حضور مجدد شما در انتخابات آينده
با كدام توجيه است؟
جناب آقاي خاتمي عزيز!
در اخبار آمده كه شما با محوريت و رهبري جريان اصلاح طلبها وارد ميدان انتخابات مجلس هشتم مي شويد.سئوالم از جنابعالي اين است كه بر اساس كدام توجيه وارد اين عرصه مي شويد؟
جناب آقاي خاتمي!
چرا قصد داريد دوباره وارد عرصه اي شويد كه شرايطش نه تنها تغييري نكرده، بلكه چيدمان قدرت و توانايي مخالفان شما در دولت و نهادهاي ديگر،بسيار بيشتراز قبل هم شده است؟ حال چه چيزي در نقشه سياسي كشوربه نفع حضور شخصيت ملايم و آرامي مثل شما تغيير كرده كه شما را به حضور دوباره دلگرم ساخته و جلودار جبهه مشاركت شده ايد؟
مرا بخاطر صراحتم ببخشيد. اما اين مرتبه قرار داريد وعده كدام "فرداي بهتري" را به مردم خسته از شعار و وعده بدهيد؟واقعا" كدام امكان عمل تازه اي براي شما بوجود آمده كه باز در پاسخ به نيازها و گرفتاريهاي مردم، نخواهيد به گريه بيفتيد و اظهار ناتواني از عدم انجام وعده هايتان بكنيد؟ شما در طول رياست جمهوريتان، بارها از "نمي گذارند" سخن گفتيد و سربسته به مردم علامت مي داديد كه "نمي گذارند كار كنم!". آيا امروز شرايط تغييري كرده و "مي گذارند"شما كاري بكنيد كه مي خواهيد وعده اش را بدهيد؟اگر شرايط تغييري نكرده (كه قطعا" سخت تر هم شده)، پس حضور دوباره شما در انتخابات، كدام تغيير مثبتي را نويد مي دهد؟
شما بارها فرموديد اصلاحات هرگز برگشت پذير نيست و جامعه را نمي توان به عقب برگرداند.امروز را ببينيد. نه تنها از دوران رياست شما بلكه از سالهاي سازندگي هم به عقبتر پرتاب شده ايم و جامعه دوباره درگير مسائلي است كه سي سال قبل درگيرش بود. چيزهايي مثل بدپوششي، راديكاليسم، تحريم و تهديد خارجي و هزار چيز ديگر. اما يك چيز براي مردم بسيار ملموس و حس شدني است. اينكه دولت امروز كه متاسفانه ضعفهاي جدي در مواجهه با مشكلات روزمره مردم دارد، نتيجه منطقي وعده هاي شورانگيز شماست.اين ثمره كارنامه شماست كه ده سال قبل با وعده فرداي بهتر براي ايران اسلامي، پا به عرصه گذاشتيد.
جناب آقاي خاتمي!
چرا مشاوران شما بجاي آنكه شما را مجبور كنند تا از آبرويي كه نزد مردم داريد خرج كنيد تا آنها وزير و وكيل شوند، به شما نمي گويند كه حضور دوباره شما در اين عرصه، فقط باعث مي شود به انتخابات پيش رو، گرماي انتخاباتي بدهد.در صورتي كه نتيجه اش از اكنون روشن و معلوم است.شما چندين بار شنيديد كه هيچكس از آقايان نخواهند گذاشت اشتباه شان در دوم خرداد و مجلس ششم امكان تكرار دوباره پيدا كند. قرار است از آبرويي كه نزد مردم داريد، به نفع نماينده شدن و به قدرت رسيدن چه كساني استفاده كنيد؟
در بهترين حالت، اصلاح طلبهاي جبهه مشاركت، با حمايت و رهبري شما راي مي آورند و به مجلس مي روند و مجلسي مثل مجلس ششم را تشكيل مي دهند.تا باز تندرويهاي غيرلازمي بكنند كه نتيجه اش راديكال كردن فضاي سياسي ديروز و فشار و ياس و نااميدي امروز جامعه است. چطور رضايت مي دهيد دوباره سكاندار جريان اصلاحات شويد؟در حاليكه آن اصلاحات، آنقدر شكننده و ظريف بود كه با گذشت تنها دو سال،امروز ديگر هيچ اثري از آن باقي نمانده است!؟
جناب آقاي خاتمي عزيز!
شما به تازگي قدرت و اراده كدام تغيير ممكن و شدني را يافته ايد كه به حضور در انتخابات اميدوارتان كرده است؟متاسفم اما شما هشت سال از بهترين دوران را به هدر داديد و در بسياري از جاهايي كه مي توانستيد و بايد مي ايستاديد، يا نايستاديد و با اغماض گذشتيد، يا ايستاديد و فقط اظهار عجز و ناتواني كرديد و دل مردم را به درد آورديد. حالا قصد تكرار دور تازه اي را داريد كه اگر با هزاران نذر و نيازي كه همگي در طول آن هشت سال كرديم، همه چيز درست وخوب و مطابق ميلتان پيش برود، تازه به همان جايي مي رسيم كه مثل امروز ايستاده ايم. چرا ما محكوم به تكرار بيهوده اين دور باطل هستيم؟
خواهش ميكنم به آبروي سياسي خود و خاطره اي كه مردم از آبرومندي نه ناتواني سياسي شما در ذهن دارند، توجه كنيد و به برخي دوستان كه باز هوس تكيه زدن بر مناصب را بدون مسئوليت پذيري لازم دارند، بگوييد دندان طمعشان را از شما بكشند و به مردم اميد واهي ندهند.
جناب آقاي خاتمي!
راضي نشويد كه باز شعارهاي بلند و زيبايتان، مردم را هوايي كند و جوانان و دانشجويان را هيجان زده سازد. خود را دوباره در موضعي قرار ندهيد كه نمي توانيد براي اين مردم زجر كشيده و اميدوار كاري بكنيد، جز اشك ريختن و اظهار ناتواني.از شما عاجزانه خواهش ميكنم باز دانشجويان و جوانان را با شعارهاي نشدني و غيرممكني مثل اصلاحات، آزادي و قانونمندي، به ميداني نكشيد كه اگر در بن بست آن شعارها يا در تله مخالفان شما گير بيفتند، حتي امكان همدردي با آنها را هم نداشته باشيد.
بگذاريد همين وضعيت ادامه يابد و "پروانه اميد" ما را بيش ازاين به آتش اغواگر شعارهاي آن "شمع ايستاده" نسوزانيد. دلخوشي مردم و مستي شب آنها با آرمانهاي زيباي شما، به خماري و ياس فردايشان و بي نتيجه بودن آن شعارها نمي ارزد.آنها را دوباره به آرمانهاي هرگز نشدني وعده ندهيد و بگذاريد دولت و مجلس يكپارچه و يكدست، فارغ از جنگ و جدلهاي سياسي بي اثر، به يك سو بروند.دست كم مردم مي توانند راحت قضاوت كنند كه در حاكميت يكپارچه، وضعيت بهتري پيدا كرده اند يا نه!
جناب آقاي خاتمي!
اگر ابا داريد كه بابت حرف كوچكتري مثل من از اين حضور بي اثر كناره بگيريد،و اين كسر شان شماست، درك ميكنم.اما به اين حرفها و سئوالات بيانديشيد و اگر صلاح دانستيد، در اولين فرصت و بهانه اي كه (غير از اين نامه) بدست آورديد، اين هوشمندي را به خرج دهيد و همچنان كه هميشه هستيد، محترم و آبرومند از عرصه رسواي سياست كناره بگيريد.شما در عرصه هاي فرهنگ و اخلاق هم موثرتريد و هم مفيد تر.
شما بارها نشان داده ايد كه حرف حساب را بدون توجه به گوينده اش گوش مي كنيد و بدان عمل مي كنيد.و اين البته ناشي از بزرگواري شماست. شما بهتر از همه مي دانيد كه بدليل اميدي كه به "فرداي بهتر براي ايران اسلامي" (شعار انتخاباتي شما) داشتيم، شخصا" در تمام آن هشت سال، قلما" و جانا" در خدمت شما بوده ام. اما واقعا" در برابر اين سئوال كه نتيجه آن هشت سال، به كجا انجاميد؟و چه آينده اي براي ما و فرزندانمان رقم زد؟ سر در گمم و فقط با شوربختي مي بينم امروز خاكستري و ابري ما،تحقق آن وعده "فرداي بهتر" شماست.
با احترام/ بابك داد
17آذرماه86
لينك ثابت/ / نوشته اي بود از:بابک داد در شنبه 17 آذر1386|18:51| با موضوع:
یادداشتهای سیاسی |