چند خبرنگار اعتراف بگيرند كه با موساد و سيا همكاري مي كردند و پول هم گرفته اند! اگر «آقا» بگويد در اين انتخابات تقلب نشده و..

«هالوكاست اسلامي» در ايران!

قبل از امحاي آثار جنايتها،

براي سران كودتا «كيفرخواست بين المللي» بدهيم!

...اينك به بركت (!) كودتاي ننگين اخير، تمامي چهره واقعي اين نظام غيرمشروع و حكومت جائر و ظالم «يكجا» از پرده بيرون افتاده و حاكمان به طور كامل رسوا شده اند و پوشالي بودن داعيه مشروعيت مردمي و ادعاي اسلاميت و عدالت و... را يكجا نشان داده اند.  به بركت اين كودتا، تمام جهانيان ديدند رفتار مأموران در «ام القراي اسلام!» با مردم معترض و تجمعات آرام، چقدر وحشيانه تر از رفتار سربازان صهيونيست با شهروندان فلسطيني بود. دنائت و خونريزي...

«هالوكاست اسلامي»

فقط به «كمپ كهريزك» محدود نيست!

سران كودتا و مقامات ايران بايد پاسخ دهند چرا در برابر پنجاه روز جنايات هولناك و ضدانساني در «آشويتس ايران»؛ يعني كمپ كهريزك تا به حال، سكوت كرده بودند؟ آنها با نزديك شدن به روز تنفيذ «رئيس جمهوري منصوب رهبر» و به قصد آرام كردن فضاي سياسي كشور، به تعطيلي نمايشي آن مبادرت مي كنند، اما ددمنشي و خوي وحشي شان همچنان پابرجاست و هالوكاست و كشتار و شكنجه هاي كثيف را در اسارتگاههاي ديگر ادامه مي دهند. سران نظام بايد بگويند...

براي مطالعه متن كامل اين مطالب، روي «ادامه مطلب» كليك كنيد!

 


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 17 مرداد1388|21:14| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

تازه ترین مطالب مرا در وبلاگ جدیدم بخوانید

فرصت نوشتن2

 

آقاي قاليباف! چرا از «آقا» نمي پرسيد؟

اينها بخشهايي است از سخنان دكتر محمدباقر قاليباف شهردار اصولگرا و ولايت مدار تهران، كه به تازگي روي يوتيوب و سايتها منتشر شده است:

{ فضای سیاست، فضای کثیفی است، حتی منی که حالم از سیاست به هم می خورد، همین الان در این فضای کثیف حرکت می کنم...

--------------------------------------------------

روز تنفيذ احمدي نژاد را «عزاي ملي» اعلام كنيم!

روز تنفيذ حكم احمدي نژاد، رئيس جمهوري منصوب رهبري، سياه ترين روز تاريخ معاصر ما خواهد بود. روزي است كه رهبر با دست آلوده به خونش، حكم رياست جمهوري «مادام العمري» را به احمدي نژاد اعطاء مي كند و با اين كار، بر خلاف انتخاب ملت و خواست مردم، يكي از شيادترين و دروغگوترين كساني را به مسند رياست جمهوري مي نشاند كه تاريخ معاصر ما به خود نديده است.

ما «سند انكار» قدرت شمائيم!

زنده ياد احمد شاملو در شعري به اين مضمون گفته بود:« ابله مردا! من عدوي تو نيستم، من انكار توام!»

بعد از چهل روز «زندگي مخفي» و خانه بدوشي در  شهرهاي ايران و گريختن از دام مأموران نائب خودخوانده امام زمان، امروز  من به دستگاه امنيتي و وحشي اين نظام كودتايي مي گويم: «من و خانواده ام،هم دشمن و عدوي شما هستيم و هم سند انكار قدرت پوشالي شمائيم! شما با تمام يد و بيضا و تجهيزات اطلاعاتي روسي و چيني خود، عرضه نداشتيد و عرضه نداريد همه صداها را خاموش كنيد! همين «باقي بودن» ما در سرزمين ايران و همين سرگرداني و استيصال مأموران امنيتي نظام كودتايي ...

 


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در چهارشنبه 7 مرداد1388|18:55| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

بدلیل ردیابی و خطرات امنیتی، مطالب تازه را

در وبلاگ جدیدم در بلاگ اسپات  می نویسم

Babakdad.blogspot.com

و در موقعیتهای امنی مطالب تازه را در اینجا را به روز می کنیم.

********

«تخته پاره بر موج!» بخش چهارم

شصتمين روز دوري از خانه!

نبايد خسته و نااميد شويم!

در شصتمين روز دوري از خانه؛ خانواده ام از اين آوارگي و زندگي مخفيانه با همه صبوريها، طبيعتا" خسته و كلافه شده اند. زندگي زير سايه ترس، تجربه تازه و بسيار خاصي است. من البته سالهاست منتظر «گير دادن» دادستاني و ...


ادامه مطلب
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 3 مرداد1388|22:7| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |