تبليغاتX
فرصت نوشتن/روزنوشته های بابک داد

              چرا علي را مي كشيم؟!             

هر روز كه عدالت را قرباني مي كنيم، علي(ع) را مي كشيم! هر روز كه ظلمي را مي بينيم و روي بر مي گردانيم، علي(ع) را مي كشيم! هر روز كه ستمي مي كنيم يا ظلمي را مي پذيريم،علي(ع) را مي كشيم! هر گاه يتيمي را مي آزاريم،هر گاه فقيري را مي رنجانيم، علي(ع) را مي كشيم.علی را می کشیم و سیاهپوش علی هم هستیم!...

براستي كداميك از ما با معيارهاي عدالت علوي، جزو شيعيان و پيروان امام علي(ع‌)به شمار می آییم؟ و كداميك از ما حقیقتا" جزو همرديفان «ابن ملجم مرادي» و قاتل مشی علوی نيستيم؟ آیا هر روز دانسته و ندانسته٬  بر فرق عدالت علوي ضربتي فرود نمي آوريم؟ كداميك از ما روزهايش را با كاري علوي شب مي كند؟ و كداميك از ما با كشتن علي و منش علوي روزگار مي گذراند؟

بايد پرده هاي تعارف را با خود كنار بزنم و هر روز از خود بپرسم آیا امروز علوی بوده ام؟ آیا كارهایي که كرده ام «علوي» بوده اند؟كدام نشانه از كردار يا گفتار علي در امروز من ديده مي شود؟ با کدام نشانه ای مرا شیعه علی می شناسند؟ كدام ستمي را از مظلومي دفع كرده ام؟ كدام اشكي را از چشم يتيمي پاك كرده ام؟ و به خانه غمزده كدام فقير آبرومندي، شادي و سرور برده ام؟ اگر روزم خالي از اين كارها باشد،اگر روزم خالي از رفتار و گفتار علوي باشد،آيا در ادعاي پيروي از منش او صداقت دارم؟

سالروز شهادت امام علي عليه السلام بر پيروان حقيقي او تسليت باد.باشد تا لطف خدا و تلاش بي وقفه من و تو، مرا و تو را نيز در سلك پيروان حقيقي آن بزرگمرد درآورد و براستي علوي شويم.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در یکشنبه 31 شهریور1387|7:49| با موضوع: یادداشتهای عمومی |

تغيير همه جانبه قانون انتخابات ضروري است!

ظاهرا" تلاشهاي اخير براي تغيير قانون انتخابات، بيشتر حول شرايط نامزدي است.از شنيده هاي موثق چنين بر مي آيد كه مجلسيان براي جلوگيري از ازدحام ثبت نام كنندگان نامزدي رياست جمهوري، شرايط نامزدي را سخت تر خواهند كرد و تشخيص اينكه اشخاص ثبت نام كننده «رجل سياسي» هستند يا خير بر عهده شوراي نگهبان قرار خواهد گرفت.اين تغييرات هرگز در راستاي تغييرات لازمي كه مدتهاست مدّ نظر كارشناسان و اهالي سياست قرار دارد نيست و بيشتر يك جور اصلاحيه نرم خواهد بود.در حالي كه قانون انتخابات نيازمند صراحت و شفافيت و تغييرهاي بنيادي است.

در زير به چند عنوان از عناوين لازم براي تغييرقانون اشاره ميكنم  تا صرفا" ابعاد و شاخه هاي ضروري اين عرصه براي تغييرات قانوني روشن تر شود.

1-      شرايط نامزدي: اين شرايط بايد روشن،غير مبهم و غيرقابل تفسير به راي باشد.در حال حاضر شرايط اوليه نامزدي بي اندازه سهل است تا حدي كه در انتخابات نهمين دوره رياست جمهوري،تعداد فراوان نامزدها به يك مضحكه تبديل شد.متقابلا" شرايط نهايي نامزدي كه با نظارت استصوابي شوراي نگهبان اعمال مي شود فوق العاده سختگيرانه و گاها" سليقه اي و غيرشفاف است.نوعي اعتدال در اين دو سوي قيف بايد تدبير شود تا شرايط نامزدي بر اساس قانون اساسي،روشن و قابل فهم براي همه باشد. موارد روشني مانند مدرك تحصيلي، يا داشتن تعدادي امضا از شخصيتهاي سياسي يا مثلا" صد هزار امضا از عموم مردم مي تواند بخشي از اين شرايط باشد.

2-      احزاب: براي احزاب رسمي مي توان ضرورت برگزاري يك انتخابات مقدماتي دروني براي چيزي شبيه لويي جرگه را در قانون انتخابات پيش بيني كرد تا از مدتها قبل حمايت احزاب از نامزدهاي مورد نظر براي هواداران مسجل شده باشد.دولت نيز متقابلا" مي تواند به شرط داشتن نامزد معيّن، تسهيلاتي براي احزاب در نظر بگيرد.به گونه اي كه نامزدي شخصي و غير حزبي در پروسه نامزدي رياست جمهوري، امري غيرممكن و دشوار باشد و احزاب هم با برنامه هاي مدون و همه جانبه در اين رقابتها حضور يابند.

3-      وضعيت مالي: بايد بيلان وضعيت مالي احزاب و نامزدها پيش و در حين برگزاري پروسه انتخابات همواره روشن باشد و جهت جذب كمكهاي مردمي براي فعاليتهاي انتخاباتي، قوانين شفاف و روشني پيش بيني شود.همچنين حمايتهاي مالي از احزاب و نامزدها بايد مصون از اعمال نفوذ و دخالت دولت و نهادهاي حكومتي و يا ارعاب و تهديد حمايت كنندگان باشد.شرايط بايد به گونه اي باشد كه هيچكس بدليل حمايت از حزب و نامزد مورد نظرش دچار مشكلات بعدي يا تضييقات احتمالي از سوي حاكميت نشود.همچنين نحوه محاسبه هزينه هاي انتخاباتي نامزدها بايد كارنامه اي شفاف داشته و در هر زمان قابل عرضه به رسانه ها و عموم مردم باشد.

4-      مدت تبليغات: زمان معرفي و تبليغات احزاب و نامزدها بايد متناسب با مسئوليت سنگين 4 ساله رياست جمهوري باشد تا مردم امكان شناخت دقيق نامزدها و برنامه هايشان را داشته باشند و زمان محدود، مانع از اين شناخت نباشد.نامزدهاي انتخاباتي بايد از يكسال قبل از انتخابات امكان سفرها و ميتينگهاي انتخاباتي را با حمايتهاي انتظامي دولت داشته و دولت و نهادهاي حكومتي براي برگزاري برنامه هاي انتخاباتي، از دستورالعمل واحدي براي همه احزاب و نامزدها تبعيت نمايند.

5-      مواد تبليغاتي: يكبار براي هميشه بايد تكليف ميزان و اندازه مواد تبليغاتي نامزدها تعيين شود تا با سليقه مجريان يا به بهانه توسل به شعارهايي مثل «جلوگيري از اسراف» از تبليغات نامزدهاي خاصي ممانعت نشود.همچنين بايد مساوات در دسترسي به تبليغات رسانه اي و خطابه اي مانند نمازهاي جمعه و امثالهم براي همه نامزدها ممكن باشد.

6-      شمارش آرا: نحوه شمارش آرا و حد نصاب لازم و حضور نمايندگاني از سوي احزاب يا نامزدها در قانون فعلي شكل قاعده مندي دارد اما ظاهرا" بايد براي اجراي دقيق و بيطرفانه اين قانون تدبيرهاي تازه اي انديشيد.همچنين براي شمارش دستي و رايانه اي هم بايد يكبار براي هميشه تصميمي اتخاذ شود ك كمترين امكان دخالت انساني در شمارش آرا ممكن باشد.

7-      دخالت نظاميان: يكي از ضروريات قانون انتخابات،روشن ساختن درستي يا نادرستي دخالت نيروهاي نظامي كشور در پروسه انتخابات است.قانون بايد براي تخلفات احتمالي تدابير موثري پيش بيني كند و ضمانت اجراي آن را هم داشته باشد.مبحث دخالت نظاميان در انتخابات،يكي ديگر از مباحثي است كه هرگز به وضوح و روشني حل نشده و مانند ساير نواقص قانون انتخابات،ضعفهاي اين قضيه هم در بحبوحه انتخابات عيان مي شود و بعد از آن هم از يادها مي رود.

***

اينها فقط سرتيتر «برخي» از بخشهاي قانون انتخابات است كه براي تغييرش بايد بدانها نظر داشت.طبيعي است موارد را مي توان بسيار ريز و جزيي ادامه داد. بهرحال اگر قرار باشد انتخابات داشته باشيم، بايد قوانين انتخاباتي را بدرستي تعبيه كنند و بدرستي اجرا نمايند و همگي به نتايج چنان انتخاباتي ملتزم شوند.براي حاكميتي كه به داشتن نظامي مردمسالار افتخار مي كند و به برگزاري حدود سي انتخابات در طول سي سال حياتش مفتخر است، زيبنده نيست قانون انتخاباتش نارسا، پرنقص و در برخي موارد ساكت باشد.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در پنجشنبه 28 شهریور1387|12:38| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

بعد از 11سپتامبر،

خاتمي را جانشين مناسبي براي دبيركلي سازمان ملل مي دانستند.

«متن زیر شرح کاملتری است از گفتگویم با برنامه زن امروز در صدای آمریکا که در تاریخ پنجشنبه ۲۱شهریورماه انجام شده است.برای دریافت فایل تصویری این گفتگو می توانید به سایت صدای آمریکا مراجعه کنید.»

  ترديدي نيست كه اگر موضع ايران بعد از فاجعه يازدهم سپتامبر،موضعي غير از صلح طلبي دولت خاتمي و تاكيد شخص ايشان بر گفتگو بود،ايران هم در فهرست كشورهايي قرار مي گرفت كه در جنگ بوش عليه تروريسم مورد حمله واقع شدند.

نوامبر سال 2001 يعني دقيقا" دو ماه بعد از فروريختن برجهاي دوقلوي تجارت جهاني در نيويورك، به عنوان گزارشگر به همراه هيات رياست جمهوري اسلامي به نيويورك رفتم.به ايالتي كه بدليل محصول كشاورزي معروفش به «سيب بزرگ» هم معروف است و با سه اقيانوس كبير و آرام و منجمد شمالي همجوار است. در طول اقامت چهار روزه در نيويورك، فرصتهاي بسياري براي مرور فاجعه 11 سپتامبر يافتيم كه در نوع خود بسيار مفيد بودند.

اگر سري به كتابهاي قديمي آموزش زبان بزنيد،نشان «I LOVE NEW YORK»  را مي بينيد كه آن روزها هم، در تيزرهاي تلويزيوني پخش مي شد و غالبا برروي تي شرتها و ديوارها و سردرِ مغازه هاي اين شهر حك شده بود.براي مردمي كه اينگونه به شهرشان عشق مي ورزند، ديدن تلخ ترين فاجعه تروريستي تاريخ، هر جذابيتي را از بين برده بود. «حس مرگ» در آن روزها، شهروندان شادترين شهر دنيا را به مردمي غمگين و فكور تبديل كرده بود. مردمي كه ديگر حتي گشت و گذار در خيابانهاي پر نور "براد ــ وِي" و سياحت در بوستان بزرگ "سانترال پارك" نيز برايشان چندان جذابيتي نداشت.آنها پس از فاجعه يازدهم سپتامبر،گاه از صبح زود در مقابل كتابفروشيها صف مي بستند تا با خريد و مطالعه كتب اعتقادي و مذهبي، يك جورهايي با حس دهشتناك مرگ، به همزيستي برسند و به درك عوالم پس از مرگ راهي بيابند.

در آن سال نيويورك هفت و نيم ميليون جمعيت داشت، اما سالانه بيش از 30 ميليون جهانگرد آمريكايي و خارجي، پاي به اين شهر مي گذاشتند و با خود، بيش از 18 ميليارد دلار درآمد را عايد  اين شهر مي كردند.4 ميليون نفر از مردم نيويورك، سفيد پوست و بقيه رنگين پوست اند. در اين شهر، بيش از شش هزار مسجد و كليسا و كنيسه وجود دارد و 5100 سالن نمايش. نيويورك 4500 كارخانه دارد و 5000 شركت توليد لباس.نيويورك 150 موزه و 6 باغ وحش و 9 ورزشگاه و 200 آسمانخراش دارد.و اين تعداد آسمانخراش، از نيويورك، تصوير يك شهر عمودي را در ذهن متبادر مي كند. انگار كه اين شهر را ، نه بر روي زمين گسترده اند، كه از زمين به آسمان و به بالا كشيده باشند. در خيابان معروف "هارلم"، به نسبت خواربارفروشيها و سوپرماركتهاي خيابانهاي تهران، كليسا و مسجد در اينسو و آنسوي خيابان رديف شده بود و جالب اينكه، همگي هم برنامه هاي مفصل مذهبي و فرهنگي و مراجعان فراوان و ثابتي داشتند.و جالبتر اينكه در سال 2001، امنيت منطقه هارلم به مسلمانان احاله شده بود.همچنين در نيويورك 72 روزنامه با تيراژ 7 ميليون نسخه در روز، منتشر مي شد.

نيويورك از 5 بخش تشكيل شده كه "منهتن" بخش مركزي شهر و محل اقامت ما بود.منهتن همجوار رودخانه بزرگ "هادسن" است و علاوه بر مقر سازمان ملل، مراكز تجاري ، بورس سهام و ساير مراكز مهم نيويورك در آن واقع شده است.دو برج معروف مركز تجاري جهان با 110 طبقه نيز در قسمت جنوبي منهتن قرار داشتند. كمي نزديك به مجسمه معروف آزادي.دو ماه بعد از حمله به برجهاي دوقلو،هنوز از بقاياي برجها دود برمي خاست و گروههاي ويژه شهرداري با دقتي بالا، مشغول جمع آوري بقاياي اجساد قربانيان ماجراي 11 سپتامبر بودند.ماشينهاي خاكبرداري، خاكروبه ها را به بخش ديگري از شهر منتقل و در زمين مسطحي پهن مي كردند.سپس توسط دستگاههاي مخصوصي، تكه هاي گوشت و استخوان قربانيان را از خاك و سنگ و آهن، جداسازي مي كردند.برآورد گروههاي امدادي اين بود كه حدود 2 برابر زماني كه صرف ساختن اين دو برج شده است، بايد صرف غربال كردن اجساد از خاك و آهن شود.

بعد از فاجعه 11 سپتامبر، "قرآن كريم" به سرعت در آمريكا ناياب شد و با تيراژ بسيار بالايي مورد استقبال قرار گرفت. از كتابهايي مثل پيشگوييهاي نوستراداموس و امثال آن كه بگذريم، تشنگي بزرگ آمريكاييان براي دانستن هرچه بيشتر درباره مذهب اسلام بود. بعد از يازدهم سپتامبر، مردم آمريكا احساس مي كردند اسلام طالباني، نسخه اصلي و تنها نسخه اسلام است.اسلامي كه چنان جناياتي را تجويز مي كند. در آن بازار دوران، تنها دولت صلح صلب ايران بود كه نمايندگي اسلام پويا و مترقي را بر عهده داشت.اسلامي كه تا زبان به سخن مي گشود، نسيم دوستي و منطق و صلح و عدالت را پراكنده مي ساخت.

دوماه بعد از يازدهم سپتامبر2001 در نيويورك، هنوز امواج انساندوستانه همدردي، به سوي خانواده و بازماندگان قربانيان 11 سپتامبر ادامه داشت.بر روي برخي اجناس فروشگاهها، علاوه بر اتيكت قيمت كالا، برچسب ديگري نصب شده كه روي آنها نوشته شده:« كمك به بازماندگان مركز تجارت جهاني» و مثلا رقم 5 يا 10 دلار نيز براي اين منظور پيشنهاد شده بود كه غالبا از سوي مشتريان برخوردار، محاسبه و پرداخت مي شد.بي آنكه شكل محترمانه كمكهاي مردمي از بين برود يا احساسات نيازمندان را جريحه دار كند.شيوه محترمانه اي كه به دل هر كسي مي نشيند.

روساي جمهور كشورهاي بزرگ دنيا،از قضا بابت ماجراي 11 سپتامبر، در اجلاس 56 مجمع عمومي سازمان ملل در نيويورك حضور گسترده تري يافته بودند. اما آنكه بيش از همه ديده مي شد، كسي بود كه «سخني تازه» گفته و جهاني را تازه كرده بود.كسي كه بجاي «ائتلاف جهاني براي جنگ» سخن از «ائتلاف براي گفتگو و صلح» مي گفت و در آن اجلاس سخنانش موجب آرامش بخشي به مردم وحشت زده آمريكا و جهان شد.

سخنان خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل و پيش از آن اظهار همدردي رسمي دولت و مردم ايران با بازماندگان آن فاجعه بزرگ،همگي موجب شده بود تا جهان در آن روزگار شلوغ، صدايي از متانت و آشتي و آرامش از ايران بشنود.آن روزها چهره اي از ايران و ايراني در افكار عمومي جهان حضور داشت كه جز اقتدار و صلابت و صلح وجه ديگري نداشت.

 ترديدي نيست كه اگر موضع ايران بعد از فاجعه يازدهم سپتامبر،موضعي غير از صلح طلبي دولت خاتمي و تاكيد شخص ايشان بر گفتگو بود،ايران هم در فهرست كشورهايي از خاورميانه قرار مي گرفت كه در جنگ بوش عليه تروريسم نهايتا" مورد حمله واقع مي شد.و بي مبالغه بايد بگويم خاتمي در آن سال؛كه از سوي سازمان ملل به سال گفتگوي تمدنها نامگذاري شده بود، چنان شخصيت معتبري در جهان يافته بود كه زمزمه جدي ميان برخي هياتهاي نمايندگي كشوهاي اروپايي اين بود كه خاتمي جانشين مناسبي براي دبيركل بعدي سازمان ملل متحد بجاي آقاي «كوفي عنان» خواهد بود.

روزگار البته به شكل ديگري پيش رفت و كسي كه چنان آبرويي براي ايران و ايراني كسب مي كرد و حتي براي دبيركلي سازمان ملل نيز پينهاد مي شد،اين روزها براي حضور در رقابتهاي انتخاباتي بايد نگران اين باشد كه مبادا «ردصلاحيت» شود! و بقول آقاي مجيد انصاري «اگر خاتمي صلاحيت ندارد،چه كسي دارد؟»

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در دوشنبه 25 شهریور1387|4:35| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

توصیه ای به اصلاح طلبان

يا وارد زمين نشويد، يا قاعده بازی را بپذيريد!

سئوالی که پيش روی اصلاح طلبان است اين سئوال جدی است که اگر آقای خاتمی نامزدی انتخابات رياست جمهوری را بپذيرد ولی از سوی شورای نگهبان «ردصلاحيت» شود، آنها چه بايد بکنند؟

شايد جواب کلی و «سياسی» به اين سئوال را آقای سعيد حجاريان داده که اخيرا" گفته است:«اصلاح طلبان برای خاتمی ايثار و فداکاری خواهند کرد» اما نگفته چگونه ايثاری و چگونه فداکاريی خواهند کرد؟ او تهديد کرده اگر خاتمی را ردصلاحيت کنند، انتخابات را از همان مقطع تحريم خوهيم کرد! به عبارت بهتر يعنی به «قوانين بازيی» که با شناخت آن قوانين وارد زمين شده ايم، اعتراض می کنيم و در «ميانه بازی» زمين بازی را ترک خواهيم کرد! آقای حجاريان نگفته که اين تحريم بلااثر و «ترک زمين در حين بازی» چه سودی دارد؟و چه نفعی عايد مردم خواهد کرد؟ و نگفته که چرا پيش از ورود به زمين، آن «ايثار و فداکاری» را انجام نمی دهند تا «قوانين بازی» را تعديل و اصلاح کنند؟

اصلاح طلبان يکبار برای هميشه بايد نشان دهند که با قانون فعلی انتخابات و دخالتهای سختگيرانه شورای نگهبان مخالفند و با حضور در يک انتخابات نابرابر موافق نيستند و اگر قرار باشد از اهرم تحريم در «ميانه بازی» استفاده کنند،آموخته اند که مؤثرتر است که اين اهرم را پيش از سوت داور و «قبل از شروع بازی» بکار ببندند.

از انتخابات مجلس سوّم که شورای نگهبان قانون نظارت استصوابی را برای تاراندن منتقدين خودی (آن زمان اعضای مجمع روحانيون مبارز تهران)علم کرد تاکنون، اين قانون قربانيان «بيگناه» بسياری گرفته و بسياری از منتقدين آرام و حتی معترضان کم خطر درون نظام را هم از شرکت در رقابتهای انتخاباتی محروم ساخته است.

يکی از اخيرترين موارد ردصلاحيتهای پرسروصدای شورای نگهبان که با استفاده از نظارت استصوابی انجام شد،ردصلاحيت نوه امام خمينی نامزد نمايندگی مجلس هشتم بود و به روايتی عامل سکته قلبی و فوت آيت الله توسلی شد.قبل از آن در جريان انتخابات رياست جمهوری دوره نهم، دکتر مصطفی معين که سالها وزير دولت بود،از سوی شورای نگهبان ردصلاحيت شد اما با نامه تظلمّ خواهی جبهه مشارکت به مقام رهبری و صدور «حکم حکومتی» توسط ايشان،دکترمعين توانست وارد کارزار رقابتهای انتخاباتی شود.ناگفته نماند تقاضای دخالت و صدور حکم حکومتی از سوی رهبری در اين جريان،آن هم از سوی حزبی که قبلا" با حکم حکومتی رهبری در جريان بررسی «طرح قانون مطبوعات در مجلس ششم» مخالفت کرده بود، «صداقت سياسی» اين حزب را دچار خدشه جدی کرد و موجب ترديد جدّی مردم در خلوص گفتار و کردارهای حزب مشارکت شد.

اينک اصلاح طلبان که همواره قربانيان نظارتهای سختگيرانه شورای نگهبان بوده اند، شوق بيشتری برای ورود به زمين بازی دارند و حتی زودتر از رقبای ديگر نامزدهای خود را معرفی کرده اند! ظاهرا" آنان هنوز تجربه های تلخ پيشين را بخوبی درک نکرده اند و هنوز درنيافته اند که اگر قبل از شروع رقابتها، نظارتهای بی حد و مرز شورای نگهبان محدود نشود،نظارت استصوابی می تواند باز هم در هرکجای پروسه انتخابات اصلاح طلبان را از رسيدن به پيروزی محروم کند.نظارت استصوابی چنان قدرت عملی به اين شورا ميدهد که با استناد به اين قانون و بدون اينکه صدای اعتراض اصلاح طلبان صدای رسايی باشد،می تواند آنان را از دايره رقابت بيرون بگذارد.از ديدگاه ناظران بيرونی و مردم هم، کار اين شورا حداقل ظاهری قانونی دارد و اعتراضها حتی اگر از سوی نوه امام خمينی باشد، نهايتا"از سوی مرجع بالاتر مسموع نيست.اگر هم بنای دخالت مرجع بالاتر باشد،تنها در قالب صدور حکم حکومتی از سوی رهبری است که ممکن است روزی هم برعليه خواسته اصلاح طلبان و بنفع رقبای آنان صادر شود و آن زمان ديگر جای اعتراضی برای اصلاح طلبان باقی نمی ماند.

عقل سليم حکم ميکند که اصلاح طلبان در يک حرکت جمعی، تلاش و يا بقول سعيد حجاريان «فداکاری و ايثار» کنند تا قانون فعلی انتخابات تغيير کند.و يا اينکه با وجود اين قانون، از شرکت در اين رقابتها خودداری کنند و اساسا" وارد زمينی نشوند که قرار است ببازند.متقابلا" غيرعقلانی ترين کار اين است که وارد بازيی شوند که قانون و قاعده اش را قبول ندارند و وسط بازی هم داد و فغان براه بيندازند يا بخواهند زمين را ترک کنند.راستش مردم از اين دودوزه بازيهای سياسی برخی از اصلاح طلبان و اين مظلوميت نمايی بيحاصل شان خسته شده اند.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 23 شهریور1387|12:49| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

سخنان مشايي؛«تاكتيك» يا «تُپُق»؟!

بالاخره چه خواهد شد؟ آيا رئيس جمهوري تسليم فشارها مي شود و پدر عروس خود را از رياست بر صنعت گردشگري (كدام صنعت؟!) بركنار خواهد كرد؟ يا اينكه «جعبه سياه» اين ماجرا هم براي «بررسي» به آزمايشگاهي مي رود كه درب خروج ندارد؟! چه اتفاقي افتاده؟ مشايي چه گفته است؟مشايي گفته «با مردم اسرائيل دوستيم»! اما اين حرف كه در گفتمان جهان امروز،ظاهر درست و مقبولي دارد،از زبان يكي از مسئولان حكومتي گفته شده كه اساسا" پديده اي بنام اسرائيل را «نامشروع» ميداند و همواره خواهان «محو»آن بوده است.

شايد (اين شايد را با تاكيد بخوانيد) اين سخنان معاون احمدي نژاد،يك «تاكتيك» بوده است و مشايي اين سخنان را براي «اختلاف افكني» ميان شهروندان و حاكمان اسرائيلي گفته تا «خطر ايران اتمي» را كمرنگ كند و از طريق افكار عمومي شهروندان اسرائيلي،از فشارهاي دولت اسرائيل بر ماجراي هسته اي ايران بكاهد! اگر چنين باشد بركناري اسفندياررحيم مشايي از سوي احمدي نژاد ممكن نيست، زيرا سخنان اين معاون رئيس جمهوري، بخشي از يك «تاكتيك» سياسي است كه فاش ساختن آن اگرچه ممكن است نيروهاي ارزشي و مراجع تقليد را تا حدودي توجيه و قانع سازد اما موجب مي شود «تاثير سياسي» آن در ميان شهروندان اسرائيلي از بين برود.از نقطه نظر تاكتيكي خوبست مردم اسرائيل بدانند در ميان مسئولان ارشد حكومت ايران، هستند كساني كه خواهان «محو» اسرائيل نيستند و از دوستي و «مهرورزي» حرف مي زنند.اما از لحاظ «استراتژي» اين حرف چيزي در مايه هاي «ارتداد»از اصول انقلابي محسوب مي شود!خاصه در ميان اصولگرايان كه همواره به مشي سياسي خود مباهات مي كنند و اصلاح طلبان را «تجديد نظرطلب» مي شمارند. «اصولگرا» يعني كسي كه به تاكتيك و سياسي كاريهاي رايج اعتقادي ندارد و همواره بدنبال «استراتژي» و اصول بنيادين اتقلابي است. و يكي از «اصول» رهبر انقلاب اسلامي، محو اسرائيل بوده است.

شايد هم نه! يعني ممكن است مثل خيلي اتفاقات ديگر، مشايي هم سازي «خارج از نت» زده و سخني گفته كه هيچ طرح و تاكتيكي پشت آن نبوده و به اصطلاح «تُپُق» زده است. «تاكتيك» يا «تُپُق»؛‌هرچه كه باشد، كار خيلي بالا گرفته است!هم مخالفان مشايي و هم رئيس جمهوري حامي او، محكم بر سر موضع خود ايستاده اند و حاضر نيستند كوتاه بيايند.و معلوم است چاره كار كجاست؟آخرين خبر سايت تابناك اين است كه جمعي از روحانيان مجلس هشتم نامه اي به رهبري نوشته اند و صلاح كار را از ايشان جويا شده اند.اگر اين خبر درست باشد،به تنهايي گوياي اين حقيقت است كه مجلس هشتم هيچ قدرتي براي نظارت بر عملكرد دولت نهم ندارد و بُعد «نظارتي» مجلس كاملا" تعطيل و فلج شده است.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در سه شنبه 19 شهریور1387|21:50| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

زمان اصلاح قانون انتخابات

خبر:

چهارشنبه گذشته روزنامه مردم‌سالاري نوشت: وزارت كشور مي‌خواهد انتخابات رياست‌جمهوري را با قانون فعلي برگزار كند!

اعتماد ملي هم همان روز در صفحه نخست خود نوشت: پس از آنكه بسياري از شخصيت‌ها و احزاب سياسي و نمايندگان مجلس از لزوم بازنگري و تغيير در قانون انتخابات سخن گفتند و در شرايطي كه تعداد قابل توجهي از نمايندگان مجلس نيز فارغ از گرايش‌هاي سياسي بر اين ضرورت تاكيد داشته و دارند، روز گذشته معاون حقوقي و امور مجلس وزير كشور اعلام كرد: انتخابات دوره دهم رياست جمهوري با قانون فعلي انتخابات برگزار مي‌شود. اظهارات موسي‌پور، با واكنش برخي نمايندگان مجلس مواجه شد. از جمله حسين مظفر نماينده اصولگراي مجلس هفتم گفت: كساني كه مي‌گويند قانون انتخابات نيازي به بازنگري و اصلاح ندارد، براي تضمين سلامت انتخابات اهميتي قائل نيستند.

 ***

قانون انتخابات در كشور ما در برخي موارد ناروشن، قابل تفسير به راي و در بسياري موارد خاموش است.حوزه دخالت نهادهاي غيرمسئول در روند برگزاري انتخابات تعريف روشن و مرزبندي دقيقي ندارد.براي سلامت آراي مردم در برخي مراحل انتخابات(مثل شمارش آرا) هيچ تضميني تدبير نشده و مانند انتخابات مجلس هشتم،وزارت كشور مي تواند از ورود نماينده نامزدها به محل شمارش آرا جلوگيري كند.اكنون و در حاليكه هنوز 10 ماه تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري باقي مانده، و باز نقاط ضعف قانون انتخابات به چشم مي آيد،مسئولان برگزاري از اصلاح فوري اين قانون طفره مي روند. اين در حالي است كه به وقت ضرورت، قانونگذاران ما نشان داده اند كه در كمترين زمان مي توانند قوانين مورد نظرشان را به سرعت تهيه و تصويب كنند.آيا در اين طفره رفتن از اصلاح قانون انتخابات،دليل ديگري غير از كمبود وقت هم نهفته است؟وقتي كشور ما داراي نخبگاني است كه قانون اساسي كشور را در كمتر از سه ماه تدوين كردند و به راي گذاشتند، آيا واقعا" حالا در مدت 10 ماه از «اصلاح» قانون انتخابات عاجزند؟آيا اكنون كه تب انتخابات بالا ميرود،بهترين زمان براي شناسايي نقاط ضعف قانون فعلي و زمان اصلاح قانون انتخابات نيست؟

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 16 شهریور1387|19:9| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

اخبار جالب مطبوعات در هفته گذشته

اعتماد ملي:  شبكه بانكي در برابر بحراني جدي؛ وام‌ها برنمي‌گردد.

كارگزاران: بهزاد نبوي: فقط خاتمي امكان رأي‌آوري مقابل احمدي‌نژاد را دارد.

اعتماد: تاج‌زاده: در حالي كه با خاموشي‌هاي گسترده مواجه هستيم آقاي احمدي‌نژاد مي‌‌گويد در طول اين سه سال به اندازه هشت سال دولت خاتمي برق توليد كرده است…. اين دولت خواسته يا ناخواسته موجب شكسته‌شدن تابوي رابطه ايران با آمريكا و مصر شد و از سوي ديگر كفن‌پوشان را خانه‌نشين كرد و موجب شد حقانيت عملكرد اصلاح‌طلبان بار ديگر ثابت شود.

همشهري: وزير كشور، سخنانش را اصلاح  كند.(كردان:ما انقلاب را صادر نكرديم، بلكه با حضور دولت نهم فضا براي استكبارستيزي فراهم شد... انقلابي در دنيا با شكل‌گيري دولت نهم پا گرفت و استكبارستيزي ما نيز تثبيت شد.)

اعتماد: دعوت سازمان ادوار تحكيم از عبدالله نوري براي فعال شدن در عرصه سياسي

اعتماد نوشت: دولت طي بخشنامه‌اي به كاربردن عناوين دكتر، مهندس و ساير القاب مشابه را در نامه‌هاي دولتي ممنوع اعلام كرد تا حمايت خود از وزيرش را علني‌تر از  گذشته مطرح كند.

جمهوري اسلامي: عده‌اي مايل هستند بيانات رهبر انقلاب را يكسره حمايت از دولت بدانند و به اين بهانه چنين القا كنند كه اين بيانات كاملاً يكطرفه بود. عده‌اي نيز با ناديده گرفتن بخش‌هاي ديگر اين بيانات درصدد مصادره رهبري و القا اين نكته هستند كه رهبري فقط به ما نظر دارند به طوري كه ما صد در صد مورد تاييد ايشان هستيم.

كارگزاران: توصيه به احمدي‌نژاد براي تعيين تكليف با خدا.  امام جمعه صريح‌ اللهجه مشهد كه اتفاقا از حاميان جدي دولت هم شناخته مي‌شود، در سخناني گفته: رئيس‌جمهور اگر مي‌خواهد مشايي را به عنوان مشاور خود نگه دارد، بايد تكليف خود را با خدا، پيغمبر و امام زمان مشخص كند.

خراسان: در پايان يكي از قسمت‌هاي برنامه به سوي ظهور از شبكه دوم سيما،‌ مجري اين برنامه از مخاطبان خود خواست مشخصات و آدرس مدعيان كشف و كرامت و مهدويت را براي برنامه به سوي ظهور ارسال كنند، تا از اين افراد گزارش تهيه شود و مقامات مسول با اين مدعيان برخورد كنند!

اعتماد: از سوي رئيس دفتر بازرسي رهبري صورت گرفت؛ شديدترين انتقادات به طرح بنگاه‌هاي زودبازده

آفتاب يزد: هشدار باهنر به دولت در مورد طرح تحول اقتصادي

ايران: وزير دادگستري اعلام كرد: دفاع دولت از لايحه خانواده

جوان: 25 ميليون ايراني از فرم اقتصادي جاماندند

حزب‌ الله: سه فرمانده ارشد نظامي نسبت به حمله نظامي به كشور هشدار دادند؛ تعرض به ايران يعني آغاز جنگ جهاني

حيات نو: آيت‌الله جنتي: هيچ جاي دنيا انتخاباتي سالم‌تر از ايران سراغ نداريد.

سرمايه: بهزاد نبوي به نقل از هاشمي رفسنجاني: مي‌ترسند خاتمي رأي بياورد.

كارگزاران : خاتمي: وظيفه نداريم كه همه دنيا را تسخير و نظاممان را به آنها تحميل كنيم.

اعتماد ملي: وزير اقتصاد: موجودي ذخيره ارزي را نمي‌گويم.

سرمايه: خاتمي در خصوص صحبت‌هاي رحيم مشايي گفته است: الان انصار حزب‌الله كجاست؟

اعتماد: تجمع جمعي از دانشجويان مقابل دفتر رياست‌جمهوري براي بركناري مشايي.

سرمايه: جعفري نماينده ولي فقيه در استان كرمان در انتقادي صريح به رئيس‌جمهور و نحوه برخورد او با معاون خود پس از اظهاراتش در مورد دوستي با مردم اسرائيل گفت: رحيم مشايي بايد بركنار شود و ما مفهوم سكوت رئيس‌جمهوري را در اين رابطه متوجه نمي‌شويم.

اعتماد: محسن كوهكن سخنگوي هيات رئيسه مجلس همسر دوم با اجراي عدالت را حق مردان دانست.

كارگزاران: رضا خاتمي: اصلاح‌طلبان را آمريكايي مي‌نامند و  حالا از دوستي با اسراييل مي‌گويند!

اعتماد ملي: علي‌آبادي رئيس سازمان تربيت‌بدني: عذرخواهي مي‌كنم اما در اسلام چيزي به نام شكست نداريم.

اعتماد: جنتي: مردم در مقابل گراني صبوري كنند.

قدس: احمدي‌نژاد در ديدار عمر كرامي؛ راهي جز هجوم فكري و سياسي به اسرائيل وجود ندارد.

كارگزاران: حجاريان: خاتمي به عنوان نماينده دموكراسي‌خواهان نامزد شود. اگر خاتمي بيايد به حمايت ساده از او اكتفا نمي‌كنيم و براي او و اهداف اصلاحي‌اش فداكاري و ايثار خواهيم كرد...

كارگزاران: خبر انحصاري و عجيب از ملاقات احمدي‌نژاد - اوباما در جريان سفر آتي احمدي‌نژاد به نيويورك.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 15 شهریور1387|19:43| با موضوع: تيتر مطبوعات روز |

رندي سياستمداران!!

يكي از وقتهايي كه «هنر» در خدمت «سياست» قرار مي گيرد، ايام انتخابات است.هنرمندان براي ساختن جامعه اي كه متعلق به آنند و آن را دوست دارند، در فصل انتخابات به حمايت از سياستمداراني مي پردازند كه وعده هاي معقولتري براي فرداي جامعه خود مي دهند.زيرا باور دارند كمربندهاي نظارت مردمي بر سياستمداران چنان سفت و محكم است كه بعد از انتخابات راه فرار و رندي از وعده ها و شعارها برايشان وجود ندارد! عكس زير را مخالفان جمهوريخواهان در مبارزات انتخاباتي امريكا (و احتمالا" موافقان باراك اوباما) تهيه كرده اند.تصوير جرج بوش رئيس جمهوري جمهوريخواه آمريكا و جان مك كين نامزد حزب جمهوريخواه است كه با كنار هم گذاشتن عكس 4 هزار سرباز كشته شده در جنگ عراق تدوين شده است.يك كار بديع هنري.اين عكس خستگي آمريكاييها از جنگ و كشته شدن فرزندانشان را توصيف ميكند كه آن را حاصل سياستهاي جمهوريخواهان مي دانند.

تدوين عكس بوش و مك كين با استفاده از تصاوير 4هزار سرباز كشته شده آمريكايي در عراق

من از فصل انتخابات در ايران، نمونه هايي در اين زمينه گردآورده ام كه بخشي از آن در كتاب صد روز با خاتمي منعكس شده اند.منتها در ايران ما، بعد از پايان انتخابات، سياستمداران خود را از چشم هنرمندان پنهان مي كنند! گويا رندي مرام آنهاست! به ياد دارم چند ماه بعد از انتخابات دوم خرداد،وقتي براي سانسور كتاب سنگي بر گوري مرحوم جلال آل احمد به آقاي مهاجراني وزير ارشاد اسلامي دولت خاتمي اعتراض كردم، ايشان جوابي نداد و بر دستور خود اصرار كرد كه كتاب چاپ شده را خمير كنند! اين يك نمونه مينياتوري بود كه بشود در دو خط تعريفش كرد و مطلب را به درازا نكشاند.والا ذهن من از اين خاطرات و از اين بي اخلاقي ها سرشار است! سياسيون ما قبل از انتخابات و بعد از انتخابات فرق دارند و بعد از پيروزي، غالبا" دچار چنان «استحاله شخصيتي» مي شوند كه هرگز باور نخواهيد كرد! گمان نكنم اين بي اخلاقي ها كه در بين برخي از سياسيون ما هست، در جاي ديگري هم باشد.و اگر هم باشد، اينقدر «تابلو» نيست!

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در چهارشنبه 13 شهریور1387|5:26| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

«من رؤيايي دارم!»

انتخابات آمريكا و رؤياهاي يك ملت

در سالروز سخنراني پرشور مقتداي سياهان آمريكا «دكتر مارتين لوتركينگ»؛باراك اوباما يك آمريكايي دورگه رسما" از سوي يكي از دو حزب قدرتمند آمريكا نامزد رياست جمهوري ايالات متحده آمريكا شد.«لوتر فقيد»قريب پنج دهه پيش در چنين روزي،سخنراني تاريخي خود را با عنوان مشهور «من رؤيايي دارم!» ايراد نمود و روزگاري را تصوير كرد كه سياهان حقوقي برابر با سفيدپوستان داشته باشند. اكنون آن رؤيا به بهترين شكل جامه عمل پوشيده است! اين نشان ميدهد كه ظرف 50سال گذشته، همه چيز از قانونگذاري و حركتهاي مدني و دولتي و غيره در ايالات متحده آمريكا دست به دست هم داده تا «رؤياي ملت» را عملي نمايد. آن رؤيا كه سياه و سفيد و سرخ برابر باشند، امروز ديگر يك واقعيت عيني است؛ زيرا يك سياهپوست راهي كاخ سفيد است!

سناتور باراك اوباماي جوان،هفته پيش يك سياستمدار كهنه كار را بعنوان معاون رياست جمهوري خود برگزيد تا «نوگرايي»خود را،با چاشني «تجربه» جو بايدن تلفيق كند.روز بعد هم سناتور كهنه كار جمهوريخواه جان مك كين،متقابلا" يك سياستمدار زن جوان را بعنوان معاونت رياسست جمهوري خود برگزيد تا «تجربه» خود را با چاشني «نوگرايي» خانم سارا پيلين بياميزد.بدينگونه در صورت پيروزي هر كدام از آنها، يكي از رؤياهاي ملت آمريكا در انتخابات پيش رو به واقعيت خواهند رسيد.با پيروزي اوباما، او اولين سياهپوستي است كه زمامدار كاخ سفيد خواهد شد. و با پيروزي مك كين، او اولين معاون رئيس جمهوري را از ميان زنان آمريكايي وارد كاخ سفيد خواهد كرد.اينگونه ديگر نه زنان و نه سياهان جزو اقليت بي تاثير آن جامعه نيستند.بلكه كاخ سفيد را رهبري خواهند كرد!

هر دو اين اتفاقات،همان «تغييري» هستند كه بسياري از آمريكاييها مي طلبند.و بنوعي تجّلي همان رويايي هستند كه روزي مارتين لوتركينگ فقيد «در سر داشت» و بذر آن را در سر و جان ميليونها هموطنش كاشت تا امروز ميوه واقعيت دهد.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در یکشنبه 10 شهریور1387|18:7| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

تجارت جسم!

يك کامنت: «آقا به این پسره آقا امين بگین دمش گرم!خيلي خوشم اومد از اينكه اينقدر وجود داره! من شغلم خرید و فروش و واسطگی اعضاست. پیشنهادم اینه که من حاضرم اعضای بدنشو به قیمت عالی بردارم. من کارم همینه. الان لیستم پره.تقاضا زیاده برا قلب و کبد و کلیه. قلبش حدود 6 میلیون! گروه خون این پسرو بگین تا بهتون بگم جفت کلیه ها و کبدشو هم چند برمیدارم؟ همینجوری حدودي حساب کنین 3 ميليون واسه کبد و کلیه هاش! البته اگه گروه خونش کمیاب باشه مثلا" oمنفي و مثبت بیشترم میدم. چشماش هم بشرطی که توی مرگ مغزی بشه سريع منتقلش کرد خریدارم. واسه جفت چشماشم بگیرین 2 میلیون.فقط مراقب باشه قلبش نباید توی تصادف یا پریدن از بلندي آسیب ببینه! سکته قلبي بد نيست.با برق ولتاژ پايين هم بد نیست. بشرطی ولتاژش زیر 150 باشه.چون برق قويتر، چشماي آدمو ميتركونه و رگهاي قلبو پاره ميكنه! باور کنین من آدم بدی نیستم.خواستم كمكي كرده باشم..»

شرح ماجرا: امين نام مستعار پسري ١٢ ساله است كه به همراه مادر و خواهر كوچكش زندگي بسيار سخت و فقيرانه اي دارند. او اخيرا" متوجه شده كه مادرش از سر ناچاري، مدت كوتاهي است براي تأمين مخارج زندگي، به «تن فروشي» مجبور شده است. امين براي نجات مادرش از فحشا و اين فقر ويرانگر،تصميم گرفته با مرگ اختياري، اعضاي بدنش مانند قلب و چشمها و كليه ها و ساير اعضا را پيش فروش كند! او بدنبال يك فرد معتمد بود كه كارهاي فروش اعضاي بدنش را انجام دهد و...( شرح كامل ماجراي تكاندهنده امين را در «پيش فروش جسم» بخوانيد.)

گردشكار: بعد از انتشار ماجرای زندگی امین در وبلاگ، طبق يك عادت قديمي،اول تب احساسات خيلي ها بالا گرفت و عده اي سراسيمه اعلام كردند حاضرند هر كمكي بكنند تا اين فاجعه رخ ندهد!خیلی تلخ است اما کسانی هستند که خشونت فقر را بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب

بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب

بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب

 

 

بببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببببب

..

مسائلییییییییییییییییییییییییییی

ییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

 

ییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

کمم

منننننننننننننننننننننن

اور است؟

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 9 شهریور1387|10:36| با موضوع: یادداشتهای عمومی |

 بدآموزي به نخبگان!

یک «هيات دولت» اينطور تصميم گيري مي كند؟

نشست روز چهارشنبه گذشته هيات دولت در حضور نخبگان جوان كشور برگزار شد. در اين جلسه، يكي از تصميمات«كارشناسي شده» دولت لحظاتي بعد از تصويب، به طرز عجيبي «متحّول» شد! ابتدا مقرّر شد ساليانه به سيصد تن از نخبگان خاصّ،«امكان ويژه و خوبي» براي خريد منزل داده شود. بعد از تصويب اين پيشنهاد،نخبگان جوان براي اين تصميم هيات دولت كف زدند.سپس آقاي احمدي نژاد در جمله معترضه اي گفت:«البته اين كج سليقگي آقاي واعظ زاده (مسئول مربوطه) بود كه در پيشنهادشون گفته اند دولت هرسال فقط سيصد نفر از اين بچّه ها را صاحب خانه كنند! خب چرا 1000 يا 1500 تا نباشد؟»

واعظ زاده (همان مسئول مربوطه!)  گفت:«براي اينكه منابع مالي به همين ميزان را كفاف مي دهد و ما كار كارشناسي كرديم.با اين منابع مالي،اين طرح هر سال،واقعا" براي اين تعداد از نخبگان اجرا شدني است

احمدي نژاد با هيجان خاصي به نخبگان حاضر در سالن اجلاس نگاه كرد و گفت:«نه! منبع ماليش با من! (و در مقابل اصرار واعظ زاده كه بودجه اضافه كردن اين تعداد پيش بيني نشده با شتابزدگي و هيجان گفت:) ببينيد! اينجا ديگه من رئيسم! اين تعداد رو بكنيد 1500 نفر! بگذاريد اين بچّه ها خونه دار بشن! اصلا" ببينم ما چند تا نخبه خاص در كشور داريم؟»

واعظ زاده:«حدود سه هزار و دويست نفر

احمدي نژاد:«خب! من ميگم بياييم امسال همه اين تعداد رو با اين طرح خونه دار كنيم! بعد هر سال هم هزار نفر رو مشمول اين طرح كنيم!» و باز تكرار كرد:« منبع ماليش هم با خود من! بگذاريد اين بچّه هاي عزيزمون خونه دار بشن!!»

جوانان نخبه حاضر در سالن اجلاس سران با اين بخشندگي آقاي رئيس جمهوري به وجد آمدند و يكپارچه كف زدند.در خلال اين بحث، احمدي نژاد به ايرادات شكلي اعضاي هيات دولت مانند محمد جهرمي وزير كار و جوادي رئيس حفاظت محيط زيست بابت «منابع مالي» اجراي اين طرح،عنوان «ايرادهاي بني اسرائيلي» گذاشت و با اخم و عتاب از آنها خواست دست از اين ايرادها بردارند!رئيس جمهور سپس از آقاي مظاهري رئيس كل بانك مركزي و حسيني وزير اقتصاد خواست تا بدون «گيرهاي رديف و تبصره و ...» اين مبلغ را فراهم كنند تا «اين بچه ها خانه دار بشن»!

اين مراسم كه صبح روز چهارشنبه بطور زنده از سيما پخش شد، ماكتي است از «نحوه تصميم گيري» در عاليترين نهاد كشور يعني هيات وزيران.به ناگهان آئين نامه اي كه براي تامين منزل «سيصد» نفر «كارشناسي» و «محاسبه» شده بود، در اقدامي هيجاني و عجيب تغيير كرد و به تامين منزل براي «سه هزار و دويست» نفر (يعني حدود 11 برابر) تبديل شد! بي آنكه براي تامين «منابع مالي»آن،فكري و محاسبه اي انجام شده باشد و بي آنكه وقعي به ايرادات «شكلي» سايراعضاي هيات دولت گذاشته شود!

ظاهر امر،خانه دار شدن تعداد بيشتري از نخبگان و بچه هاي باهوش اين مملكت است. خب! چه كسي از اين امر خوشحال نمي شود؟طبيعي است همه ما از رفع مشكلات نخبگان اين ديار خرسند مي شويم.نكته اما اينجاست كه بدانيم اين نحوه تصميم گيري چقدر درست است؟ و چقدر عملي است؟ و بدانيم آيا اينگونه تصميمات قابل اجرا هم هستند؟ و آيا مي شود با جّوزدگي و هيجان و تصميمات ناگهاني، كشوري را اداره كرد؟ بي اينكه براي جمعيت امروز و نسل فرداي اين مملكت مشكلاتي ايجاد نشود؟

***

حال خبر مهّم زير را بخوانيد كه سايت «تابناك» و روزنامه «سرمايه» بدان پرداخته اند:

طهماسب مظاهری، رییس کل بانک مرکزی در نشست اخير خود با اعضای اتاق بازرگانی از وقوع يك «اشتباه فاحش دولت و کارشناسان اقتصادی» در «زمان رياست ابراهيم شيبانی در بانک مرکزی» خبر داد و گفت:« در حالی که توان وام دهی بانک ها ۲۰ هزار ميليارد تومان است اين رقم ۱۴۰ هزار ميليارد تومان ارزيابی شده بود!». روزنامه سرمايه نوشته است: «به عقيده آقای مظاهری زمانی که ابراهیم شيبانی، رياست بانک مرکزی و تنها نهاد سياستگذار در حوزه پولی و مالی کشور را به عهده داشت، قدرت وام دهی بانک ها کمتر از ۲۰ هزار ميليارد تومان برآورد شده بود اما دولتمردان اين رقم را ۱۴۰ هزار ميليارد تومان برآورد و به دولت گزارش کردند. »

 سايت خبری «تابناک» در اين خصوص گزارش داد، که رییس کل بانک مرکزی در نشست اتاق بازرگانی تهران، با بيان اين که هم اکنون توان پرداخت تسهيلات توسط بانک های دولتی، حدود ۱۹ تا ۲۰ هزار ميليارد تومان است، گفته است: «در زمان رياست سابق بانک مرکزی با وجود اين که توان بانک ها در پرداخت تسهيلات، کمتر از ۲۰ هزار ميليارد تومان برآورد شده بود، اما اين مبلغ از سوی برخی افراد در دولت ۱۴۰ هزار ميليارد تومان برآورد و به دولت گزارش شده بود. با اين حساب، بانک ها می توانستند تا سقف ۲۸۰ هزار ميليارد تومان تسهيلات در اختيار متقاضيان قرار دهند که همين اشتباه، معيار دولت برای پرداخت تسهيلات قرار گرفت!» احمد حاتمی يزد، مديرعامل پيشين بانک صادرات نیز گفته است: «براساس اين برآورد اشتباه بود که دولت با هر دور سفر استانی تسهيلاتی را مصوب و بانک ها را برای اجرای اين مصوبات موظف می کرد

نتيجه معقولي كه از اين دو خبر بدست مي آيد اينكه آقاي احمدي نژاد، در سفرهاي استاني و در ديدارهاي مردمي، چكهاي زيادي مي كشند كه معلوم نيست در هنگام سررسيدشان، «پاس» شوند! ضمن اينكه وقتي در مقابل جمعيتي از نخبگان كشور، يك تصميم كارشناسي شده(ولابد فكر شده) به ناگهان تغيير مي كند و يكباره به 11 برابر خود تبديل مي شود، براي اين نخبگان هم كه احتمالا" قرار است فرداها اين كشور را اداره كنند،اين نوع تصميم گيري ناگهاني جنبه «بدآموزي» دارد!نخبگان ما از خود مي پرسند: همه جاي دنيا آيا،«دولتها» اينطور تصميم گيري مي كنند؟

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در جمعه 8 شهریور1387|3:51| با موضوع: یادداشتهای سیاسی |

موازنه «اكثريت منفعل» و «اقليّت مصّمم»!

توضيح: اين يادداشت، سالها پيش نوشته شد و از انتشار در روزنامه هاي اصلاح طلب محروم ماند و عملا" سانسور شد.سپس آن را در قالب نامه اي به آقاي خاتمي فرستادم. اين يادداشت، تصويري از آن دوران نشان مي دهد، كه براي حركتهاي پيش رو،بي فايده نيست.نمي توانم حسرت نخورم از اينكه گوش شنوايي براي شنيدن اين پيش بيني ها در ميان دوستان غفلت زده وجود نداشت و هماني شد كه در اين نوشته پيش بيني شده بود...اينك آيا عصبانيت از اصلاح طلباني كه «مي توانستند» سكانداري بهتري بكنند و نكردند،قابل فهم هست؟ تاريخ نوشته در لابلاي اطلاعاتي كه بدست ميدهد واضح است. به دوراني باز مي گردد كه هشدارها براي جلوگيري از تفرعن و غرور و تكرويهاي جبهه مشاركت در انتخابات دوّم شوراهاي شهر و روستا ناشنيده ماند و اولين شكست اصلاح طلبان در آن انتخابات رقم خورد... و آقاي احمدي نژاد شهردار تهران شد.و سپس «دومينوي» شكست اصلاحات، آغاز شد!

***

 ما يك "اكثريت اصلاح طلب" داريم و يك "اقليّت مخالف اصلاحات"،كه اين روزها به "گروه فشار" مشهور شده اند. موازنه معكوس و معنادار اين "اكثريت" و "اقليّت" و نوع رفتارشان،بسيار آموزنده و جالب توجه است.

 گروه فشاري كه در هفته هاي اخير دوباره "بيش فعال" شده است، در طول سالهاي گذشته،همچون يك گروه منظّم سازماندهي شده و اكنون يك اقليّت قوي را شكل داده است كه مي تواند هر مراسمي را از شكل بياندازد و بسياري از تصميمات "اكثريت"را ناكام سازد.اين "اقليّت مصمّم"،با رشد هسته اي و منسجم توانسته "هماهنگ" در عرصه ها حضور يابد و حتي شعارهاي يكدستي در شهرهاي گوناگون سردهند.آنها هسته هاي كوچك خود را گسترش داده اند و با بهره برداري از مجالس مذهبي و تشكيل هياتهاي مذهبي، شكل گرفته و سازماندهي شدند. اكنون آنها به تدريج حتي نماينده مجلس و مدير و سفير و استانداراني از ميان خود به بدنه حاكميت فرستاده اند.همچنين توان رسانه اي خود را نيز چنان تقويت مي كنند كه پله پله به اهداف سياسي و تصاحب مناصب كليدي نزديكشان كند. اكنون شهرداري تهران كه يكي از بزرگترين بنگاههاي مالي و فرهنگي و اجتماعي كشور است، در اختيار اين اقليّت مصمّم است و ديري نخواهد پاييد كه شمار مناصب فتح شده توسط اين اقليّت منسجم،بسيار بيش از اينها خواهد شد.رمز اين موفقيّتها چيست؟و چگونه "اكثريت خواهان اصلاحات"، هر روز بيشتر از قبل، از اين "اقليّت معدود" شكست مي خورند؟ آينده اين اقليّت منسجم و مصمّم و آن اكثريت بي انگيزه چه خواهد بود؟ و كداميك نظريه خود را براي اداره كشور بر كرسي خواهد نشاند؟

1-      راستش اين است كه دولت و مجلس برآمده از "اكثريت"،قدر امكانات بالفعل و بالقوه خود را نمي داند و آنها را بلااستفاده وانهاده است. در حاليكه "اقليّت مصمّم"از هر احتمالي ولو كوچك، نهايت بهره را ميبرد تا به مقصود خود برسد.

2-      "دولت اكثريت"به «كميّت» نيروي سازنده ميليونها مردمي كه خواهان اصلاحات هستند،بي توجه است.حال آنكه "اقليّت مصمّم" با تشكيل هسته هاي كوچك و چندنفره،«كيفيّت» سرمايه اجتماعي خود را دائما" افزايش مي دهد.

3-      "اكثريت"تلاش دارد قانون و قاعده بازي را تبليغ كند و "اقليّت" دليلي براي التزام به قوانين و قواعد در خود نمي بيند. آنها نهايتا" يا قاعده بازي را به هم مي ريزند يا آنكه قوانين بازي را چنان مي چينند كه پيروزي آنها را حتمي سازد.

4-      "اكثريت" به رغم در اختيار داشتن دو قوه مهم كشور و پشتيباني مردمي،همواره از "مظلوم نمايي" استفاده ميكند و چنان متواضعانه از حقوق و وظايف خود چشم مي پوشد كه غالبا" با يك "اپوزيسيون منفعل" اشتباه گرفته مي شود! متقابلا" گروه اقليّت،به رغم كم تعداديش،در همه صحنه ها حاضر مي شود و حتي تظاهر ميكند كه اكثريت واقعي از آن اوست! چنان كه گاهي ناظران بيخبر را به اشتباه مي اندازد كه نكند راستي اينها اكثريت جامعه اند؟!

5-       "اقليّت مصمّم " از انگيزه بسيار بالايي برخوردار است.عنصري كه كمبود آن در ميان اكثريت اصلاح طلبان،شديدا" احساس مي شود.انگيزه بالاي اقليّت مصمّم براي فتح مناصب و مسئوليتها،به آنان انرژي فوق العاده و ولع بسياري داده و آموخته كه با اتكا به نقاط ضعف حريف، مي توانند اكثريت آرام يا بي انگيزه مردمان را دچار انفعال بيشتري سازند.آن اندازه كه به "اكثريتي منفعل" تبديل شوند كه ديگر هيچ اميدي به موفقيت ندارند.

6-      "اكثريت منفعل" در كشور ما، برخلاف جنب و جوش اوليه اش،اينك منفعل و بي انگيزه شده است. ديگر عزمي براي حركت موثر در اين اكثريت منفعل وجود ندارد. رواج افسردگي،بي انگيزه گي،بدبيني و حسادت يا شايعه سازي و معضلات گوناگون، اكثريت را شقه شقه كرده و در عوض، هر روز آن اقليّت مصمّم، با تواني تازه و برنامه هايي كامل، يكدست تر مي شود و يك به يك به هدفهاي خود مي رسند.

7-      با اين همه،هنوز هم بزرگترين عامل تفاوت اكثريت و اقليّت،تلقي آنها از "سياست" است. براي اكثريت، دين و اخلاق با سياست ممزوج اند و اين سيره اگرچه پسنديده است اما بارها اثبات شده كه موثر نيست.متقابلا" از نگاه اقليّت، حفظ ارزشهاي موردنظرشان، با توسّل به هر روشي ،جايز به شمار مي رود. اصلاح طلبان بدليل نوع نگاه و ملازمه اي كه بين اخلاق و سياست قائل مي شوند، اين روشها را مردود دانسته و از آنها خودداري مي كنند. اما "اقليّت" همه اين روشها را جزيي از سياست ميداند و قائل به انجام همه اين ترفندها بعنوان روشهاي سياسي است. حتي اگر اين روشها،با معيارهاي اخلاقي و بهداشتي(!)مورد نظر اصلاح طلبان، هماهنگي نداشته باشد.

***

 اين نكات و بسياري مسائل ديگر درباره اين موازنه معكوس اكثريت و اقليّت، مي توانست اصلاح طلبان را براي درانداختن بهترين برنامه و يك طرح دقيق راهنمايي كند تا اينگونه در چنبره مشكلاتي كه اين اقليّت براي كل پروژه اصلاحات ايجاد كرده اند،گرفتار نيايند. اما چرا اصلاح طلبان از خنثي كردن كارشكنيهاي اين اقليّت مصمّم غفلت كرده و به مسائل ديگري غير از نيازهاي مردم مشغول شدند؟ چرا سران اصلاحات،از هسته هاي مردمي كه دوم خرداد را شكل دادند،غفلت كردند؟و چرا به سرمايه بي نظير نسل جوان كشور بي اعتنايي نمودند؟ چرا با انفعال و بي تدبيري خود،شادابي و عزم اكثريت مردم را به ياس و افسردگي مبدل ساخته اند و آنان را در چنبره مشكلات زيستي و معيشتي عملا"تنها گذاردند؟ چرا اصلاح طلبان،از فرداي پيروزي دوم خرداد، هيچ سناريويي براي عمل به وعده ها و شعارهاي خود ننوشتند و مدام بازيگر نمايشهايي شدند كه ديگران كارگردان و صحنه گردان آن بودند؟

اوضاع بر همين منوال باشد،ترديد نكنيد كه اين اقليّت مصمّم، خواهد توانست سنگربه سنگر پيشروي كرده و مناصب و مسئوليتها را از دست اصلاح طلبان خارج سازد و اي بسا به مجلس و رياست جمهوري همدست يابد. آنان اراده و عزم و انگيزه اي را دارند كه اگر حتي نيمي از آن همت، در ميان اصلاح طلبان پرشمار و كم انگيزه وجود مي داشت، اكنون به بسياري از آرمانهاي اصلاحات دست يافته بوديم.

در اين نبرد اكثريت و اقليّت، پيروزي با اكثريت بي انگيزه و خسته نيست، بلكه پيروزي نصيب همان اقليّتي خواهد بود كه علاوه بر مصونيت آهنين، از "عزم آهنين" نيز برخوردارند،.چنين است كه اين اقليّت را بايد اقليّتي مصمّم،منسجم و داراي عزمي آهنين دانست كه "هندسه موازنه اكثريت/اقليّت" را به هم زده اند.و اين اكثريت را از حالا بايد بازنده بزرگ ماهها و سالهاي پيش رو فرض كرد! اين همه،جالب توجه و قابل تامل نيست؟

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در دوشنبه 4 شهریور1387|22:2| با موضوع: |

خبرهایی که باید با دقت خواند...

سرمايه(2شهريور): احمدی نژاد دست رد به سینه حزب موتلفه اسلامی زد و دعوت آنها را برای حضور در مراسم سالگرد شهدای موتلفه نپذیرفت. دبیرکل این حزب (محمد نبی حبیبی) یک روز پس از آن گفت: دفتر آقای رئیس جمهوری بسیار زشت رفتار کرد و در پاسخ به درخواست ملاقات ما اعلام کرد که آقای احمدی نژاد کار دارد و وقتی ما گفتیم از بقیه مسوولان نظام هم وقت گرفته ایم، پاسخ دادند بقیه شاید بیکار باشند آقای احمدی نژاد برای این کارها وقت ندارد.

ابراهيم اصغرزاده در گفت‌وگويي با اعتماد ملي: [با ارائه پيشنهاد تشكيل لويي جرگه اصلاح‌طلبان] لويي جرگه ايراني يك حزب فراگير است. يك حزب تجمعي است.يكبار با تكنيك هراس ملت از حريف، خاتمي را به قدرت رسانديم، ديگر نمي‌شود با اين تكنيك همان خاتمي را به قدرت رساند چنان كه هاشمي‌رفسنجاني هم به قدرت بازنگشت.

مسيح مهاجري مدير مسوول روزنامه جمهوري اسلامي: نهايت بي‌انصافي است كه يكي از مقامات در يك روزنامه دولتي بدون آنكه نام خود را پاي مقاله اش بنويسد مدعي مي شود انتقاد آقاي هاشمي رفسنجاني به دولت موجب لطمه وارد شدن به جايگاه رياست مجلس خبرگان رهبري مي گردد! معناي اين سخن عجيب اينست كه شرط رياست بر مجلس خبرگان رهبري تسليم بودن در برابر دولت و دم فرو بستن از عيب ها و نقص ها و نارواهاست !

كارگزاران نوشته است: انتصاب پروفسور حمید مولانا، ‌شهروند (Citizen) آمریكا و موسس دانشكده ارتباطات دانشگاه امریكن، ‌به‌عنوان مشاور احمدی‌نژاد با انتقادات حقوقی مواجه شده است.

صداي عدالت به نقل از رضا خاتمي عضو شوراي مركزي حزب مشاركت نوشت: در صورت كانديدا شدن خاتمي در انتخابات رياست‌جمهوري هيچ كانديداي اصلاح‌طلبي در عرصه حضور نمي‌يابد چرا كه در صورت حضور خودكشي سياسي كرده است.

جمهوري اسلامي نوشت: اظهارات جديد اسفنديار رحيم مشائي در توضيح مطلبي كه درباره مردم اسرائيل گفته است نشان مي‌دهد وي مشكل اعتقادي دارد.

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در دوشنبه 4 شهریور1387|6:7| با موضوع: تيتر مطبوعات روز |

از «معجزات سكوت» اصلاح طلبان!

هر روز كه از عمر مجلس هشتم مي گذرد، «اعجاز غيبت و سكوت ناخواسته اصلاح طلبان» تجّلي بيشتري پيدا مي كند!

1-      به يك هفته هم نكشيد كه دستور رئيس جمهور احمدي نژاد آن هم توسط معاون حقوقي خودش زيرپا گذاشته شد! در «روز خبرنگار» آقاي احمدي نژاد از دستگاههاي دولتي خواست تا از رسانه ها شكايت نكنند و شكايات قضايي خود را پس بگيرند. اما به فاصله چند روز، دكتر رحيمي معاون حقوقي رئيس جمهوري ، با شكايت از سايت الف بخاطر افشاي جعلي بودن دكتراي وزير جديد كشور، موجب مسدود شدن اين سايت گرديد و دستور احمدي نژاد را زيرپا گذاشت! ماجراي دكتراي جعلي كردان را «روح الله حسينيان» ديگر نماينده اصولگراي تهران فاش كرد. كسي كه اصلاح طلبان در تحليلهاي خود، او را از مهمترين حاميان دولت نهم فرض مي كردند. اما روح الله حسينيان، عملا" سرسلسله جنبان بحث دامنگيري شد كه حتي ممكن است تا استيضاح دولت نهم هم به پيش برود.سئوال: كداميك از شخصيتهاي اصلاح طلب مي توانست به استحكام و صلابت حسينيان، وزير دولت نهم را به چنين چالش بكشد؟ پاسخ روشن است!

2-      در عرض چند روز،اعتراضهاي نمايندگان به ‏مدرك دكتراي كردان،به حدي بالا گرفت كه علي لاريجاني را وادار كرد تا به رئيس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس براي تحقيق ‏درباره اصالت مدرك تحصيلي او ماموريت دهد.‏سايت اصولگراي الف به مديريت احمدتوكلي هم نخستين رسانه اي بود كه از دانشگاه آكسفورد استعلام كرد و جعلي بودن مدرك دكتراي علي كردان را تاييد كرد. كمي بعد عليرضا زاكاني ديگر نماينده اصولگراي مجلس هشتم، خبر داده كه دكتراي محمدرضا رحيمي (معاون حقوقي احمدي نژاد) هم تقلبّي است و او بخاطر جلوگيري از اينكه مبادا دامنه اين بحثها، دامان خودش را هم بگيرد، از سايت الف شكايت كرده و آن را مسدود كرده است!سئوال:كداميك از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم؛ چنين سرسختانه در مقابل اشتباهات دولت اصلاحات ايستادگي كردند و كداميك از آنان مشابه چنين تعّهدي از خود نشان دادند؟ پاسخ؛ واضح است!

3-      در همين مجلس اصولگراي هشتم  است كه صداي اعتراضها به سخنان اسفنديار رحيم مشايي معاون گردشگري رئيس جمهوري برخاسته و دولت نهم را در وضعيت آچمز قرار داده است.نشريه «صبح صادق» ارگان سپاه پاسداران و روزنامه كيهان و مراجع تقليد، با فشار بر احمدي نژاد از او مصّرانه خواسته اند «مشايي» را بركنار كند.آيت الله نوري همداني از پذيرفتن مشايي خودداري كرده و آيت الله ناصرمكارم شيرازي از علما خواسته تا سكوت مصلحت آميز و جناحي را كنار بگذارند و بر عليه اظهارات معاون دولت نهم موضع بگيرند.سئوال:...!سئوالي نيست!

اينها شمّه اي از «معجزه غيبت اصلاح طلبان در مجلس هشتم» است! شك نكنيد اگر اصلاح طلبان (خاصّه از نوع مجاهدين و مشاركت!) در مجلس هشتم قدرتي داشتند، نه تنها چنين استحكام و ابتكار عملي نداشتند، بلكه جناح اصولگرا هم به اتحّاد استراتژيك خود پايبند مي ماند و به دليل رعايت مصالح جناحي؛ از طرح اين واقعيات تكاندهنده و بيان اعتراضها خودداري مي كرد. اما اينك در غيبت اصلاح طلبان در مجلس هشتم،اصولگرايان با شدّت در مقابل اشتباهات دولت نهم ايستادگي كرده اند و بيشتر از اصلاح طلبان مصلحت جوي،بر دولت همفكر خويش انتقاد مي كنند.آنان هر اشتباه دولت مورد حمايت خود را سرسختانه تصحيح و اصلاح مي نمايند و دولت نهم هم قادر نيست با مظلوم نمايي، انتقادهاي وارده را رنگ سياسي و جناحي بزند و ناگزير از واكنشهاي مناسب است.

اين طنز تلخ روزگار ما است كه محافظه كاران؛ شجاعانه به «اصلاحگري» دولت خود روي آورده اند و اصلاح طلبان،در مقابل اصلاح ذهنيتهاي نادرست خود، ايستايي و «محافظه كاري» در پيش گرفته اند! با اين حال، اگرچه سكوت و غيبت اصلاح طلبان ناخواسته و از روي ناچاري است، اما نتيجه اي هم كه تاكنون از تحرّكات اصولگرايان پارلمان هشتم بدست آمده، «اصلاح طلبانه تر» از نتيجه كارهاي اصلاح طلبان مغشوش و غفلت زده در مجلس ششم بوده است!به عبارت بهتر،اصولگرايان براي اصلاح دولت همفكر خود،بسيار اصلاح طلبانه تر از نمايندگان مجلس ششم در مواجهه با دولت اصلاحات عمل مي كنند.

اينك بهترين بزنگاه براي اين «اصولگرايان مصلح» در پارلمان هشتم، مخالفت سرسختانه با لايحه خانواده است كه بزودي در صحن علني مجلس به شور گذارده مي شود.اين عمل متّهورانه مي تواند اعتماد مردم را به صداقت تصميمات آنان دوچندان كند. در مقابل، بهترين كار براي اصلاح طلبان،در كنار اين «سكوت ناگزير»، «بازسازي فكري» و «به روز شدن» است.زيرا اصلاح طلبي بدون ارتقاي مدام و تكامل دائمي، يعني هيچ!يك هيچ بزرگ!


بازگشت به صفحه اصلی

لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 2 شهریور1387|1:54| با موضوع: نقد اصلاحات |