به زودي اين وبلاگ را به روز رساني مي كنم.
فعلا" براي جلوگيري از رديابي كودتاچيان به بلاگ تازه ام بياييد.
به زودي اين وبلاگ را به روز رساني مي كنم.
فعلا" براي جلوگيري از رديابي كودتاچيان به بلاگ تازه ام بياييد.
به مناسبت دهم اکتبر؛ روزجهانی مخالفت با مجازات اعدام
جنبش حق طلبانه ملت ایران از «اعدام» بیزار است!
بابک داد
اعدام، شدیدترین مجازات بشر علیه بشر است. اعدام، محصول قضاوت بشردرباره بشر است و قضاوت فرزندان آدم درباره یکدیگر، در بسیاری اوقات قضاوتی خطا بوده و گاهی خود قضاوت بشری، عدالت را از دسترس دور کرده است.
ما انسانیم؛ جایزالخطاییم. کم پیش می آید قضاوتمان درباره همدیگر، قضاوتی فارغ از حب و بغض باشد. بنابراین نتیجه قضاوتهایی که درباره همدیگر می کنیم، غالبا" خطاست. بخصوص وقتی قدرت طلبی سیاستمداران، حریم امن عدالتخانه ها را مورد تعرض قرار می دهد، قضاوت قضادت برای تأمین قدرت حاکمان از عدالت فرسنگها فاصله می گیرد و جان و مال شهروندان در ظلمی آشکار قربانی قدرت طلبی زورمندان می شود.
اگر قضاوت قاضی سهوا" اشتباه باشد، شاید بتوان این خطا را با یک پوزش و عذرخواهی جبران کرد. گاهی می شود قضاوت اشتباه درباره یک متهم را حتی بعد از گذشت سالها از حبس ناعادلانه او در زندان، با جبران مادی یا معنوی به هرحال پس گرفت. اما وقتی پای اعدام و معدوم کردن و نابودی یک زندگی در میان می آید، قضیه به این سادگی نیست. قاضی با قضاوتی ناصحیح، یا عجولانه و احساسی، جان یک انسان را می گیرد و راه هرگونه تجدیدنظر یا تغییر تقدیر را پیشاپیش بر او می بندد. در این صورت، "اعدام" به مثابه مسیری بی بازگشت و اشتباهی غیرقابل جبران می شود که اگرچه بظاهر برای اجرای عدالت انجام شده، اما خود یک بی عدالتی آشکار خواهد بود.
دهم اکتبر، روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام است. شاید یکی از دلایل اصرار بر حذف مجازات اعدام، رسیدن به این واقعیت بدیهی باشد که "انسان" به هر حال در قضاوت درباره یک انسان دیگر، امکانات زیادی برای اشتباه و سوء برداشت و قضاوتهای ناصحیح دارد. هرچه سیستم قضایی کشورها بسته تر و قضاوتها شخصی تر باشند، باز درصد خطای قاضیان و محاکم بالاتر می رود. حالا اگر یک سیستم قضایی معیوب مانند نظام قضایی جمهوری اسلامی ایران مورد نظر باشد، درصد خظاهای سهوی و عمدی قضاوتها بسیار بالاتر هم خواهد رفت.
در ایران دادستان و دادرس و بازپرس و قاضی و اجرا کننده حکم، همه وابسته به دستگاه حکومتی هستند و از یک مرکز منصوب و هدایت می شوند. در بسیاری موارد، مثل محاکمه معترضان کودتای اخیر، بدیهی ترین ضوابط قانونی مثل تفهیم اتهام و حق برخورداری از وکیل و دفاع قانونی هم از متهمان سلب شده است. بسیاری از بازجویان، از ابزارهای شکنجه سیاه و سفید برای فشار بر متهمان استفاده می کنند تا به جرایمی که نظام می خواهد اقرار کنند. دادگاهها در فضایی چیده می شوند تا تأثیر روانی خاصی روی متهم بگذارند و از حضور مردم عادی و خانواده و وکلای متهمان جلوگیری می شود. و تازه این سیستم قضایی بیمار و معیوب، تمام و کمال در خدمت حاکمان است و برای بقای عده ای فاسد در رأس قدرت، از ابزاری بنام قضاوت نهایت سوء استفاده را می کند! حال آیا نتیجه و احکام صادره توسط چنین سیستم قضائی، احکامی انسانی و قانونی خواهند بود؟ و آیا می توان به احکام اعدام در چنین سیستم قضائی مخالفت نکرد؟
باری! صدور حکم اعدام باید متناسب با شرایط قرن حاضر و بر اساس مقتضیات زمانه تغییر یابد و متوقف شود. بخصوص در ایران امروز، تا برقراری یک سیستم قضایی عادلانه و داشتن دادگاهی با هیأت منصفه مردمی و قوانینی معین، نه تنها احکام اعدام بلکه سایر احکام صادره از درجه اعتبار ساقط هستند! تا وقتی قضات ما فاسد، رشوه خوار، تسلیم دستگاه جور و ستم هستند، و تا هنگامی که قضاوت در خدمت سیاست قرار دارد، نظام قضایی ایران هم باید پاسخگوی احکام فراوان اعدام باشد و هم پاسخگوی سایر احکام ناعادلانه ای که صادر می کند.
وظیفه شهروندی ما مخالفت با صدور احکام ناعادلانه و بخصوص صدور حکم اعدام در ایران است. جنبش حق طلبانه ملت ایران، بدلیل هزاران مورد اعدام ناعادلانه، سبعانه و دسته جمعی کسانی که حتی از لحاظ آموزه های دینی، مستوجب قصاص نفس نبودند، از نفس مجازات اعدام حتی برای قصاص قاتلان بیزار است و بارها تلاش کرده با جلب رضایت اولیای دم مقتولان، از اعدامها جلوگیری کند. با این همه، صاحبان قدرت با سوء استفاده از آموزه های دینی، بر مجازات اعدام به عنوان نص صریح قرآن پا می فشارند تا این ابزار حذف مزاحمان قدرت طلبی شان را از دست ندهند. اگر براستی قصاص و اعدام نشأت گرفته از آموزه های دینی فرض شود، باید حاکمان ابتدا به دهها و صدها دستور دینی دیگر عمل کنند. دسوترات مشخص دینی مانند اجرای عدالت، عدم اجبار به دین داری، آزادی بیان، حق مساوی برخورداری از ثروتها برای همه مردم و حق انتخاب انسانها و صدها آموزه دینی دیگر ، آنگاه بر سر این یک مورد (قصاص) به بحث و احتجاج بپردازند و به استدلال حقوقدانها و مخالفان اعدام گوش فرادهند.
حاکمان برای ادامه قدرت نامشروع خود به ابزاری بنام اعدام نیازمندند وگرنه باید مخالفان را مانند پروژه قتلهای زنجیره ای، در خانه ها قصابی کنند و آن جنایتها چندان قابل ادامه نیست. برای نگه داشت این ابزار حذف فیزیکی مخالفان، آنها به آموزه دینی قصاص آویخته اند وگرنه چنانچه حقیقتا" درد دین داشتند، اصول بدیهی تر دینی را رعایت می کردند و به حکومت نامشروع خود پایان می دادند. بنابراین نباید اجازه دهیم با رنگ و بوی مذهبی و دینی دادن به این مقوله (اعدام) بازهم فضا را برای تسویه قومی مردم حق طلب ایران مهیا کنند. خواسته مشخص همه حق طلبانی که از ظلم تئوریزه شده حکومت استبداد دینی ایران به ستوه آمده اند، تکیه بر این شعار است: "اعدام نه!" همین.
فرصت نوشتن / روزنوشته های بابک داد
www.babakdad.blogfa.com
تماس:
babakdad@hotmail.com
توضيح: سلام بر مخاطبان آشنا. بدليل احتمال رديابي ام از طريق به روزرساني بلاگفا، نوشته هايم را در وبلاگ ديگرم به آدرس زير مي نويسم و هر بار كه فرصت نسبتا" امني دست بدهد، نوشته هايم را در اينجا مي گذارم.
به گفته برخي دوستان آگاه، احتمال عدم فيلترينگ اين وبلاگ، سعه صدر مسئولان نيست! احتمالا" براي امكان رديابي نويسنده اش اين وبلاگ را باز گذاشته اند. اما تا روز دستگيري، بودن من در اين سرزمين، نشانه ناتواني و «سند انكار قدرت» پوشالي امنيتي اين نظام است. خبر دارم تا كجاها را براي گرفتنم جستجو كرده اند و به لطف خداوند، ناكام مانده اند. حالا متن «چند مطلب اخيرم» را يكجا براي مطالعه دوستان مي گذارم. كامنتها باز است. خودتان مراقب فحاشان و مأموران حقوق بگير نظام باشيد و هر يك دشنام آنها را با يك بيان منطقي و متين، پاسخ بگوييد. بگذاريم خوانندگان جوان يا تازه وارد، وزن منطق و عقلانيت اهالي جنبش سبز را در برابر فحاشي و حقارتهاي سينه چاكان اين نظام خونريز ببينند و خودشان ميان ما و آنها قضاوت كنند و به انتخاب برتر برسند. و لطفا" اهالي حقيقي جنبش سبز از نوشتن «مرگ بر..» در كامنتها استفاده نكنند. بگذاريد سياهي شعار مرگ و ننگ براي نظام باشد. ما منادي زندگي و سبزي هستيم.
***
آرزو كنيد با «انقلاب مخملين» بركنار شويد!
رأي 25 ميليوني و تقلب ناشيانه نظام به نفع محمود احمدي نژاد، چنان «هضم نشدني» بود و هست كه مثل يك غذاي فاسد و مسموم، هنوز هم «روي دل» جامعه باقي مانده و «نفخ» بزرگي ايجاد كرده و همه اعضاي پيكره حامعه را به درد و بيماري و بي تابي دچار كرده است. اين كودتاي انتخاباتي «هضم ناشدني»، ناآرامي هاي وسيع و التهابات دامنه داري را در كل پيكره جامعه موجب شده كه فقط با «دفع» و يا «بالاآوردن» و «استفراغ» اين غذاي فاسد و ماده مسموم، جامعه مي تواند به سلامتي و آرامش قبل از 22 خرداد 88 برسد. اگر مقامات انتخابات را «ابطال» مي كردند، شايد به موقع اين غذاي مسموم، از سيستم گوارشي جامعه «دفع» مي شد و سّم آن از پيكره اجتماع بيرون مي رفت! حالا هم شايد ...
علني شدن نامه مسئولانه و دردمندانه آقاي مهدي كروبي به آقاي هاشمي رفسنجاني و تقاضا براي رسيدگي به كثيف ترين جنايتهايي كه در زندانهاي اسلامي رايج شده، مدال شجاعت و حق طلبي ديگري براي كروبي و سند تازه اي براي جنايات ضدبشري مقامات نظام است...
افشاي يك جنايت كثيف!
«ببريد حامله شون كنيد اين بچه قرتيا رو!»
مهدي روز اول، تب داشت و هذيان مي گفت. با ديدن خون فراوان در ادرار و مدفوعش، دكتر درمانگاه برايش چند آزمايش نوشت و معاينه هاي دقيق تري كرده بود. بعد از اينكه دكتر معالج،«يواشكي» به پدر مهدي هشدار داده بود كه « طبق آزمايشهايي كه كرديم، پسرت را يك يا چند مرد، با زور مورد تجاوز جنسي قرار داده اند!» پيرمرد از حال رفته بود. «پارگي شديد مقعد» بعد از بارها تجاوز و خونريزي، مقعد و روده هاي او را دچار عفونت شديد كرده بود و بر اساس اين ظواهر مشكوك، دكتر درمانگاه مي خواست «مقامات قانوني» و كلانتري را در جريان «احتمال يك جرم» مثل زورگيري و تجاوز به عنف قرار بدهد كه پيرمرد، ماجراي «زنداني بودن پسرش» را گفته بود و كاغذ آزادي پسرش را نشان دكتر داده بود. دكتر شوكه شده بود و پيرمرد گفته بود ديگر از مقامات قانوني و پليس و مأمور مي ترسد و پسرش بدتر از او...
تو ١٨ ساله اي. سه ماه قبل «عاشق ايران و آزادي مردم» بودي و حاضر بودي جانت را هم براي سبزشدن وطن بدهي، اما اينجايش را نخوانده بودي كه بعد از چند هفته زندان و شكنجه، حالا از خودت،از مردم،و حتي از خدا هم خجالت مي كشي! بدت آمده! متنفر شده اي! گوشه خانه خزيده اي و نميتواني حتي بنشيني! بازجو...
واقعيت سرطاني دولت كودتا، به «جراحي ملي» نياز دارد!
آمريكا اعلام كرد؛ دولت جديد ايران را به عنوان يك «واقعيت» مي پذيرد و عبارت «دولت منتخب» را بعد از دو روز، به عبارت «دولت پيروز اعلام شده!» اصلاح نمود. خانم هيلاري كلينتون سخنان قبلي «رابرت گيبس» سخنگوي كاخ سفيد را تصحيح كرد و گفت: آمريكا، دولت تازه ايران را براي ادامه مذاكرات اتمي به عنوان يك «واقعيت!» مي پذيرد! اين اصلاح...
ادامه متن مطالب را در «ادامه مطلب» بخوانید
توضيح: سلام بر مخاطبان آشنا. بدليل احتمال رديابي ام از طريق به روزرساني بلاگفا، نوشته هايم را در وبلاگ ديگرم به آدرس زير مي نويسم و هر بار كه فرصت نسبتا" امني دست بدهد، نوشته هايم را در اينجا مي گذارم.
به گفته برخي دوستان آگاه، احتمال عدم فيلترينگ اين وبلاگ، سعه صدر مسئولان نيست! احتمالا" براي امكان رديابي نويسنده اش اين وبلاگ را باز گذاشته اند. اما تا روز دستگيري، بودن من در اين سرزمين، نشانه ناتواني و «سند انكار قدرت» پوشالي امنيتي اين نظام است. خبر دارم تا كجاها را براي گرفتنم جستجو كرده اند و به لطف خداوند، ناكام مانده اند. حالا متن «چند مطلب اخيرم» را يكجا براي مطالعه دوستان مي گذارم. كامنتها باز است. خودتان مراقب فحاشان و مأموران حقوق بگير نظام باشيد و هر يك دشنام آنها را با يك بيان منطقي و متين، پاسخ بگوييد. بگذاريم خوانندگان جوان يا تازه وارد، وزن منطق و عقلانيت اهالي جنبش سبز را در برابر فحاشي و حقارتهاي سينه چاكان اين نظام خونريز ببينند و خودشان ميان ما و آنها قضاوت كنند و به انتخاب برتر برسند. و لطفا" اهالي حقيقي جنبش سبز از نوشتن «مرگ بر..» در كامنتها استفاده نكنند. بگذاريد سياهي شعار مرگ و ننگ براي نظام باشد. ما منادي زندگي و سبزي هستيم.
و اما بخشهایی از این مطالب. برای خواندن همه متن روی »ادامه مطلب« کلیک فرمایید.
پسورد پيروزي جنبش سبز: «وحدت» است!
در روزهاي اول كودتا،برادرم سيف الله به بستر بيماري افتاد و من و خانواده ام، راهي كوچي اجباري شديم تا داغ خفه كردن همه صداهاي منتقد را به دل كودتاچيان بگذاريم. دورادور خبر برادر را داشتم. مطمئن بودم عيادت يا هرجور تماس با او يا خواهرانم، براي آنها دردسر درست مي كند....ادامه
***
«سوء مصرف!» سرمايه ها و ارزشها،
در «سال اصلاح الگوي مصرف»!
امروز سوگند دروغ،در نظام اسلامي «رسمي» شد! امروز در ام القراي جهان اسلام(!)، احمدي نژاد رئيس جمهور منصوب رهبر، در مراسم «سوگند رسمي» يا تحليف، بارها به دروغ قسم خورد و در مملكتي كه «كشور امام زمان» مي نامند، قسم دروغ را رسمي و باب كرد. در كشوري كه «قسم خوردن» ابزار...
***
از آب هم مضايقه دارند حاكمان!
مردم غرب تهران در طول يكي دو ماه گذشته، آب آلوده مخزني را خورده اند كه يك جسد در آن شناور بوده و متلاشي مي شده! ... به عبارتي مردم بيخبر غرب تهران، يكي دو ماه است از آن آب آلوده، براي خوردن و پختن غذا و شستن ظروف و لباس و استحمام و وضو و طهارت و پاكيزگي! استفاده كرده اند! ديشب بازپرس جنائي مسئول اين پرونده در... ادامه
***
جنبش سبز،رأس و بدنه ندارد!
درياست و حالا طوفاني شده!
تهديد دستگيري بزرگان جنبش سبز مانند آقايان موسوي و كروبي و خاتمي، باز هم نشان ميدهد مقامات نظام در فهم «ماهيت» جنبش حق طلبانه مردم ايران دچار بدفهمي و گيجي مفرط هستند و حقيقت آن را درك نكرده اند. جنبش سبز يك حركت خودجوش، كاملا" خودگردان و خودساخته است. شعارهايش...
***
بيرون بيا عزیز!
نيمه شب تهران و ايران به سحر نزديك شده، شيراز و تبريز و اصفهان و... هم! بلند شو! وقت مرگ است براي زندگي! صداي گلوله را جدي نگير! مرام گلوله «وحشت» است و مرام سينه ما «آرامش». بيا وحشت گلوله را در آرامش سينه هايمان قسمت كنيم و از غريو تير نترسيم. بيا و... ادامه
***
حضور «سياهي لشگرها» در «كاريكاتور تنفيذ»!
ملت دوستان و دشمنان خود را شناختند!
مسئولان برگزاري اين مراسم رسوا، براي پر كردن سالن دست به دامان كساني شدند كه حضورشان در «مراسم رسمي» نظير تنفيذ، هيچ موضوعيتي ندارد و فقط براي پر كردن سالن حسينيه(!) و به عنوان «سياهي لشگر!» آمده بودند. مراسم «رسمي تنفيذ»، كه يكي از مهمترين مراسم اداري كشور است، امروز با «حقارات تمام» برگزار شد و...
امروز 12 مرداد 88 «روز نكبت» است!
امروز؛ «روز نكبت» است! سياه بپوشيم!
امروز كودتا توسط رهبر «تنفيذ» مي شود!
امروز «رأي مردم» قرباني كودتاچيان مي شود!...
سهم خودت را براي آزادي بده هموطن!
... حالا ملت ايران در برابر يك ماجراي مرگ و زندگي قرار گرفته است. بين «بودن يا نبودن!» بايد يكبار بنشينيم و با خودمان فكر كنيم و تصميم بگيريم. دختر هستم يا پسر، زن هستم يا مرد، پير هستم يا جوا، بايد فكر كنم و از خودم بپرسم: آيا از سهراب اعرابي جوان ترم؟ آيا از ندا آقاسلطان زيبا و جوان ترم؟ آيا من از اين جوانان به خون خفته، آرزومند ترم و آيا شايسته ترم تا به اين زندگي ذلت بار زير سايه ستم بچسبم؟ آيا من از كيانوش آسا دانشجوي فوق ليسانس باهوش تر و باسوادترم؟ آيا از ترانه موسوي بيگناهترم كه در راه رفتن...
هنوز از «اعتراف گرفتن دروغين» خجالت نمي كشيد؟
... بازجويم بدنبال اعتراف گيري براي اين «توهّم» بود كه در ستاد انتخاباتي آقاي خاتمي، فساد اخلاقي حاكم است و فاحشه ها در آنجا با مسئولان ستاد روابط غيرافلاطوني دارند و چه و چه مي كردند! گفت:«در اين زمنيه اعتراف كن و بنويس!» از بازجو پرسيدم:« واقعا" اينطور بوده؟ اي نامردا! چرا منو خبر نمي كردن؟ چرا منو مي پيچون كه برم دنبال خبرنگاري و خودشون تنهايي...؟ خب شما كه اين چيزا رو مي دونيد بگيد اونجا ديگه چه خبرايي بوده؟!» بازجوي جوان خشمگين شد و هجوم آورد مرا بزند! گفتم: «خب! حالا يه مهلتي بده ببينم! شايد...
«ظلم» پابرجا نمي ماند! بيخودي دست و پا مي زنند!
مأموران امنيتي نظام، همواره بدنبال رسمّيت دادن به توهّمات بيمارگونه مقام معظم رهبري بوده اند و هستند. براي آنها عقلانيتي باقي نمانده كه از خودشان بپرسند اين مقام عظما درست فرموده يا غلط فرموده؟ مهم اين است كه آنها بايد سندي پيدا كنند و آن حرف و توهمّات رهبر را اثبات كنند! اگر آقاي خامنه اي مثل سال 77 بگويد «مطبوعات پايگاه دشمن هستند!» اينها بايد از چند خبرنگار اعتراف بگيرند كه با موساد و سيا همكاري مي كردند و پول هم گرفته اند! اگر «آقا» بگويد در اين انتخابات تقلب نشده و..
«هالوكاست اسلامي» در ايران!
قبل از امحاي آثار جنايتها،
براي سران كودتا «كيفرخواست بين المللي» بدهيم!
...اينك به بركت (!) كودتاي ننگين اخير، تمامي چهره واقعي اين نظام غيرمشروع و حكومت جائر و ظالم «يكجا» از پرده بيرون افتاده و حاكمان به طور كامل رسوا شده اند و پوشالي بودن داعيه مشروعيت مردمي و ادعاي اسلاميت و عدالت و... را يكجا نشان داده اند. به بركت اين كودتا، تمام جهانيان ديدند رفتار مأموران در «ام القراي اسلام!» با مردم معترض و تجمعات آرام، چقدر وحشيانه تر از رفتار سربازان صهيونيست با شهروندان فلسطيني بود. دنائت و خونريزي...
«هالوكاست اسلامي»
فقط به «كمپ كهريزك» محدود نيست!
سران كودتا و مقامات ايران بايد پاسخ دهند چرا در برابر پنجاه روز جنايات هولناك و ضدانساني در «آشويتس ايران»؛ يعني كمپ كهريزك تا به حال، سكوت كرده بودند؟ آنها با نزديك شدن به روز تنفيذ «رئيس جمهوري منصوب رهبر» و به قصد آرام كردن فضاي سياسي كشور، به تعطيلي نمايشي آن مبادرت مي كنند، اما ددمنشي و خوي وحشي شان همچنان پابرجاست و هالوكاست و كشتار و شكنجه هاي كثيف را در اسارتگاههاي ديگر ادامه مي دهند. سران نظام بايد بگويند...
براي مطالعه متن كامل اين مطالب، روي «ادامه مطلب» كليك كنيد!
تازه ترین مطالب مرا در وبلاگ جدیدم بخوانید
آقاي قاليباف! چرا از «آقا» نمي پرسيد؟
اينها بخشهايي است از سخنان دكتر محمدباقر قاليباف شهردار اصولگرا و ولايت مدار تهران، كه به تازگي روي يوتيوب و سايتها منتشر شده است:
{ فضای سیاست، فضای کثیفی است، حتی منی که حالم از سیاست به هم می خورد، همین الان در این فضای کثیف حرکت می کنم...
--------------------------------------------------
روز تنفيذ احمدي نژاد را «عزاي ملي» اعلام كنيم!
روز تنفيذ حكم احمدي نژاد، رئيس جمهوري منصوب رهبري، سياه ترين روز تاريخ معاصر ما خواهد بود. روزي است كه رهبر با دست آلوده به خونش، حكم رياست جمهوري «مادام العمري» را به احمدي نژاد اعطاء مي كند و با اين كار، بر خلاف انتخاب ملت و خواست مردم، يكي از شيادترين و دروغگوترين كساني را به مسند رياست جمهوري مي نشاند كه تاريخ معاصر ما به خود نديده است.
ما «سند انكار» قدرت شمائيم!
زنده ياد احمد شاملو در شعري به اين مضمون گفته بود:« ابله مردا! من عدوي تو نيستم، من انكار توام!»
بعد از چهل روز «زندگي مخفي» و خانه بدوشي در شهرهاي ايران و گريختن از دام مأموران نائب خودخوانده امام زمان، امروز من به دستگاه امنيتي و وحشي اين نظام كودتايي مي گويم: «من و خانواده ام،هم دشمن و عدوي شما هستيم و هم سند انكار قدرت پوشالي شمائيم! شما با تمام يد و بيضا و تجهيزات اطلاعاتي روسي و چيني خود، عرضه نداشتيد و عرضه نداريد همه صداها را خاموش كنيد! همين «باقي بودن» ما در سرزمين ايران و همين سرگرداني و استيصال مأموران امنيتي نظام كودتايي ...
بدلیل ردیابی و خطرات امنیتی، مطالب تازه را
در وبلاگ جدیدم در بلاگ اسپات می نویسم
و در موقعیتهای امنی مطالب تازه را در اینجا را به روز می کنیم.
********
«تخته پاره بر موج!» بخش چهارم
شصتمين روز دوري از خانه!
نبايد خسته و نااميد شويم!
در شصتمين روز دوري از خانه؛ خانواده ام از اين آوارگي و زندگي مخفيانه با همه صبوريها، طبيعتا" خسته و كلافه شده اند. زندگي زير سايه ترس، تجربه تازه و بسيار خاصي است. من البته سالهاست منتظر «گير دادن» دادستاني و ...
حضور نايب خودخوانده امام زمان (عج)!
جناب آقای خامنه ای!
شنيده بودم شما مبتکر سبک خاصی در «علم بيان» بوده ايد؛ اما بارها با بررسی سخنان شما، تنها توانسته ام به اين نتيجه برسم که آن سبک بيانی خاص،فقط نوعی «سفسطه» است؛ به اين معنا که با بيان يک «مقدمه درست» و مقبولی که می گوييد، «نتيجه نادرستی» به نفع نظرات خود می گيريد که با آن مقدمه، در تضّاد و تناقض صد در صد است! در واقع با استناد به سخنان خود شما، غالبا" می شود رفتارتان را نقد کرد و با پايه استدلالهای خودتان، می توان به اين نتيجه رسيد که عملکردتان مخالف و مغاير با شعارهای زيبايی است که در «مقدمه» می فرماييد. به بخشهايی از سخنانتان در عيد مبعث اشاره می کنم و از خلال برخی از سخنان درستی که فرموده ايد، نادرستی ها و ناراستی های گفتار و عملکردتان را يک به يک بيان می کنم. تا بدانيد شما فقط دشمن مردم نيستيد، بلکه دشمن خودتان هم هستيد و «رهبری عليه رهبری» است. اگر انصافی در اين نقد ديديد، در شيوه خود تجديدنظر فرماييد، قبل از آنکه ...
«تخته پاره بر موج 3»
يادداشتهاي روزهاي دور از خانه / بخش سوم
يك حشره كوچك، «فرعون» را هلاك كرد!
ماشين پليس كه ايستاد مطمئن شدم كارم «تمام» شده و ديگر گير افتادم! آن هم درست به هنگام شركت در برنامه زنده تلويزيوني voa ! و با خودم گفتم:چه شود؟!
جمعه شب در حالي در برنامه «تفسيرخبر» با صداي آمريكا مصاحبه مي كردم كه در كنار خياباني در يكي از شهرهاي استان اصفهان ايستاده بودم. لابد صداي ماشينهاي عبوري را در خلال برنامه شينده ايد! كار بسيار خطرناكي بود، اما براي اينكه منزلي كه گرفته ايم در يك روستاي خلوت و محروم و «بي آنتن!» است، مكالمه ام قبل از برنامه بارها قطع مي شد.
وقتي قرار بود درباره «جسارت تازه! لحن احمدي نژاد با قدرتهاي غربي» صحبت كنم، يك ماشين پليس آگاهي آمد و كنارم ايستاد و وراندازم كرد. ساعت نزديك يك بامداد بود و آنها به من شك كرده بودند. تقريبا" مطمئن شدم ممكن است گير بيفتم. اما براي مصاحبه، بعد از آقايان سازگارا و حسامي، حالا نوبت به من رسيده بود. ...
آري! به اتفاق، جهان مي توان گرفت!
توضيح: يك ماه و اندي قبل(23 خرداد) براي آنكه دستگيرشدنم فايده اي نداشت، به محض احساس خطر، خانه و كاشانه را ترك كرديم و راهي سفري اجباري شديم. «نوشتن» و اثرگذاري بر مخاطبانم را بر زندان رفتن ترجيح دادم و خانوادگي به اين انتخاب رسيديم كه اگر اين قلم تأثيري دارد، بهتر است بابت نوشتن در اين برهه حساس، از خانه آواره شويم! ما هنوز ...
***
... حالا ديگر در ميان مردم كشورهاي جهان، «سبز» نشانه حركت ملت ماست. و حاكمان كودتاچي كه سالهاست از نمادهاي ديني بهره برداري كرده اند، از رنگ «سبز» مي ترسند! حكومتي كه به مردمي بودن انقلابش افتخار مي كرد، و همواره با «نمايش حضور مردم» عُمر و بقاي خود را تمديد مي كرد، و در همان حال از خواسته هاي واقعي مردم فاصله مي گرفت تا حالايي كه رسما" از مشروعيت مردمي ساقط شد و «سند رسمي اسقاط مشروعيت نظام» هم «بالاخره» در اين انتخابات به طور «تمام و كمال» ارائه شد. در اين انتخابات، سند بلاترديد و قاطع «نامشروع و غيرمردمي» بودن اين حكومت به طور جامع و كامل براي همه جهانيان اثبات شد و حاكماني كه تظاهرات ....... متن کامل را در ادامه بخوانید
سه نوشته!
صفي از شمع در «شام غريبان سهراب!»
اجساد قربانيان را مخفي و مصادره مي كنند!
چقدر كار ساكنان غيرتمند شهرك آپادانا زيبا و پرمعنا بود. در شب شام غريبان سهراب عزيز، صفي از شمع در كف خيابانهاي شهرك آپادانا تا مقابل آپارتمان خانواده سهراب درست كردند و هزاران شمع، بر غربت نسل جوان ما و مظلوميت اين شهيدان جوان و سهراب گريستند. اگر آسمان نگريست، شايد نخواست آن شمعها خاموش شوند. گريه شمع در مرگ يك جوان، گريه تلخي است و چه كار زيبايي كردند... ادامه را بخوانید
مراجع خاموش را «تحريم» كنيم!
اظهارنظرهاي شجاعانه حضرت آيت الله العظمي حسينعلي منتظري، در طول تمام اين سالها، روشن كننده چراغ حقانيت بوده و منتظري همواره در «خفاي وجدان مردم»، مظلومانه حضور داشته است. ايشان بارها با سخنان روشنگرانه شان، دل اهل حق را تسكين داده تا مسير حقيقت را گم نكنند و اسير تبليغات دروغين «غاصبان دين» نشوند. آقاي منتظري در طول اين سالها، نه از حصر خانگي و حمله «اوباش فدائي رهبر!» خاموش شده، و نه از... ادامه را بخوانید
اين ديگر؛ شروع يك «پايان» است!
نظام با تقلب ناشيانه در انتخابات نشان داد از «مشروعيت مردمي» ساقط شده است. با جانبداري صريح رهبري از كودتاچيان، نظام نشان داد از قانون وعدالت مورد ادعايش تهي شده و رهبري «همدست» كودتاچيان است. كشتار وحشيانه مردم نشان داد نظام اسلامي از «رأفت و عطوفت اسلامي»(!) خالي شده و با دستگيري فعالان سياسي از روي ويلچر و i.c.u نظام نشان داد حتي «مروت» هم ندارد. با حكم مراجع ديني شجاعي مثل آيت الله منتظري و صانعي و بيات زنجاني، نظام نشان داد حتي از «اسلاميت» هم تهي است. نظام با «مخفي كردن اجساد» و دفن بي اطلاع آنها نشان داد از «انسانيت» هم نشاني ندارد. و با «مصادره جسد»... ادامه را بخوانید